بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند
ما هم به تب طفل طبیبانه بگریم
شهریار
بله عرض می کردم بی مهری به علوم انسانی ،واقعیت تلخی است که ریشه در تاریخ دارد.یعنی نمی توان آن را فقط به شرایط کنونی ربط داد. وقتی در قرن ۱۹با ممالک به اصطلاح راقیه مواجه شدیم ، پیشرفت را در علم دیدیم ، و علم را با فن اشتباه گرفتیم به عبارت امروزی تر علم را با تکنولوژی اشتباه گرفتیم وقتی قشون ایران در جنگ تر کمانچای شکست خورد و کار به معاهده های ترکمن چای و گلستان کشید،بخشی غنی از کشور ما از دست رفت . در این گیر وداد دارالفنون تاسیس شد خب می بینید که گفتند دارالفنون نگفتند دارالعلوم یعنی ایرانی متوجه شد برای جبران این کمبود ، باید با فنون خاصی مثل اسلحه سازی یا پزشکی آشنا شود بنابراین راهی را که غرب رفته بود از بی راهه آغاز کردیم.
دارالفنون به این دلیل تاسیس شد که ما از نطر فنی از ممالک راقیه عقب بودیم بنابراین عجولانه به فکر کسب فنون افتادیم .داشتن فنون هم مستلزم توسعه علوم ریاضی و تجربی بود و صد البته در این زمینه با فرایند تولید علم کاری نداشتیم و فقط سعی میکردیم نتیجه این فرایند را بگیریم اینجا بود که علوم انسانی در زمره ی علوم قرار نگرفت
زمین به دوش خود البرز و بیستون دارد
غبار ماست که بر شانه اش گران آمد
این علم گرایی خاص به معنای تجربی در جامعه شایع شدیعنی به کسی گفتیم عالم که دانشمند رشته های پزشکی فیزیک ریاضی شیمی و... باشد
در آن زمان ایرانی فکر می کرد که شناخت انسان و مسایل اجتماعی او چندان مهم نیست یا حداقل در اولویت قرار نداردالبته این شرایط در آن زمان فقط در ایران یا شرق حاکم نبود حتی درخود اروپا هم نوعی افراط در جهت علوم تجربی وریاضی و فنی در جریان است
در نیمه دوم قرن ۱۹ بود که به تدریج علوم انسانی و اجتماعی اهمیت پیدا کرد. اگر امروز در جامعه به علوم انسانی توجه کافی نمی شود در نخستین مرحله پول ساز نبودن این رشته هاست در واقع جامعه واقع بین تر از حد تصور ماست مثلامقایسه میزان در آمد یک معلم تاریخ با یک مهندس الکترونیک تامل بر انگیز است اینکه اقبال به بعضی از رشته های علوم انسانی مثل حقوق زیاد است به علت اعتبار اجتماعی و در آمد زایی آنهاست
باید نشان داد که جامعه بدون تمسک به یافته ها و رهنمود های حوزه ی علوم انسانی و اجتماعی توان و توسعه وظرفیت ترقی را ندارد هر گاه جامعه پی ببرد که که سازکارهای آن بدون دیدگاه تاریخی و وجود مورخ بدون دیدگاه جامعه شناسی و جامعه شناس درست عمل نخواهد کرد به سراغ رشته های علوم انسانی می رود.
نکته بعدی این است که بعضی از عامه مردم و برخی از خواص فکر می کنند که علوم انسانی در ادبیات خلاصه می شود و ادبیات هو فقط شعر است و داستان و این دو هم تشریفاتی است و در جامعه کاربردی ندارد.... خلاصه این که بقول ما اول باید برادریت را ثابت کنی بعد ادعای ارث داشته باشی تا ما نتوانیم اهمیت و سودمندی علوم انسانی را نشان دهیم وضع همین است
حتی در خود دانشگاه هم همین است تلقی خیلی ها این است که علمیت علوم انسانی زیر سوال است چرا که فکر می کنند هر کس می تواند پیش خود آن را بخواندیعنی بدون درس و مدرس می توان دانشمند علوم انسانی شد. حال اینکه این علم چون با مسایل روانی و اجتماعی انسان سرو کار دارد به مراتب دشوار و پیچیده تر از سایر علوم است
نکته بعدی پژوهش در
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:16 توسط حسن رستمی
|