خوی پلنگی

 

 «سعدی شیرازی» هم که وقتی از اوضاع آشفتۀ شیراز به تنگ آمده بود و سالها جلای وطن کرده بود، خیال کرده بود که دارد از «خوی پلنگی» آدمیزاد فرار می کند:

چو بازآمدم، کشور آسوده دیدم

پلنگان رها کرده خوی پلنگی

 

یک پلنگ توی جنگل یک میمون شکار می کند و لاشه اش را می کشد بالای یک درخت تا با خیال راحت و غافل از شکر خدا بنشیند و فارغ از مزاحمت کفتارها شکم بی هنر پیچ پیچ و بیگناهش را سیر کند. نگو میمونه یک بچّۀ شیرخوره به سینه اش چسبیده بوده است و حالا این بچّه زنده است و ... و چی؟

من که آدمیزاد هستم، تا دیدم چشم پلنگه افتاد به بچّه میمونه، خواستم چشمهایم را ببندم. توی ذهن آدمیزادیم دیدم که پلنگه در یک چشم به هم زدن بچّه میمونه را، مثل یک پیش غذای اشتها آور بلعید تا حالا برود سراغ غذای اصلیش. امّا نه! آن هم چه نه ای!

نه، ای آدمیزاد! بیدار شو و خوی پلنگی را تماشا کن. پلنگه اصلاً گرسنگی از یادش رفت. آشفته شد. پریشان شد. مادر شد. مادر بچّه میمون شد. یکی دو دقیقه ای بالای تنۀ درخت تقّلا کرد تا توانست بچّه میمونه را بچّۀ خودش بکند، بو کند، بلیسد، ناز کند، آرام کند، مطمئن کند و به خودش بچسباند و سرش را بگذارد کنار سر او و بدون اعتناء به گرسنگی خودش و غذای آماده اش که مادر بچّه میمونه باشد، برای خواباندن بچّه میمونه بخوابد، یا خودش را به خواب بزند! ...و آنوقت یادم آمد که در تاریخ آدمیزادی، وقتی یک قلدر از معنای خدا بی خبر می خواسته است مِلک و مال یک نفر را بالا بکشد، خودش را که به انواع بهانه ها می کشته است، به جای خود، تمام خانواده اش را از بچّۀ شیرخوره گرفته تا پیر زمینگیر همین امروز می کشته است تا خیالش از بابت فردای یک نسل انتقامجو راحت باشد.

می دانید که این جنایت را وقتی عدّه ای قلدر برای بالا کشیدن وطن یک قوم مرتکب بشوند، در انگلیسی به ش می گویند (۱) «Genocide»، یعنی «قوم کشی». و حالا در این فیلم می بینی پلنگه وقتی میمونه را شکار می کند و می برد بالای درخت، انگار رفته است فروشگاه، غذای آماده خریده است، و وقتی چشمش به بچّه میمونه می افتد، مادری است که بچّۀ شیرخوره اش احتیاج به مهر و نوازش او دارد، و گرسنگی را فراموش می کند.آنهایی که در «کتاب مقدّس» (Holy Bilble) صحیفۀ حضرت یوشع، جانشین حضرت موسی را خوانده باشند، با یکی از درخشان ترین نمونه های قوم کشی در تاریخ آدمیزادی آشنا شده اند. برای آنهایی که آن را نخوانده اند، چند تا جمله از «صحیفۀ یوشع» در ترجمۀ فارسی «کتاب مقدّس» را نقل می کنم تا اگر خواستند کنجکاویشان را ارضاء کنند، بروند تمام صحیفه را بخوانند: «یوشع به قوم [بنی اسرائیل] گفت : صدا زنید زیرا خداوند این شهر را به شما داده است... آنگاه قوم صدا زدند و کرناها را نواختند و چون قوم آواز کرنا را شنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به زمین افتاد و قوم، یعنی هرکس پیش روی خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند * و هر آنچه در شهر بود، از مرد و زن، و جوان و پیر، حتی گاو گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند... [و یوشع به قوم گفت] تمامی نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین وقف خداوند می باشد و به خزانۀ خداوند گذارده شود... و چون شهر را گرفته باشید، پس شهر را به آتش بسوزانید و موافق سخن خداوند به عمل آورید، این شما را امر نمودم... وهمۀ آنانی که در آن روز از مرد و زن افتادند، دوازده هزار نفر بوند، یعنی تمامی مردم عای (Ai)، زیرا یوشع دست خود را که با مزراق [نیزه] دراز کرده بود، پس نکشید تا تمامی ساکنان عای را هلاک کرد * لیکن بهایم و غنیمت آن شهر را اسرائیل برای خود به تاراج بردند، موافق کلام خداوند که به یوشع امر فرموده بود... [و یوشع بعد از عای، همین بلا را بر سر سی قوم دیگر هم آورد و وطنهای این سی و یک قوم به هلاکت رسانده را] به اسباط اسرائیل به ملکیت داد.»     برداشت آزاد از نوشته :علیزاده طوسی

تا نمانیم ازقطار کاروان

 

بنده تا نادان است عارف است و چون جهل از او زایل شود ،معرفتش زوال پذیرد

این جمله از بایزید بسطامی است همین جوری هم قشنگ است نیاز به توضیح و تفسیر ندارد اما ما مدارس را تاسیس کردیم و تقریبا از بیست روز پیش تا فردا و یا تا دوشنبه  تقریبا همه بچه های کره زمین به مدرسه خواهند رفت اما سوال این است که چرا مدارس بیش از آنکه بر ما بیفزاید از ما می کاهد؟ سوال دوم این است که چرا مدرسه رفتن مانع تحصیلات می شود؟

اگر این دو سوال سازوار است چرا دنیا اصرار به فرستادن بچه ها به مدرسه دارد ؟ اگر سازوار نیست چرانتایج مدارس کافی نیست ؟در چه صورت نادان عارف است ؟

این سخن پایان ندارد بازران

تا نمانیم ازقطار کاروان

جهل مدرن

وقتی به جای «نه خیر»، می شنوم «خیر»، می روم توی این فکر که «نه خیر» یعنی چی که «نه» اش برود، «خیر»ش بماند، باز هم معنی «نه» توی «خیر»ش می ماند.

همین طوری پیش خودم حدس زدم که شاید یک وقتی، البتّه بعد از آنکه کلمۀ عربی «خیر» همراه برادر دوقلویش «شرّ» وارد زبان فارسی شد، آدمهایی که در همه چیز به سعد و نحس اعتقاد داشتند و «خرافات» فصل مهمّی از کتاب «علم زندگی» شان را تشکیل می داد، نشستند، فکر کردند که گفتن «نه» اگر صد در صد هم لازم باشد، باز درست نیست که آدم در جواب کسی فقط بگوید «نه!» شگون ندارد! بهتر است بیاییم این کلمۀ منحوس «نه» را با کلمۀ «خیر» که هم عربی است، هم به معنی خوبی و نیکویی است، همراه کنیم تا نحسیش دفع بشود و بشود یک کلمۀ «سعید»: «بله؟ نه خیر!».

از این «بله؟ نه خیر!» به یاد این حرف خودم افتادم که همیشه می گفته ام و تا نفس آخِر هم خواهم گفت که «جهل» همه جا هست و در همه جا مادّه‌ش یکی است، و فقط رنگش فرق می کند.

مثلاً اگر بیاییم به «جهل» عزّت بگذاریم و آن را به «عطر» تشبیه کنیم، مادّه یا جوهر همۀ عطرهای دنیا همان چیزی است که از گلها می گیرند. حالا اگر آن را مثلاً در «پاریس» بسازند و به اسم عطر «شنل» وارد بازار کنند، یا در «لندن» به اسم «گراسمیت» (Grossmith)، و یک شیشۀ کوچکش را دو هزار دلار بفروشند، اصلش با آن عطر «قمصر» کاشان که یک شیشه اش را حدود چهارده دلار می شود خرید، فرقی ندارد.
حالابریم سر این جهل متمدن دنیا ، همین اسلام ستیزی امریکا را در کنار  آزادی بیان که یکی از ارزش های آمریکا است قرار دهید، ولی می دانیم  اهانت به ادیان و اسلام ستیزی جزو ارزش های آمریکا نیست. در ...

خالکوبی

شما امروز اگر گذارتان به ایتالیا بیفتد و توی یکی از خیابانهای «رُم» از یک کفّاش یا بقّال بپرسید: «شهر کارّارا (Carrara) برای چیش معروف است؟» این کفّاش یا بقّال اگر از هیچ هنری هیچ چیز سرش نشود، این را خوب می‌داند که بگوید: «کارّارا برای معدن مرمرش معروف است که میکل آنژ (Michelangelo) سنگ مجسّمۀ داوودش را خودش رفت آنجا انتخاب کرد تا یک خال نداشته باشد!»یک خال نداشته باشد! بله، «خال» فقط در صورتی از حُسنهای خدا خواستۀ طبیعت کرده حساب می‌شود که سیاه باشد، کوچک و گرد باشد و درست در جای خودش باشد و خدا داد باشد

امیدوارم با این نشانیها توانسته باشم شما را دقیقاً به محلّ قرار گرفتن یا قرار دادن خالی که صورتهای زیبا را زیباتر می کند، رسانده باشم. برای خاطر جمعی می‌توانید یکی از اشعار حافظ را که خال دارد بخوانیداز این یک معنی که بگذریم، معنیهای دیگر «خال» هیچکدام خوب و مقبول و پسندیده و حُسن آفرین و حُسن افزا و دل فریب و هوش رُبا و روح بخش و تماشایی نیست و معمولاً علامت عیب و نقص و خرابی و زشتی و فساد است! از حافظ که بگذریم یارو می خواهد بدن لطیف معشوق یکروزۀ خودش را توصیف بکند، می‌گوید: «مثل مجسّمه‌ای که از مرمر خالص با دستهای هنرمندی تراش خورده باشد، در تمام بدنش حتّی یک خال کوچک یا لک هم نبود!» یعنی نداشتن خال و خالکوبی خوب است

خوب، خود خداهم وقتی آفرینش آدم و حوّا را امر فرمود، مشیتش این بود که آدم چیزی باشد درست و حسابی می‌دانیم که خیلی از تخم و ترکه‌های آدم و حوّا که تا این اواخر هنوز شهرنشین یا «مدنی» نشده بودند که «متمدّن» حساب بشوند، امّا بالاخره آدمیزاد بودند و زندگیشان برای خودش حساب و کتاب نامکتوبی داشت. برای جلب توجّه جنس مخالف درجۀ دکتری از دانشگاه هاروارد آمریکا یا سوربن پاریس یا امپریال کالج لندن یا یکی از دانشگاههای دالغوزآباد خودشان، به اضافۀ خانه و ویلا و اتومبیل رولز رویس و پول هنگفت در یکی از بانکهای سوییس یا دالغوز آباد خودشان، و اثبات هویت و شخصیتشان اداره های سجلّ احوال و ثبت مدارک و مدارج و کمالات و فضائل و مقامات و سلسلۀ مراتب و امثال اینها را نداشتند، و به جای همۀ اینها بدنشان را داشتند و همۀ این معنیها را با آرایش بدنشان و کوبیدن خالهای معیّن در اینجا و آنجاش در معرض ملاحظه و تصدیق دیگران قرار می‌دادند.

حالا چرا امروز، توی این دنیای خیلی متمدّن، خیلی از مردم، اینجا و آنجا، و هر جا و هر ناکجای بدنشان را پُر می‌کنند از خالهای رنگی با نقشهای عجق وجق و نوشته‌های چرند پرند، نمی دانم!

؟

چه جهان زيبايی می‌توانستيم بسازيم، اگر تمام نيرويی که در يک جنگ به هدر می‌رود در خدمت سازندگی به کار می‌گرفتيم. يک دهم از نيروی تلف‌شده در جنگ جهانی اول و بخش کوچکی از ثروتی که برای توليد تسليحات و گازهای سمی از ميان رفت، کافی بود تا زندگی بايسته‌ای برای انسان‌های کشورهای درگير جنگ فراهم آورد و از فاجعه گرسنگی و بيکاری جلوگيری کند.

ما امروز به همان اندازه که برای جنگ ايثار و ازخودگذشتگی نشان داديم، بايد در راه صلح نيز آماده فداکاری باشيم. هيچ چيز  مهم‌تر از مسئله صلح نيست. جز اين، هر آنچه می‌گويیم و هر آنچه انجام می‌دهیم، قادر به تغيير ساخت جهان نيست. اما شايد ندای ما بتواند در خدمت امری بزرگ قرار گيرد؛ ندايی که اتحاد انسان‌ها و صلح در جهان را فرياد می‌زند.

گزارش

 

سلام گزارش رسمی را بخوانید تا بعد گزارش حاشیه را من بنویسم

 

بسمه تعالی

 

برگزاری میزگرد عالی بین المللی پیرامون سواد آموزی

"دستیابی به اهداف سواد آموزی سال 2015، عمل به وعده های داده شده"

16 لغایت 17 شهریور 1391

مقر یونسکو – پاریس

 

میزگرد عالی بین المللی پیرامون سواد آموزی با موضوع "دستیابی به اهداف سواد آموزی سال 2015، عمل به وعده های داده شده"، در تاریخ 16 لغایت 17 شهریور ماه 1391 با حضور نمایندگانی از 41 کشور در مقر یونسکو پاریس برگزار شد.

v   افتتاحیه اجلاس:

در افتتاحیه ی اجلاس، نماینده ی معاون مدیر کل یونسکو در بخش آموزش، نماینده ی دبیرکل سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی اسلامی (آیسسکو)، وزیر آموزش هند و نیز سفیر افتخاری دهه ی سواد آموزی سخنرانی کردند.

محورهای اصلی سخنرانی های ارائه شده در افتتاحیه ی نشست عبارت بودند از:

-         اهمیت مقوله ی سواد آموزی و نقش آن در توسعه ی جوامع؛

-         هزینه های ناشی از بی سوادی برای کشورها؛

-         علل بی توجهی به مقوله ی سواد آموزی علیرغم اهمیت بالای آن؛

-         دلایل اصلی بی سوادی تعداد بسیاری از جمعیت جهان؛

-         چالش ها ی اصلی موجود بر سر راه سواد آموزی؛

-         اولویت های سواد آموزی، راهبردها و سازوکارهای مورد نیاز برای ارتقای سواد آموزی و تقویت جایگاه آن در سطوح ملی، منقطه ای و جهانی؛

-         نقش سواد و سواد آموزی در ارتقای مهارت های زندگی، دگرگونی های اجتماعی، توسعه ی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی؛

-         لزوم ارتقای شراکت و همکاری با کلیه ی ذینفعان و دست اندرکاران امر سواد آموزی در سطوح دولتی، خصوصی و مردم نهاد؛

-         بسیج تعهدات کشورها و بخش غیردولتی و موسسات مختلف جهانی در رابطه با تامین منابع مالی و معنوی سواد آموزی؛

-         تقویت برنامه های موثر در راستای تحقق اهداف سواد آموزی.

v   مباحث و بخش های اصلی میزگرد:

پس از نشست افتتاحیه، مباحث اصلی نشست به شرح ذیل آغاز شد:

 

Ø    بخش اول: "آخرین گام های باقیمانده تا دستیابی به اهداف مورد توافق بین المللی". بحث در خصوص چالش های اصلی سواد آموزی با سوال اصلی: "چرا ما قادر به پیشرفت کافی در راستای نیل به اهداف مورد توافق بین المللی برای سواد آموزی نیستیم؟".

ü    روسای بخش اول میزگرد:

-         وزیر آموزش و سواد آموزی بورکینافاسو؛

-         وزیر فدرال آموزشهای فنی و حرفه ای پاکستان.

ü    مجری بخش اول: نایب رئیس مجمع زنان متخصص در امور آموزش در آفریقا.

 

Ø    بخش دوم: "عمل به وعده ها ی داده شده". تبادل نظر درخصوص راهبردهای کشورها برای دستیابی به اهداف سال 2015 براساس طرح های اقدام و تجربیات موثر هریک از کشورها. سوال اصلی بحث: "چگونه برای تسریع در حل و فصل چالش های فراروی سوادآموزی برنامه ریزی می کنیم؟".

ü    روسای بخش دوم میزگرد:

-         وزیر آموزش ابتدایی بنگلادش؛

-         وزیر آموزش، سواد آموزی و زبانهای ملی مالی.

ü    مجری بخش دوم: نایب رئیس مجمع زنان متخصص در امور آموزش در آفریقا.

 

Ø    بخش سوم: "استفاده از همکاری و شراکت هوشمند برای محو بی سوادی". موضوع اصلی بحث درخصوص چگونگی کمک شرکاء و کارشناسان برای نیل به اهداف مورد توافق بین المللی. پرسش اصلی "نقش هریک از دست اندرکاران موضوع سوادآموزی در کاستن از تعداد بیسوادان چیست؟".

ü    روسای بخش سوم میزگرد:

-         معاون وزیر آموزش، علوم و فناوری سیرالئون؛

-         وزیر آموزش یمن.

ü    مجری بخش سوم:  نایب رئیس مجمع زنان متخصص در امور آموزش در آفریقا.

 

Ø    بخش چهارم: "بهره برداری از منابع برای سواد آموزی ". پرسش اصلی "چگونه می توان میزان کمک های مالی را برای سواد آموزی افزایش داد؟".

ü    روسای بخش چهارم میزگرد:

-         وزیر آموزش ابتدایی و متوسطه ی توگو؛

-         معاون وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران.

ü    مجری بخش چهارم: مشاور عالی موسسه ی توسعه ی آموزش. 

 

Ø    بخش پنجم: "نگاه به گذشته برای حرکت به سمت آینده: سواد آموزی در دوره ی پس از سال 2015". پرسش اصلی: "دستورکارها و برنامه های بین المللی چگونه به کشورها برای دستیابی به اهداف مورد توافق بین المللی کمک کرده اند؟".

ü    روسای بخش پنجم میزگرد:

-         وزیر آموزش اریتره؛

-         وزیر آموزش سنگال.

ü    مجری بخش پنجم: مشاور عالی موسسه ی توسعه ی آموزش. 

 

Ø    بخش ششم: تصویب "بیانیه ی پاریس پیرامون ارتقای تلاش ها برای جبران مشکل بی سوادی".

ü    روسای بخش ششم میزگرد:

-         وزیر فرهنگ، سواد آموزی، صنایع دستی و گردشگری بنین؛

-         وزیر آموزش گینه ی بیسائو.

ü    مجری بخش ششم: رئیس بخش آموزشهای پایه و توسعه ی مهارت ها – یونسکو.

 

v   نقطه نظرات اعلام شده توسط جمهوری اسلامی ایران در بخش های مختلف میزگرد:

 

ایران در بخش های دوم تا پنجم میزگرد مشارکت نموده و طی سخنانی مواضع و تجربیات کشورمان را مطرح و توصیه هایی را برای ارتقای وضعیت سواد آموزی و کاهش میزان بی سوادی ارائه کرد. اهم اظهارات مطروحه توسط ایران در هریک از بخش های میزگرد به تفکیک موضوعات مورد بحث به شرح ذیل می باشد:

1-   اظهارات درخصوص بخش دوم میزگرد با عنوان کلی "عمل به وعده ها ی داده شده": در این بخش، راهبردهای کشورها در راستای دستیابی به اهداف سال 2015 براساس طرح های اقدام و تجربیات موثر هریک از کشورها مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و سوال اصلی بحث به این شرح بود: "چگونه برای تسریع در حل و فصل چالش های فراروی سواد آموزی برنامه ریزی می کنیم؟" در این رابطه طی سخنانی تصریح گردید:

"باعنایت به تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مبنی بر محو بی سوادی در کشور تا یک ضرب الاجل مشخص، وزرات آموزش و پرورش ملزم گردیده است که با استفاده از کلیه ی ظرفیت ها و توانمندیهای موجود در کشور اعم از وزارت متبوع، مجلش شورای اسلامی، دفتر ریاست محترم جمهوری، سایر وزرا و نیز سازمانهای دولتی و غیر دولتی، دستیابی به هدف یاد شده را تا حصول نتیجه، پیگیری نماید.

در این رابطه، راهبردهای متعددی به مورد اجرا گذاشته شده است که ذیلا به تعدادی از آنها اشاره می شود:

-        ایجاد عزم ملی، خواست عمومی و بسیج منابع، امکانات، تسهیلات و ظرفیت های موجود در داخل و خارج از وزارت آموزش و پرورش برای ریشه کن سازی بی سوادی؛

-        مسدود کردن ورودی های بی سوادی توسط نظام رسمی آموزش و پرورش کشور؛

-        تغییر نظام اداری، اجرایی و آموزشی و تطبیق قوانین و مقررات اجرایی پیرامون سواد آموزی؛

-        ارتقای سر فصل ها و برنامه های درسی و درج موضوعات مربوط به سواد آموزی با استفاده از رویکردی منعطف در مواد و منابع درسی محلی در سطوح استانی؛

-        ایجاد تنوع در روشها به منظور جذب و آموزش سواد آموزان و نیز ارزیابی دستاوردهای نظام آموزشی در این رابطه؛

-        پیگیری برای ایجاد نظامی جهت تشویق و اعطای پاداش به بی سوادان، مربیان سواد آموزی، کارورزان و همه ی افرادی که به نوعی در فرآیند سواد آموزی ایفای نقش می کنند؛

-        تغییر سرفصل های سواد آموزی و روشها و تکنیک های سواد آموزی؛

-        توسعه ی رویکردهای مشارکتی به ویژه با استفاده از ظرفیت های موجود در اعضای خانواده ها.

لازم به ذکر است که با توجه به فرصت اندک سه دقیقه ای تنظیم شده برای سخنرانان، حتی اشاره به عناوین راهبردهای مورد اجرا نیز مقدور نبوده و لذا به همین میزان بسنده می شود".

2- اظهارات درخصوص بخش سوم میزگرد با عنوان کلی "استفاده از همکاری و شراکت هوشمند برای محو بی سوادی". در این بخش، موضوع اصلی بحث درخصوص چگونگی کمک شرکاء و کارشناسان برای نیل به اهداف مورد توافق بین المللی بود و پرسش اصلی نیز به دنبال تلاش برای مشخص کردن نقش هریک از دست اندرکاران موضوع سوادآموزی جهت کاستن از تعداد بی سوادان بود.

در این رابطه سخنان ذیل ایراد گردید:

"در ابتدا لازم است از دقت نظر برگزار کنندگان اجلاس به دلیل انتخاب این موضوع با اهمیت قدردانی کنم. برای فائق آمدن بر چالش های موجود و نیز پیشرفت در اجرای برنامه های مربوط به ارتقای مقوله ی سواد آموزی، لازم است در نحوه ی تعامل با ذینفعان و دست اندرکاران امر، بازنگری و تجدید نظر به عمل آید.

جمهوری اسلامی ایران اعتقاد دارد تقویت همکاری میان مجموعه ای از دست اندرکاران و شرکا در مقوله ی سواد آموزی موجب ارتقای بازدهی برنامه ها و طرح های مربوط به این امر می گردد. برای نیل به این هدف، ایران توافقات و یادداشت تفاهم های متعددی را با سازمان های ذیربط به امضا رسانده است و در این زمینه، نوعی شراکت بین بخشی و میان رشته ای با استفاده از کلیه ی ظرفیت ها و توانمندیها ی موجود در سطوح دولتی و غیر دولتی ایجاد شده است. در این راستا، بخشی از مدیریت خدمات سواد آموزی به صورت تدریجی از مسئولین مستقیم و رسمی امر سواد آموزی به بخش خصوصی منتقل شده و در حال انتقال می باشد.

در این خصوص، تسهیل در روند ایجاد و تشکیل سازمان های پایه در موضوع سواد آموزی از ضرورت بی بدیلی برخوردار می باشد. با عنایت به مراتب فوق، توصیه ی عملی ما این است که از ظرفیت و نقش مهم مدیران مدارس باید در امر سواد آموزی استفاده ی لازم به عمل آید و دوره های آموزشی مربوطه که عند الزوم می تواند دوره های آموزش از راه دور نیز باشد، برای آنان پیش بینی شود. مضافا اینکه، ایجاد شراکت و همکاری تنگاتنگ با رسانه ها به ویژه رادیو و تلویزیون با توجه به نقش حائز اهمیت این رسانه ها در شکل دهی و آماده سازی افکار عمومی و ترغیب و تشویق گروه هدف به سوادآموزی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در این رابطه همچنین می توان از نقش افراد برجسته، مشهور و شناخته شده و شخصیت های مورد احترام اقشار مختلف جامعه در فرآیند ترغیب و تشویق به سواد آموزی بهره برد.

ناگفته نماند که درمیان گذاشتن تجربیات کشورها در سطوح منطقه ای و بین المللی با عنوان "بهترین تجربیات" می تواند نقش بسزایی در ارتقای جایگاه سواد آموزی، افزایش سطح و کیفیت سواد آموزی و ایجاد تحول در دانش، روش و متون مورد استفاده در کشورهای مختلف ایفا نماید. ضمن اینکه می توان از طریق همکاری و مشارکت با کشورها در سطوح منطقه ای بهره های فراوانی برد چرا که اینگونه کشورها عموما در زمینه های فرهنگ عمومی، سنت ها و سایر موارد، قرابت ها و مشابهت هایی دارند و نیز با چالش های نسبتا مشابهی نیز مواجه هستند.

در پایان اضافه می نمایم در جمهوری اسلامی ایران ارتقا و تقویت سواد آموزی از طریق مشارکت با سایر دست اندرکاران و ایفا کنندگان نقش از جمله سازمانهای حمایتی و امدادی نظیر کمیته ی امداد امام خمینی، سازمان بهزیستی، سازمان زندانها و سایر سازمانهایی از این دست تسهیل می گردد".

3- اظهارات درخصوص بخش چهارم میزگرد با عنوان کلی "بهره برداری از منابع برای سواد آموزی ":

در این بخش، پرسش اصلی بحث عبارت بود از اینکه چگونه می توان میزان کمک های مالی را برای سواد آموزی افزایش داد؟ در این رابطه سخنان ذیل ایراد گردید:

"جمهوری اسلامی ایران عمیقا به تقویت نتایج و دستاوردهای عظیم به دست آمده در کشور در امر سواد آموزی متعهد و معتقد است. از نظر ما، سواد آموزی، سنگ بنای بهره مندی از حقوق اساسی در سطح فردی و عنصر اصلی توسعه در سطح ملی محسوب می شود. لذا، اختصاص منابع لازم مالی به این مقوله به منظور تضمین و تقویت ظرفیت سازی در سطح کشوری، ازجمله آموزش کارکنان و شاغلان بخش سواد آموزی و توسعه و ارتقای متون و مواد مربوطه، از اهمیت کلیدی برخوردار است.

با درنظر گرفتن چالش های غیر قابل انکار در راه نیل به اهداف مورد نظر سال 2015 برای سواد آموزی، جمهوری اسلامی ایران معتقد است ارائه ی وعده های کمک مالی توسط کشورهای توسعه یافته به کشورهای درحال توسعه و به ویژه کشورهای دارای نرخ پایین باسوادان، و از آن مهمتر، عمل به این وعده های مالی، بسیار ضروری است.

افزایش کمک مالی، به عنوان مظهر همکاریهای شمال و جنوب می تواند به اجرای اقدامات موثر و مبتکرانه ی گسترده تر در زمینه ی سواد آموزی و ارتقای کیفیت آن در کشورهای در حال توسعه بیانجامد.

برای نیل به اهداف جهانی سواد آموزی، ما معتقدیم باید کلیه ی امکانات موجود برای ارائه ی کمک های مالی مورد بررسی قرار گیرد. هرچند در وضعیت کنونی، جذب کمک های مالی از کشورهای شمال، نیازمند تصمیم و اراده ی سیاسی می باشد، باید گفت ارائه ی اینگونه وعده های مالی و عمل به آنها بسیار با اهمیت بوده و می تواند بنیان توسعه ی عادلانه تر و برابر تر انسانی را در سطح جهانی فراهم آورد.

در پایان لازم می دانم تاکید کنم که افزایش کمک های مالی و جذب آن اهمیت زیادی دارد اما آنچه مهمتر از آن است، تعریف، تدوین و اجرای راهبرد ها و سازوکارهایی است که براساس آنها بتوان از منابع مالی تخصیص یافته، استفاده ی بهینه نمود".

4- اظهارات درخصوص بخش پنجم میزگرد با عنوان کلی "نگاه به گذشته برای حرکت به سمت آینده: سواد آموزی در دوره ی پس از سال 2015":

در این بخش، پرسش اصلی بحث این بود که "دستورکارها و برنامه های بین المللی چگونه به کشورها برای دستیابی به اهداف مورد توافق بین المللی کمک کرده اند؟". در این رابطه سخنان ذیل اظهار شد: 

"تجربه ی کشور من نشان داده است که دستورکارهای بین المللی توانسته اند در تلفیق با تجارب و راهبردهای ملی به دستیابی هرچه بیشتر به اهداف مورد توافق بین المللی کمک کنند. در عین حال، این دستور کارها و برنامه های اقدام، همچنین توانسته اند به تقویت و جهت دهی به برخی سیاست ها و تاثیرگذاری بیشتر آنها در امر شناسایی دقیق تر گروه های هدف و کمک به تدوین راهبردهای موثر تر در امر سواد آموزی منجر شوند.

در این راستا، نظارت و ارزیابی مستمر میزان پیشرفت در دستیابی به اهداف مورد توافق بین المللی برای تدوین سیاست های دقیق تر و موثرتر، از اهمیت به سزایی برخوردار می باشد. به همین جهت، جمهوری اسلامی ایران یک بانک اطلاعاتی جامع از گروه هدف را ایجاد نموده که به صورت مستمر در حال تقویت و به روز آوری است. همچنین یک واحد نظارتی برپا شده است تا بر نحوه ی اجرا و میزان تاثیرگذاری طرح ها، راهبردها و برنامه ها نظارت داشته باشد. این اقدامات شامل ارزیابی و سنجش سالیانه ی نرخ سواد آموزی گروه هدف و نظارت بر نرخ قبولی در دوره های سواد آموزی می باشد. همچنین در این رابطه می توان به برنامه های ابتکاری از قبیل تاسیس سامانه ی جامع سواد آموزی اشاره نمود که طی آن کلیه روند های مربوط به سواد آموزی از ثبت نام گرفته تا آموزش و تحکیم آموخته های گروه هدف مورد پیگیری و اجرا قرار می گیرد. در این رابطه از نرم افزاری استفاده شده است که دانش نو سوادان را مورد ارزیابی قرار می دهد. اینگونه اقدامات می تواند شناسایی، برنامه ریزی و ارائه ی خدمات موثر آموزشی به گروه هدف را در سطح کشوری تسهیل و تقویت نماید.

درخصوص دوران پس از سال 2015 نیز باید تصریح نمایم که طبعا پیشرفت های مربوط به حوزه ی سواد آموزی پس از سال مزبور نیز می بایستی ادامه یابد. لازم به ذکر است در جمهوری اسلامی ایران در پایان برنامه ی پنج ساله توسعه، فرآیند سواد آموزی به ویژه برای سواد آموزان بزرگسال، به سطح بسیار پیشرفته ای خواهد رسید.

در پایان لازم می دانم تاکید نمایم که ما تلاش می کنیم از طریق افزایش فعالیت ها و اقدامات حوزه ی سواد آموزی، از جمله از طریق ادغام مهارت های زندگی در سرفصل های مربوط به سواد آموزی، دستاوردهای موجود را تحکیم نموده و ارتقاء بخشیم".

 

ملاحظات:

 

-        هیئت جمهوری اسلامی ایران با مشارکت در اغلب نشست و تشریح نقطه نظرات مربوط به هر یک از موضوعات مورد بررسی در بخش های مختلف آن، حضور فعالی را در میان سایر هیئت های شرکت کننده، از خود به نمایش گذاشت.

-        نظرات، تجربیات و توصیه های ارائه شده توسط کشورمان در مباحث میزگرد بارها در جمع بندی های ارائه شده توسط مجری یا روسای مشترک بخش های مختلف نشست، مورد تاکید و تایید قرار گرفت.

-        در پایان میزگرد، بیانیه ای با عنوان "بیانیه ی پاریس پیرامون ارتقای تلاش ها برای جبران مشکل بی سوادی" پس از درج ملاحظات نمایندگان کشورهای شرکت کننده، به تصویب کشورهای حاضر رسید.  

-        آخرین سخنران میزگرد، آقای تانگ، معاون مدیرکل یونسکو در بخش آموزش بود که در اظهارات خود به اقدامات این سازمان برای ارتقای سوادآموزی طی دهه ی سواد آموزی اشاره کرد و نقش این سازمان را در راستای دستیابی به اهداف سوادآموزی سال 2015 تشریح نمود.

-         در روز پایانی اجلاس، اینجانب در ضیافت ناهار مدیرکل یونسکو که وزرا، معاونین وزیر و نمایندگان وزیران چهل و یک کشور شرکت کننده در اجلاس نیز حضور داشتند شرکت کردم و از نزدیک با تعدادی از مسئولین سواد آموزی کشورهای مختلف گفتگو نمودم.

-         در حاشیه ی اجلاس، بسته های تهیه شده توسط وزارت متبوع و نیز سازمان سواد آموزی حاوی جزوه ها و لوح های فشرده، جهت استفاده ی شرکت کنندگان در اجلاس و آشنایی آنان با اقدامات، راهبردها و موفقیت های کشورمان در امر سواد آموزی ارائه گردید که مورد توجه حاضران قرار گرفت.

 

پیشنهادات:

 

-         باتوجه به توفیقات بزرگ کشورمان در حوزه ی آموزش و بالاخص سواد آموزی و همچنین عدم اطلاع سایر کشورها از دستاوردهای خطیر جمهوری اسلامی ایران در این حوزه، لازم است جزواتی به صورت فشرده و حداقل به دو زبان انگلیسی و فرانسه حاوی خلاصه ی اهم دستاوردها و اقدامات کشورمان در رابطه با سواد آموزی و پیشرفت های ایران در این مقوله تهیه و جهت اطلاع سازمانهای بین المللی مرتبط با موضوع از جمله یونسکو ارسال گردد. بدیهی است اینگونه اطلاعات و جزوات می بایستی به گونه ای مخاطب محور تهیه و عرضه گردند که از جاذبه ی لازم برای جلب توجه مخاطبان و دست اندرکاران موضوع برخوردار باشند. جزوات تهیه شده را همچنین می توان به صورت فایل های پی دی اف تهیه و جهت نمایندگی های دائم کشورمان نزد سازمانهای بین المللی مربوطه فرستاد تا از آن طریق برای طلاع کلیه ی کشورهای عضو، به صورت ایمیل ارسال گردند. همچنین می توان در این رابطه، از ظرفیت های دستگاه های داخلی مرتبط با اینگونه سازمان ها به ویژه کمیسیون ملی یونسکو، بهره ی لازم را برد.

-         با عنایت به نقش موثر سازمانهای بین المللی فعال در حوزه آموزش و به ویژه سواد آموزی، توصیه می شود از این پس، کارشناسان فعال در این حوزه از وزارت متبوع و سازمان سواد آموزی نیز برای شرکت در نشست های مزبور اعزام گردند تا ضمن کسب تجربه و دانش بیشتر در این خصوص، برای فعالیت موثرتر در جهت کسب توفیقات آتی، تشویق و ترغیب شوند.

-         جمهوری اسلامی ایران همچنین می تواند تجربیات ارزنده ی خود در حوزه ی سواد آموزی را با سایر کشورها از جمله کشورهای منطقه به مشارکت گذاشته و همکاری های خود در این حوزه را در سطوح منطقه ای و بین المللی تقویت نماید. آمادگی کشورمان در این زمینه،  در مباحث مختلف نشست، مطرح و مورد استقبال و تاکید سایر کشورها قرار گرفت.

نویسنده گزارش علی حاجیلاری

فحش از دهن تو طیبات است

بگم خدا چکارت کند حافظ که برای فحش هم شعر گفتی بله :

اگر رو به آسمان داری، نفرینی بکن، و اگر رو به زمین داری، فحشی بده تا روحت کمی آرام بگیرد...این جمله را هم یک فیلسوف نگفته بلکه امروز طی اتفاقی این معنی در ذهنم جرقّه زد که چرا علم روانشناسی دربارۀ «روانشناسی نفرین و فحش» یک فصل مستقلّ و مشروح ندارد، یک آدم خودشناس بامعرفت پیدا بشود و این کار را بکند.قبلا عرض کرده بودم که مردم وقتی عصبانی می شوند حالا در هر کشوری که هستند به زبان مادریشان فحش می دهند اما حالا چیز دیگری می خواهم اضافه کنم

بله حالا چرا به صرافت افتاده ام که موضوع «روانشناسی نفرین و فحش» را جدّی تر بگیرم، بماند اما از یک خانم میانه سال خارجی پرسیدم : «شما معمولاً در اینجا، وقتی کسی با یک عمل ناحقّ و زشت و نادرست خونتان را به جوش می آورد، به چه زبانی فحش می دهید یا نفرین می کنید؟»خانم میانه سال خارجی قاه قاه خندید و گفت: «به زبان لهستانی فحش می دهم، فحش، چون نفرین برایم بی معنی است، امّا فحش آرامم می کند و هیچ هم از خودم خجالت نمی کشم که فحش می دهم!»

 پرسیدم: «چرا نفرین برایتان بی معنی است!»

گفت:وقتی آدم از کسی بدی یا ظلم و شقاوت ببیند که قدرت مقابله با او را نداشته باشد، اگر تکیه اش به خدا باشد، نفرین می کند، و اگر تکیه اش به خودش باشد، فحش می دهد. گفتم: «لابد در زبان لهستانی هم مثل زبان فارسی، بیشتر از خیلی جاهای دنیا، انواع نفرینها و فحشها پیدا می شود!»و صحبتمان دربارۀ «روانشناسی نفرین و فحش» تا رسیدن به مقصد ادامه پیدا کرد

خدایا

 

خدایا کمکم کن  از تو بار سبک تر نخواهم اما پشت قوی تر  بخواهم

خدایا کمک کن هرگز از يادتو غافل نشوم،زيرا تنها درپرتو يادتوست كه آرامش حقيقي وبي زوال به دست مي آيد و درپناه توست كه هر امري، سهل وممكن وقابل تحمل مي شود و اضطراب وتنش ها از زندگي زدوده مي شوند.هراندازه از یادتو وبندگی تو درمقام عمل فاصله بگیرم ،احساس ضعف وزبوني وپوچي خواهم كرد وهراندازه، خدايي باشم احساس قدرت وعزت خواهم كردوهمين عامل كل زندگي ام را دگرگون خواهد ساخت واحساس سعادت ونيكبختي را درمن فراهم مي آورد .خدایا توفیق بده بيشتر به نيروی تفكر متكی باشیم تا نيروی جسم .

خدایا کمک کن تا به ديگران آزادی بدهم تا خودشان باشندبا خودم سختگير باشم,وبا ديگران با ملايمت رفتار كنم

خدایا کمک کن از منطق برای سركوبی ديگران استفاده نكنم . بلكه در بحث ها با ملايمت و به عنوان ابزاری برای روشن ساختن موضوع از آن استفاده كنید.

خدایا کمکم کن شمشير عقل را در آتش عمل شكل بدهم وفكری را دنبال كنم كه نه فقط منطقی , بلكه عملی هم باشد..

خدایا کمکم کن  هنگام شكست آرام و استوار باشم , هرگز اجازه ندهم كه شكست , حقيقت وجودم را در خود محصور كند .

خدایا کمکم کن تا«فكر من»، «مال من» را از سر م بيرون كنم وخودم را فقط جزئی از حقيقت بسيار بزرگ بدانم

خدایا کمکم کن نیكي به پدرومادر را هيچ گاه فراموش نكنم وهميشه قدردان زحمات آنان باشم

خدایا کمکم کن بفهم مهربانی و مراعات حال ديگران , هر دو از نشانه های قدرت درونی است .عقايد ديگران را در كنار عقايد خودم بپذيرم و به ياد داشته باشم كه تسلط بر خود بزرگترين پيروزی است.

خدایا حرص و آزمندي را از من دوركن تا  سعي نمایم به آنچه خدا روزي من كرده ای خشنود باشم .

 

 

 

یک بوسه نسیم

نمی دانم تعطیلات فرانسه که هنوز ادامه دارد و شهر را حسابی خلوت کرده است باعث شده من فکر کنم امسال پاییز پاریس زودتر رسیده یا زرد شدن و ریختن برگ درخت های چنار امروز عصر که برای ورزش به پارک رفتم به نظرم رسید برگ ها به هیچی بند نیستند تند تند می ریزند با کمترین نسیم به قول رهی معیری

برگ خزان رسیده ی بی طاقتم رهی

یک بوسه نسیم زجا می برد مرا

شاید علت افتادن برگ ها کم طاقتی نباشد بلکه رسیدن باشد یعنی به کمال رسیدن برگ با خودش فکر می کند دیگر کاری روی درخت ندارد مثلا کسی به سایه اش نیازی ندارد هرگز یادم نمی آید که در مدرسه موضوع انشا ی ما توصیف فصل پاییز بوده باشد لذا اصلا بلد نیستم پاییز را توصیف کنم ولی اگر چه به نظر من پاییز بوی فراق می دهد ،اما برای خودش وقاری دارد وقار کسی که همه چیزش را اندک اندک از دست می دهد و آرام می گیرد و مهمتر ازآرام بودن سکوت است آنقدر در پاییز طبیعت سکوت می کند که ناگهان به خواب می رود بی برگی درختان خودش دلیل کمال است

گربریزد برگ های این چنار

برگ بی برگی ببخشد کردگار

فلسفه بافی

بیچاره این کلمۀ «فلسفه» که اصلش نه عربی است، نه فارسی، بلکه مثل خیلی چیزهای دیگر بنیادش را یونانیها گذاشتند و اسمش را هم با چسباندنِ «فیلو» (philo) به معنی «دوستدار» به کلمۀ «سوفیا» (sophia) به معنی «دانش» و «حکمت» درست کردند و «فیلوسوفیا» به معنی «دانش خواهی» در اصل شامل همۀ دانشهای بشری عهد باستان می شد و به آدمهایی مثل «ارسطو» می گفتند «فیلسوف» که ما ایرانیها بیش از هزار سال پیش در ردیف او چند تایی داشتیم، از آن جمله «ابو نصر فارابی»، «ابن سینا»، و «ابو ریحان بیرونی».آنوقتها حتّی مردم کوچه و بازار هم برای فلسفه و فیلسوف احترام قائل بودند، و فیلسوفها هم به مردم افاده نمی فروختند و در واقع افتخار می کردند که معلّم و دوست مردم هستند. مثلاً سقراط می رفت توی کوچه و بازار، با مردم حرف می زد و فکرشان را روشن می کرد. خدا بیامرز جانش را هم سر همین مردم دوستی فدا کرد... می خواستم بگویم به باد داد، دیدم، «به باد دادن» با «فدا کردن» خیلی فرق می کند.

حالا کلمۀ فلک زدۀ «فلسفه» برای خیلی از تحصیلکرده ها و روشنفکرها هم ارج و قربی ندارد، چه رسد به مردم کوچه و بازار ، مثلاً در موقعی که یک نفر دارد برای توجیه فکر یا عمل نادرست خودش چرندیات به هم می بافد، به او می گویند: «فلسفه بافی نکن!» که یعنی «فلسفه» مساوی است با «چرندیات». این اصطلاح آن قدر رایج است که «علاّمه دهخدا» هم آن را در لغتنامه اش آورده است و در تعریف آن، البتّه خیلی مؤدّبانه، گفته است: « فلسفه بافی یعنی سخن بیهوده و به ظاهر مستدل گفتن؛ استدلال بی پایه کردن!»