به بهانه فارسی آموزی در مجتمع
نکته بعد این است که تا مثلا همین دکترعلی سعیدی خودمان از طریق اینترنت یک دوست در هند پیدا کند و او یک کتاب پیدا کند و ایضا ابتیاع کند و برای ایشان پست کند به عبدل آباد و جضرت ایشان بنشیند ترجمه کند ویراستاری کند ، یک انتشاراتی پیدا کند بدهد مجوز بگیر و چاپ کند و روانه بازار بشود و به دست دانشجوی ایرانی برسد همان دانشجوی هندی به زبان انگلیسی با همان کتاب لیسانسش را هم گرفته است مطلب آن کتاب هم به قول خود علی آقا از حیث انتفاع بخوانید حیز افتاده است و تازه ترجمه که اصل نمی شود
بعد اینکه بعضی از کلمات هم که از انگلیسی یا عربی وارد زبان فارسی شده است دیگر ماندگار است و فرهنگستان زور بی خود می زند مثلا اینکه نهست را به جای غایب بگذاریم غافل از اینکه سعدی بقای آن را تضمین کرده است
هرگز وجود حاضر و غایب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
اگر کار را بدست همین آقا مهراب مدرسه ما بگذارند بهترین لغات را پیدا می کند چند وقت قبل می گفت آقای رستمی کلید ماشین را بده ببرم راسته ایستا کنم بفرما ایستا کردن به جای پارک کردن یا اگر به عهده مردم بگذارند خودشان پیدا می کنند مثل سگ دست میل لنگ و هرزه گرد که مکانیک ها ساختند
می خواستم بگویم تعصب بی جا در مورد زبان بی معنا است اما .... نا تمام
نفس های اردیبهشت، از جنس نفس های ماه های دیگر نیست. اصیل ترین ماه بهاری سال که نه چون فروردین گرد زمستان بر تن دارد و نه چون خرداد، عرق تابستان! لطافت محض، محض ِ لطافت.
!
نامه ای به خدا
نامه ای به خدا
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.
در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز بازنشستگی می گذرد دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام.اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم.هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.
تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهندخوشحال بودند.
عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود:
نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند.مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم.چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم .با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم.من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی
.
.
.
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند!!!
تا بعد
رازهاي گفتني گفته شود
با بياني كه بود نزديكتر
زين كنايات دقيق مستتر
راز جز با رازدان انباز نيست
راز اندر گوش منكر راز نيست
ليك دعوت واردست از كردگار
با قبول و ناقبول او را چه كار
چه انتظار از من داری ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من !!!!!!!!!میگشتم
منبع : دوستی بی نام
محمد مهدی دوتا از دندانهای جلوش بر اساس مداقه ی مامانش و با استفاده از دقیق ترین ابزار معلوم شده است که نسبت به محور عمومی انحنا دارد ، لذا امروز رفتیم خدمت خانم دکتری که وقت قبلی گرفته بودیم ، نیم ساعت زود رسیدیم با یک دستگاه که اسمش نمی دانم چی بود دندانهای بچه ، فک ، جمجمه را عکس برداری کردند تا نوبت ما شد ، خانم دکتر آمد بیرون ما را باخودش برد داخل همینطور که مهدی را معاینه می کرد گفت معلم چی هستی گفتم روانشناسی در س می دهم پرسید در ایران روان شناسی چی می خونید ، اسلامی دیگه ، گفتم همونی رو می خونیم که بقیه می خونند تا اسلامی شدن علوم انسانی هم راه زیاد است گفت به نظرت روانشاسی اسلامی داریم ، گفتم نه روانشناس مسلمان داریم اما روان شناسی در سوالی که شما پرسیدی نابسته به مذهب است مثل دانپزشکی فوری گفت پس قرآن یک کتاب علمی نیست گفتم صد البته ،یک کتاب فلسفی هم نیست گفت آفرین ، رفت سینه صاف کند گفتم علمی بودن دلیل درست بودن نیست بقول پوپر بنای علم ساخته می شود که فرو بریزد مطلب علمی یعنی مطلبی که با متد علمی بدست بیاید نه اینکه لزوما درست باشد چه بسا شما دریک کنگره ی دندانپزشکی از مطلبی دفاع می کنی هنوز بیرون نیامدی چیز دیگری در جای دیگری اثبات می شود ،گقت من که اعتقادی به دین ندارم ، گفتم منم که دارم نمی دونم به چی اعتقاد دارم مساله به این راحتی نیست ، بعضی وقتها به جای اینکه حواسمان باشد که خدا ما را آفرید می بینیم ما خدا را آفریدیم همونطور که دلمون می خواد .با خودم گفتم
ترسم که روز حشر عنان برعنان شود تسبیح شیخ و خرقه رند شراب خوار
گفت من موقعی که در بعضی از کشورهای اروپایی در کنگره های تخصصی شرکت می کنم و می گویم من هنوز کودک با دندان پوسیده دارم تعجب می کنند فوری گفت کودکانی که از کشورهای توسعه نیافته می آیند معمولا پوسیدگی دندان دارند ، شانه بالا انداختم که بله
روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید
آسمان را دفن کردی زیر خاک
من استعداد نوشتن ندارم حالا خوب نوشتن که هیچ ، اما ناچار به نوشتنم دلیل عمده هم مراجعه خودشماست تا یک ذره دیر کنم شاکی می شوید چند تا از دوستان قدیم هم خوانند ه جدید شدند ،خب خیر مقدم خبر های متفاوتی هم رسید از صحت و سلامت دوستان و اندوه وناراحتی بعض دیگر دوستان ، چند شب قبل با یکی از دوستان مرتبط بودیم حرف وبلاک پیش آمد گفتم تصمیم دارم کوچ کنم برم جایی دیگر چادر بزنم اینجا بد جوری رخت ما بر آفتاب افتاده است ایشان منع کردند ،امروز که دوستان قدیمی را دیدیم خوشحال شدم ، مهم این است که شما وقت می گذارید و این پریشان نویسی ها را می خوانید و نظر هم می گذارید . اما اینکه ناچار به نوشتم دلیل عمده بر نویسنده بودن من است چرا همانطور که قبلا هم نوشتم یک نفر گفته است نویسنده کسی نیست که می نویسد ،کسی است که نتواند ننویسد. حالا چه خوب چه بد
اما نوبتی هم باشد نوبت آموزش وپرورش فرانسه است ،به دو دلیل آموزش و پرورش فرانسه برای ما باید مهم باشد
۱- در ترسیم آموزش با کیفیت جهانی به منظور یافتن نوعی آموزش باکیفیت جهانی پیشتاز است
۲-نظام آموزش وپرورش ایران از دیر زمانی تحت تاثیر آموزش و پرورش فرانسه بوده است
اما طرح پژوهشی من خیلی پیچیده نیست ولی بسیار کار بر است و وقت منهم بسیار محدود به دلیل کار و...لذا اگر در اینجا می نویسم به این دلیل است که شاید کسی حاضر به کمک باشد ، اما تفکر استراتژیک برای مطالعه شامل این مراحل است
۱- پنداره ی آموزش و پرورش فرانسه چیست
۲- هدفها ،ساختار، برنامه درسی ، تربیت معلم ، مدیریت و عملکرد نظام آموزشی چگونه است
۳- نیاز های آموزشی و پژوهشی چگونه شناخته و برآورده می شود
۴- برای رسیدن به پنداره مطلوب چه اقداماتی در دست اجراست
مولانا
مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو
با کی حريف بوده ای بوسه ز کی ربوده ای
زلف که را گشوده ای حلقه به حلقه مو به مو
نی تو حريف کی کنی ای همه چشم و روشنی
خفيه روی چو ماهيان حوض به حوض جو به جو
راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو
ای دل همچو شيشه ام خورده ميت کدو کدو
راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
در طلبم خيال تو دوش ميان انجمن
می نشناخت بنده را می نگريست رو به رو
چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را
گفت بيا به خانه هی چند روی تو سو به سو
عمر تو رفت در سفر با بد و نيک و خير و شر
همچو زنان خيره سر حجره به حجره شو به شو
گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان
ز آنک تو خورده ای بده چند عتاب و گفت و گو
گفت شراره ای از آن گر ببری سوی دهان
حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو
لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا
آنچ گلو بگيردت حرص مکن مجو مجو
گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن
من نه ام از شتردلان تا برمم به های و هو
حلق و گلوبريده با کو برمد از اين ابا
هر کی بلنگد او از اين هست مرا عدو عدو
دست کز آن تهی بود گر چه شهنشهی بود
دست بريده ای بود مانده به دير بر سمو
خامش باش و معتمد محرم راز نيک و بد
آنک نيازموديش راز مگو به پيش او
