رتبه پنجم

با مطالعاتی که در شهرهای مختلفی مانند مشهد، تهران و قم انجام شده است روحانیت در کنار ورزشکاران و هنرمندان در گروه مرجع، رتبه پنجم را دارد، به این بیان که مردم در تعلیم یا یادگیری امر اخلاقی منتظر روحانی نمی‌مانند. مردم فکر می‌کنند از راه‌های دیگری هم می‌توانند به اخلاق و معنویت و اینکه چه چیزی در دین درست و چه چیزی غلط است دست یابند. همین دلیل سبب شده تا روحانیت، جذابیت سابق و در نتیجه مخاطبان زیادی نداشته باشد.

🔹برخی مردم اصطلاحاتی به کار می‌برند که نشان‌دهنده ذهنیت بدی است که دارند؛ مثلاً فلان کس را مرجع حکومتی و دیگری را مرجع غیر حکومتی می‌خوانند؛ مثلاً گاهی که برای تبلیغ ، می‌گویند روحانی حکومتی و به روحانی دیگر روحانی غیر حکومتی می‌گویند.

🔹مردم امروز متفاوت از مردم گذشته دست به گزینش می‌زنند و همه را یک صنف نمی‌دانند؛ مثلاً اگر خانه‌شان در شمال شهر باشد و روحانی مطلوب‌شان در جنوب شهر زندگی کند مستقیم به جنوب شهر می‌آیند و پای سخنرانی‌اش می‌نشینند و در این فاصله مصادیق یا روحانیون بسیاری را رد می‌کنند؛ اما سراغ روحانی مدنظر خود می‌روند؛ بنابراین مردم روحانیت را صنفی نمی‌بینند، بلکه آنها را منفرد می‌پندارند. مردم روحانی می‌خواهند، ولی هر روحانی‌ را نمی‌خواهند. به بیان دیگر روحانی نمی‌خواهند؛ ولی فلان روحانی را می‌خواهند.

🔹از زمینه‌های دیگری که سبب کاهش رونق کار روحانیون شده افزایش تراکم فرهنگی نزد مخاطبان نسبت به روحانیون است. مرادم از تراکم فرهنگی این است که مردم عادی کوچه و بازار توانمندی‌های فرهنگی بسیاری مانند ارتباط با اینترنت و دستیابی به شبکه‌ها و کتابخانه‌های مجازی و اندیشه‌ها و آرای مختلف دارند و به زبان انگلیسی مسلط هستند و توان خواندن کتاب‌های بسیاری دارند؛ اما روحانیون از این تراکم فرهنگی برخوردار نیستند؛ بنابراین جامعه نسبت به آنها احساس بیگانگی می‌کند و در نتیجه استقبال از آنها کاهش می‌یابد

🔹مراجع می‌توانند سایت بزنند؛ اما موفق نیستند؛ چون این رسانه‌ها برای ماهیت‌های سیال درست شده‌اند نه برای ماهیت‌های ثابت. وقتی امر اخلاقی سیال شود نتیجه این می‌شود که هیچ کس نمی‌تواند به عنوان نماینده آن باشد و قدرت پیدا کند. اصناف هستند که جای اشخاص را می‌گیرند. کنشگران بسیاری هستند و من که از طریق این فضا سراغ آموزه‌های دینی و اخلاقی می‌آیم سرجمع همه‌ این اندیشه‌ها را می‌خوانم تا به یک نتیجه برسم. زمینه فرهنگی و زمینه کارهای مذهبی در روزگار فعلی آنقدر سیال است که قطعی‌گویی و انحصارگویی ما را برنمی‌تابد و ما نمی‌توانیم اصطلاحاً در این فضا مانند سابق مشتریان خیلی زیادی داشته باشیم. قطع یا اطمینان در علم، هیچ‌گاه صد درصدی نیست. همیشه یک نظریه علمی آماده ابطال است و البته هیچ‌گاه هم باطل نمی‌شود؛ چون نظریه مقابل آن هم هیچ‌گاه اثبات نمی‌شود.

🔹وقتی دین به مدرک یا کالای اقتصادی یا کالای علمی تبدیل شود طبیعی است که نمی‌توان ادعای انحصار کرد و گفت که فقط ما هستیم که اجازه اظهارنظر داریم؛ چرا مردم حرف ما را گوش نمی‌دهند؟ طبیعتاً روحانی به یک بازیگر تبدیل می‌شود؛ اما بازیگران دیگری نیز در این عرصه حضور دارند. پیش‌بینی می‌کنم که در سال‌های آینده این شکاف آنقدر عمیق شود که حتی در سنتی‌ترین آیین‌ها خود را نشان دهد؛ مثلاً هیئت‌هایی داشته باشیم که در آنها قرائت جدیدی از محرم و عاشورا ارایه شود (البته امروز بیش و کم چنین است)؛ مثلاً دور هم بنشینند و تحلیل و بحث علمی کنند و حتی گاهی سوگ خود را با زدن ادوات موسیقی نشان دهند، شعر بخوانند و ... و فهم و صورت سنتی از عزاداری با چالش روبه‌رو شود و بدیل پیدا کند. به نظر من حوزه باید به این سؤال که چرا دین را به کالایی علمی و اقتصادی تبدیل کرد پاسخ دهد؛ چون سبب شد تا انحصار مبلغ بودن شکسته شود.

🔹متأسفانه در میان روحانیت فعلی جابه‌جایی ابزار و اهداف وجود دارد. برخی از روحانیون تصور می‌کنند که باید روانشناسی یا طب سنتی و ... آموزش دهند؛ ولی اینها از وظایف روحانیت نیست. نباید به مردم القا کنیم که ما در این زمینه‌ها حرفی برای گفتن داریم؛ اگر کسی در این زمینه مطالعه کرده است و در این زمینه حرفی دارد به کسوت طلبگی او مربوط نمی‌شود.

شهیدبهشتی

«یك پيشنهاد براي طلاب حوزه علميه دارم و آن اين است به مردم ايران فرصت بدهيد تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبناي معيارهاي اسلامي بسازند و اين خودسازي را به مردم ما تحميل نكنيد. به مردم ما كمك بكنيد. آگاهي بدهيد، زمينه براي رشد اسلامي آن ها بدهيد، ولي به مردم هيچ چيز را تحميل نكنيد. انسان بالفطره خواهان آزادي است، مي خواهد خود سازي داشته باشد. اما خودش خودش را بسازد. مبادا بر خلاف دستور قرآن مسلمان بودن و مسلمان زيستن را به مردم تحميل كنيد. آن ها عليه شما طغيان خواهند كرد..»
حضرت آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی . سخنرانی به تاریخ 15 اسفند 1357

خسارت

خسارت

🔸خسارت یعنی طلبه بگیری، ده سال –کمتر یا بیشتر- خرج او را بدهی، اما به علت سوء مدیریت، کار طلبه جا به جا کردن چند پرونده و نام نویسی در مرکز مدیریت شود. یعنی کاری که یک دیپلم دار می تواند انجام دهد، طلبه ی پایه ده و درس خارج انجام می دهد.
🔸خسارت یعنی طلبه ای بعد از 15 سال تحصیل در حوزه، هنوز در اولیّات تبلیغ مشکل داشته باشد.
🔸خسارت یعنی بهترین استعدادها وارد حوزه شوند، ولی صدقه سره سوء مدیریت، مجبور می شوند به کارهای بسیار خرد مثل یک آموزش ساده در مدرسه ای اکتفا کنند؛ یا برای امرار معاش اولیه به کارهای دیگر مثل نگهبانی مشغول شوند.
🔸خسارت یعنی برای کسی که می خواهد وارد کار اجرائی شود؛ یا مبلغ شود؛ یا قاضی شود؛ یا وارد هنر شود؛ یا وارد رشته های تخصصی مثل کلام و تفسیر شود؛ یک برنامه آموزشی ارائه دهی. و همه را با یک چوب برانی.
🔸خسارت یعنی آموزش مکاسب طوری باشد که طلبه ی بعد از اتمام پایه 10، هنوز توان ترجمه یک صفحه را بدون استاد نداشته باشد.
🔸خسارت یعنی بعد از 4 دوره آموزش اصول فقه، اکثر دانش پژوهان توان چند دقیقه صحبت درباره یک موضوع نداشته باشند.
🔸خسارت یعنی انبوهی از کلاس های درس خارج که مدام مسائل تکراری را بازگو می کنند.

46

فرض کنید که بتوانیم سن زمین را فشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم !
در این صورت کره زمین مانند فردی ۴۶ ساله خواهد بود!
هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و درباره ی سالهای میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده ای داریم !
اما این را میدانیم که در سن ۴۲ سالگی، گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده اند اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یکسال پیش نبود !
یعنی زمین آنها را در سن ۴۵ سالگی به چشم خود دید و تقریبا ۸ ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد. در اوایل هفته ی پیش میمون های آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شدند و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین رافرا گرفت.
انسان جدید فقط حدود ۴ ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است !!!
بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد و…حالا ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره ی ۴۶ ساله آورده است!

همین



1. Prayer is not a "spare wheel" that you pull out when in trouble, but it is a "steering wheel", that directs the right path throughout.
دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از ان استفاده کنی بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.


2. Know why a Car's WINDSHIELD is so large & the Rear view Mirror is so small? Because our PAST is not as important as our FUTURE. So, Look Ahead and Move on.

می دونی چرا شیشیه جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.


3. Friendship is like a BOOK. It takes few seconds to burn, but it takes years to write.
دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه

4. All things in life are temporary. If going well enjoy it, they will not last forever. If going wrong don't worry, they can't last long either.
تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت


5. Old Friends are Gold! New Friends are Diamond! If you get a Diamond, don't forget the Gold! Because to hold a Diamond, you always need a Base of Gold!
دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.


6. Often when we lose hope and think this is the end, GOD smiles from above and says, "Relax, sweetheart, it's just a bend, not the end!
اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان

7. When GOD solves your problems, you have Faith in HIS abilities; when GOD doesn't solve your problems HE has Faith in your abilities.
وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره


8. A blind person asked St. Anthony: "Can there be anything worse than losing eye sight?" He replied: "Yes, losing your vision!"
شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟ او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت.


9. When you pray for others, God listens to you and blesses them, and sometimes, when you are safe and happy, remember that someone has prayed for you.
وقتی شما برای دیگران دعا می کنید، خدا می شنود و انها را اجابت می کند و بعضی و قتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده است


10. WORRYING does not take away tomorrow's Trouble, it takes away today's PEACE.
نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند

بلکه تنها آرامش امروز را دور می کن