به غلط گفت که من فلسفیم

آیا آموزه های فلسفه اسلامی می تواند خود را با نیازهای روز جامعه تطبیق داده و پاسخگوی دغدغه های فلسفی و اصیل جوان مسلمان قرن 21 باشد؟ به طور قطع و با توجه به مبانی و ظرفیت هایی که فلسفه های اسلامی دارند، این کار صد در صد شدنی است. اما سوال اساسی و بنیادین اینجاست که چه کسی باید این کار را انجام دهد و چه کسی اصلا می تواند؟

آنچه که شما در غرب می بینید و پیشرفتی که فلسفه های آنجا بدان نایل شده اند، همگی مرهون این امر است که فلسفه در آنجا آزاد بوده است. این فعالیت فلسفه به طور آزادانه، بخصوص بعد از رنسانس، مهمترین مولفه این پیشرفت و توسعه و به روز بودن فلسفه در آنجاست.

اما فلسفه در اینجا رواج چندانی نداشته است. آخرین فیلسوف بزرگی که ما شاهد آن بوده ایم، صدرالمتالهین بوده است و بعد از او تا به امروز دیگر نمی توان شاهد فیلسوفی اینچنین جامع و فراگیر در همه عرصه ها و حوزه های فلسفه بود. این به خاطر عدم رواج فلسفه در این سرزمین است.

مرادم از اینکه فلسفه در اینجا رواج نداشته این است که در اینجا فلسفه همیشه ممنوع بوده است و حالا هم به صورت درست و اصولی تدریس نمی شود. هنگامی که فلسفه ممنوع است و کسانی که به آن می پردازند در هر دوره به نوعی طرد می شوند، دیگر چه انتظار دارید که شاهد رشد و تعالی و به روز بودن آن حتی در کوچکترین مرتبه آن باشیم؟!

در فرهنگ ما با فلسفه به مثابه یک خدمتگزار رفتار کرده و می نگرند. اینجا فلسفه در خدمت کلام است. اما فلسفه که خدمتگزار نیست. فلسفه که کنیزک نیست. مادامی که شما به فلسفه به عنوان یک کنیزک نگاه کنید، وضع همین است و توقع بیش از این، غیر منطقی و غیر عقلانی است. در اینجا فلسفه گویی کنیزکی است که باید برای شما چایی بیاورد. با این نگاه شما توقع دارید فلسفه به کدامیک از جنبه های زندگیتان بپردازد و خود را رشد دهد. شما هر طور که به فلسفه نگاه کنید، فلسفه در همان حوزه و با همان نگاه شما پاسخگو خواهد بود. شما از چه کسی و چه چیزی انتظار پیشرفت و به روز بودن را دارید؟

طبیعتا این وظیفه کسانی است که به نوعی درگیر و مرتبط با اندیشه و فرهنگ یک جامعه هستند. اساتید و طلاب حوزه های علمیه و دانشگاه ها و رشته های علوم انسانی

تنها توئی یاور

 

 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ

 

 

خدایا!

بلا و مصائب ما بزرگ است.

پرده از روی کاربرداشته شد.

امیدم نا امید شد.

و زمین با همه ی پهناوری اش بر ما تنگ آمد؛

آسمان بر سرمان کوتاه شد

فقط تنها توئی یاور و به تو شکایت میکنم! در هر سختی و گشایشی ...

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد که صاحب امر الهی هستند و بر ما اطاعتشان را واجب کردی و به واسطه ی این متاع بودن مقامشان را به ما شناساندی پس به حق منزلت و قدر آنها که به ما فرج وگشایش زود و نزدیک چون چشم بهم زدن یا زودتر عطا فرما

ای محمد و ای علی ای علی و ای محمد شما مرا کفایت کنید که شما کافی هستید و مرا یاری کنید که شما یاران منید ای مولای من ای صاحب الزمان...

به فریادم برس... به فریادم برس... به فریادم برس...

مرا دریاب

مرا دریاب

مرا دریاب

همین ساعت... همین ساعت ... همین ساعت...

زود... زود...زود...

ای خدای مهربان ترین مهربانان!

به حق محمد و خاندان پاکش

جایشان کجاست؟

می گویند زمانی که در دهه 50 میلادی قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران بر علیه دولت نخست وزیر وقت ایران مرحوم مصدق تشکیل جلسه دهد، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع از هتل به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی هیاتهای شرکت کننده تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به جای محل صندلی نمایندگی هیات ایران روی صندلی مخصوص نماینده انگلستان نشست.

قبل از شروع جلسه، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست.

جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند، اما پیرمرداصلاً نگاهش هم نمی کرد.

جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید، جای شما آن جاست.

کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت: شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است؟ نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان کدام است.

سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان.

اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه؟

سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت.

مترسک

مترسك: من مغز ندارم تو سرم پر از پوشاله !
دوروتي:اگه مغز نداري پس چه جوري حرف ميزني؟؟
مترسك: نميدونم .... ولي خيلي از آدمها هم هستن
كه بدون مغز يه عالمه حرف ميزن!!

كتاب جادوگر شهر از ( ويكتور فلمينگ )

آموزش

شليچر مي‌گويد: ‌چيزي كه شما را همواره به سمت جلو مي‌راند و باعث پيشرفت شما مي‌شود، چيزي است كه خودتان آن را ساخته‌ايد

 

مقاله اي  از نيويورك تایمز


به قلم : توماس فریدمن

گاه و بي‌گاه از من مي‌پرسند: «به جز كشور خودت ‌به كدام كشور ديگر علاقه داري؟» هميشه يك جواب داشته‌ام : تايوان و مردم مي‌پرسند «تايوان؟ چرا تايوان؟» جواب خيلي ساده است. چون تايوان صخره‌اي لم‌ يزرع در دريايي پر از امواج توفاني و بدون منابع طبيعي براي زندگي كردن است. حتي براي ساخت و ساز بايد از چين ، شن و ريگ وارد كند و با وجود همه اينها چهارمين ذخاير كلان مالي دنيا را در اختيار دارد. زيرا به جاي كندن زمين و استخراج هر آنچه كه بالا مي‌آيد، ‌تايوان ذهن و افكار 23 ميليون تايواني را مي‌كاود‌، استعدادشان را، انرژي‌‌شان را و هوش و ذكاوت شان را. چه زن و چه مرد. هميشه به دوستانم در تايوان مي‌گويم:‌ شما خوشبخت‌ترين مردم دنيا هستيد، چطور اينقدر خوشبخت شده‌ايد؟ ‌نه نفت داريد،‌ نه سنگ‌آهن، نه جنگل، ‌نه الماس،‌ نه طلا، ‌فقط مقدار كمي ذخاير ذغال سنگ و گاز طبيعي ‌و به خاطر همين هم است كه فرهنگ تقويت مهارت‌هايتان را توسعه داده‌ايد؛ كاري كه امروزه ثابت شده با ارزش ترين و تنها منبع تجديد پذير واقعي در جهان است. حداقل اين برداشت شهودي من بود. اما ما در اينجا دلايلي نیز داريم كه اين موضوع را ثابت مي‌كند.
تيمي از سوي «سازمان همكاري اقتصادي و توسعه» اخيرا مطالعه‌اي كوچك اما جالب انجام داده و رابطه بين عملكرد افراد در تست‌هايي به نام « برنامه بين‌المللي ارزيابي دانش‌آموزان» يا PISA (كه هر دو سال مهارت‌هاي رياضي، علوم و درك خواندن افراد 15 سال را در 65 كشور امتحان مي‌كند) و درآمد كلي منابع طبيعي به عنوان G.D.P يا توليد ناخالص داخلي را براي هر كشور شركت كننده مورد بررسي قرار داده است. اگر بخواهيم خيلي كوتاه توضيح دهيم اينگونه مي‌شود كه‌ رياضي دانش آموزان دبيرستاني شما در مقايسه با مقدار نفت يا مقدار الماسي كه استخراج مي‌كنيد چقدر خوب است؟‌
آندرياس شليچر كسي كه از طرف O.E.C.D بر تست‌هاي PISAنظارت مي‌كند مي‌گويد:‌ نتايج نشان داد كه رابطه‌اي فوق‌العاده منفي بين پولي كه كشورها از منابع طبيعي خود به دست مي‌آورند و دانش و مهارت‌هايي كه جمعيت دبيرستاني‌شان دارند،‌ وجود دارد. «اين يك الگوي جهاني است كه در همه 65 كشوري كه در آخرين تست‌هاي ارزيابي PISA شركت كرده‌اند وجود دارد» چيزي به اسم نفت و PISAبا هم و در كنار هم وجود ندارد.
به گفته شليچر،‌ در آخرين نتايج PISA معلوم شد كه دانش‌آموزان كشورهاي سنگاپور،‌ فنلاند،‌كره جنوبي،‌ هنگ كنگ و ژاپن با وجود بهره اندك از منابع طبيعي، نمرات PISAبالايي دارند. در حالي كه با دارا بودن بيشترين مقدار درآمد نفتي، دانش آموزان قطر و قزاقستان كمترين نمرات PISA را به دست آوردند. (عربستان سعودي، كويت،‌ عمان،‌ الجزيره، بحرين و سوريه نمرات مشابه سال 2007 را در تست‌هاي بين‌المللي رياضيات و مطالعات علمي به دست
آوردند، اين در حالي است كه دانش آموزان لبنان، اردن و تركيه- كه باز هم جزء كشورهاي خاورميانه هستند، اما با منابع طبيعي كمتر- نمرات بهتري را به دست آوردند).
دانش‌آموزان كشورهاي آمريكاي لاتين كه جزو كشورهاي غني و داراي منابع طبيعي زياد محسوب مي‌شوند،‌ مثل برزيل، مكزيك و آرژانتين در آخرين تست PISA نمرات ضعيفي به دست آوردند. در مورد آفريقا بايد بگوييم كه اصلا در اين تست‌ها شركت نداشت.
كانادا، ‌استراليا ‌و نروژ، كشورهايي كه باز هم داراي منابع طبيعي زيادي هستند، ‌نمرات خوبي در PISA كسب كردند؛كه به گفته شليچر بخش اعظم آن مربوط به
اين است كه هر سه كشور سياست‌هاي برنامه‌ريزي شده و سنجيده‌اي را در قبال ذخيره كردن و سرمايه‌گذاري درآمدهاي حاصل از منابع طبيعي‌شان اتخاذ كرده‌اند.
همه اين بررسي‌ها و نتايج به ما مي‌گويد كه اگر واقعا مي‌خواهيد بدانيد كه يك كشور در قرن 21 چگونه عمل خواهد كرد،‌ منابع و معدن‌هاي طلاي آن را به حساب
نياوريد،‌ بلكه بايد معلم‌های تاثيرگذارش را، ‌والدين آگاه و دانش‌آموزان متعهدش را مد نظر قرار دهيد. شليچر مي‌گويد: نتايج يادگيري در مدارس امروز،‌
شاخصي از ثروت و فوايد اجتماعي ديگري است كه كشورها در درازمدت حاصل خواهند كرد.
اقتصاددانان خيلي وقت است كه در مورد «بيماري هلندي» صحبت مي‌كنند. اين امر زماني به وقوع مي‌پيوندد كه كشوري آنقدر متكي به صادرات منابع طبيعي خود باشد كه ارزش پول رايج آن به شدت بالا رفته و در نتيجه توليد داخلي آن به دليل وجود سيلي از واردات تحت تاثير قرار گرفته و نابود مي‌شود و در اين حالت قيمت كالاهاي صادراتي پيوسته بالا مي‌رود. چيزي كه تيم PISA نشان مي‌دهد يك بيماري مرتبط با آن است: جامعه‌هايي كه به منابع طبيعي خود بيش از حد وابسته شده‌اند،مستعد پرورش والدين و جواناني هستند كه بخشي از غرايز،‌ عادات و محرك‌هايشان را براي انجام دادن تكاليف و تقويت مهارت‌هايشان از دست داده‌اند.
در مقايسه به گفته شليچر: «در كشورهايي با منابع طبيعي اندك – فنلاند، سنگاپور يا ژاپن- تحصيلات،‌ نتايج و شان و مقام بالاتري دارد؛ حداقل تا حدی. زيرا در
كل عموم مردم فهميده‌اند كه كشور بايد با دانش و مهارت مردمش به پيش رود و اين موضوع با كيفيت تحصيلات و سيستم آموزشي مرتبط است. والدين و فرزندان در اين كشورها مي‌دانند كه اين مهارت‌ها و توانايي‌هاي بچه‌ها هستند كه شانس‌هاي آنها را رقم مي‌زنند و هيچ چيز ديگري نمي‌تواند آنها را نجات دهد. بنابراين فرهنگ و سيستم آموزش كاملي را بنا مي‌نهند». يا همانطور كه دوست هندي- آمريكايي من كي. آر. سريدهار، موسس شركت سوخت باتري بلوم انرژي مي‌گويد: «وقتي منابع نداريد، مبتكر مي‌شويد.» به خاطر همين است كه كشورهاي خارجي با بيشترين تعداد كمپاني در ليست نزدک، چين، هنگ كنگ، تايوان، هند،‌ كره جنوبي و سنگاپور هستند. هيچ كدام از اين كشورها از منابع طبيعي براي پيشبرد اهداف خود بهره نمي‌برند.
اما اين مطالعات پيام مهمي هم براي جهان صنعتي در بر دارد. مطمئنا در يك ركود اقتصادي ديرگذر، براي «انگيزه» جايگاهي وجود دارد. اما، شليچر مي‌گويد «تنها راه معقول اين است كه مسير خود را از طريق فراهم نمودن دانش و مهارت براي افراد بيشتري، به منظور رقابت، همكاري و ارتباط برقرار كردن در راستاي پيشرفت كشور، هموار نماييم.» به گفته شليچر، به طور خلاصه در اقتصادهاي قرن بيست و يكم دانش و مهارت تبديل به پول رايج جهاني ‌شده است، ‌اما هيچ بانك مركزي كه اين پول را چاپ كند وجود ندارد. هر كس مجبور است كه خود تصميم بگيرد چقدر پول چاپ خواهد كرد. مسلما داشتن نفت، ‌گاز و الماس خيلي خوب است. با وجود آنها فرصت‌هاي شغلي زيادي به وجود مي‌آيد، اما در دراز مدت جامعه را ضعيف خواهند كرد؛ مگر اينكه براي ساختن مدارس و ايجاد فرهنگ يادگيري هميشگي استفاده شود.
شليچر مي‌گويد: ‌چيزي كه شما را همواره به سمت جلو مي‌راند و باعث پيشرفت شما مي‌شود، چيزي است كه خودتان آن را ساخته‌ايد.

گزارش نشست جهانی آموزش برای همه

باسمه تعالی

برگزاری نخستین اجلاس جهانی آموزش برای همه

اول لغایت سوم آذرماه 1391

مقر یونسکو – پاریس

نخستین اجلاس جهانی آموزش برای همه[1]، با حضور نمایندگانی از حدود پنجاه کشور جهان شامل وزرا، نمایندگان مجالس، مقامات ارشد و نیز کارشناسان عالی حوزه ی آموزش و پرورش و نیز نمایندگان تعدادی از کارگزاریهای وابسته به سازمان ملل و سازمانهای بین المللی از تاریخ اول لغایت سوم آذر ماه 1391 در مقر یونسکو در پاریس برگزار گردید[2]. ریاست هیئت جمهوری اسلامی ایران را جناب آقای دکتر حاجی بابایی، وزیر محترم آموزش و پرورش برعهده داشت که ایشان را آقایان جبار کوچک نژاد و ابوالقاسم خسروی از اعضای محترم کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی، آقای دکتر یزدانی قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در امور بین الملل، آقای قاسم مستقیم مدیرکل ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات و خانم سویزی رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در این اجلاس همراهی نمودند. همچنین آقای دکتر محمدرضا مجیدی سفیر و نماینده ی دائم کشورمان نزد یونسکو، آقای دکتر سید مرتضی حمیصی معاون و آقای علی حاجیلاری رایزن نمایندگی و نیز آقای دکتر حسن رستمی رئیس مجتمع آموزشی جمهوری اسلامی ایران در پاریس نیز هیئت اعزامی از مرکز را در طول اجلاس همراهی کردند.

 

v   افتتاحیه اجلاس:

در افتتاحیه ی اجلاس، پیام ویدئویی آقای بان کیمون، دبیرکل سازمان ملل برای شرکت کنندگان پخش شد و پس از آن به ترتیب خانم ایرینا بوکووا مدیرکل یونسکو، خانم موزه بنت ناصر، همسر امیر قطر به عنوان رئیس بنیاد آموزش، علوم و توسعه ی جامعه ی قطر و نماینده ی ویژه ی یونسکو در امور آموزش پایه و عالی سخنرانی کردند.

Ø    اظهارت دبیرکل سازمان ملل:

آقای بان کیمون دبیرکل سازمان ملل در یک پیام کوتاه ویدئویی که در افتتاحیه ی اجلاس برای شرکت کنندگان پخش شد اظهار داشت: "خوشحالم که حضور شما در نخستین اجلاس آموزش برای همه را خوشامد می گویم. دو ماه قبل و در طی برگزاری نشست مجمع عمومی، من ابتکار جدیدی را با عنوان "آموزش در جایگاه نخست"[3]، آغاز و معرفی کردم تا بتوان از آن طریق، برنامه ی کاری مربوط به آموزش را ارتقاء داد و به جلو هدایت نمود. این ابتکار را می توان به عنوان یک موفقیت بزرگ قلمداد کرد و لازم است در این خصوص از نقش مهم خانم بوکووا مدیرکل یونسکو قدردانی نمایم. اولویت های ابتکار "آموزش در جایگاه نخست"، اولویت های ساده ای هستند.

نخست: دسترسی همه ی کودکان به مدرسه؛

دوم: ارتقای کیفیت یادگیری؛

سوم: ترویج مقوله ی شهروندی جهانی.

آموزش در دید عموم، کلید نیل به پیشرفت پایدار و عادلانه محسوب می شود لکن اکنون تنها سه سال تا ضرب الاجل سال 2015 باقی مانده است و من از این بایت نگرانم که مبادا در بسیاری از کشورها نتوانیم به اهداف از پیش تعیین شده ی آموزش برای همه دست پیدا کنیم. در خیلی جا ها پیشرفت ها به کندی صورت می گیرد و حتی در برخی کشورها شاهد پسرفت هستیم.

ما می بایستی این روند را تغییر دهیم. درصورتیکه بخواهیم به اهدافمان دست یابیم نیازمند حمایت سیاسی و مالی بیشتری در این رابطه هستیم. آموزش باید در راس برنامه ی کاری جهانی باشد. ابتکار "آموزش در جایگاه نخست"، رهبران و شهروندان را بسیج می کند تا توجه بیشتری به مقوله ی آموزش مبذول داشته و حمایت گسترده تری از آن به عمل آورند. با توجه به مراتب فوق، اجلاس حاضر می تواند کمک شایانی به تحقق این امر بنماید.

من در طی زندگی خود، در کشورم و همچنین در سرتاسر جهان، شاهد قدرت آموزش بوده ام. از همه ی رهبران جهان می خواهم در سیاست های ملی خود به موضوع "آموزش در جایگاه نخست"، اولویت بخشند. من روی کمک همه ی شما برای تحقق "آموزش برای همه" به گونه ای که انسانها، امروز بتوانند فردایی امن تر و پایدار تر را پایه ریزی نمایند، حساب می کنم."

Ø    اهم اظهارات مدیرکل یونسکو:

خانم ایرینا بوکووا مدیرکل یونسکو در افتتاحیه ی اجلاس طی سخنانی با اشاره به اهمیت برابری در نظام آموزشی و نیز برابری در دسترسی به آموزش با کیفیت، بر لزوم ارتقای سرفصل های تحصیلی به گونه ای که با نیازها ی جامعه و مسائل شغلی آینده هماهنگ و مرتبط باشند تاکید نمود. وی آموزش را کلید دستیابی به توسعه ی پایدار، ادغام اجتماعی، اشتغال و شهروندی دانست و به نقل از ویکتور هوگو، نویسنده ی فرانسوی، آن را به افروختن چراغی در تاریکی تشبه نمود. خانم بوکووا با اشاره به پیام ویدئویی دبیرکل سازمان ملل و درخواست وی از رهبران جهان برای حمایت سیاسی و مالی از ابتکار "آموزش در جایگاه نخست"، این ابتکار را همگام و هماهنگ با برنامه ی آموزش برای همه دانست.

خانم بوکووا در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: اجلاس جهانی آموزش برای همه توانسته نزدیک به 80 تن از رهبران جهان در حوزه ی آموزش را گرد هم بیاورد تا بتوان طی آن، تلاشهای جمعی برای دستیابی به اهداف آموزش برای همه را مورد ارزیابی و نقد قرار داد. وی با اشاره به گزارش سال 2012 پایش آموزش برای همه افزود: براساس آمار ارائه شده در این گزارش، حدود 61 میلیون کودک در سن مقطع ابتدایی و نیز 71 میلیون نفر در سنین آغازین آموزش متوسطه هنوز هم خارج از مدارس هستند. حداقل 250 میلیون کودک نه قادرند بخوانند و نه می توانند حساب کنند. لذا، این اجلاس باید بتواند به تعهدات مشخص و روشنی از سوی جامعه ی بین المللی بیانجامد و  حمایت لازم را از نسبت به ابتکار "آموزش در جایگاه نخست"، جلب نماید. ضمن اینکه لازم است در رابطه با نقش برنامه ی "آموزش برای همه" در دستیابی به سایر اهداف جهانی در حوزه ی توسعه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی لازم صورت گیرد.

Ø    اهم اظهارات خانم موزه بنت ناصر

در ادامه، خانم موزه بنت ناصر همسر امیر قطر به عنوان رئیس بنیاد آموزش، علوم و توسعه ی جامعه ی قطر و نماینده ی ویژه ی یونسکو در امور آموزش پایه و عالی، طی سخنانی از رهبران حوزه ی آموزش در جهان خواست اقدامات خود را در جهت تامین دسترسی محروم ترین کودکان به آموزش با کیفیت، شدت بخشند. وی افزود: بشریت نمی تواند بر چالش های بزرگی که در برابرش قرار دارند فائق شود مگر اینکه دسترسی به آموزش با کیفیت برای کودکان به نحوی که آنان را برای ایفای نقش در دنیای مدرن مهیا سازد، تضمین گردد.

همسر امیر قطر در بخش دیگری از سخنان خود طی اظهاراتی دو پهلو با اشاره به وضعیت آموزش در غزه و سوریه اظهار داشت: "آنچه اکنون در منطقه ی ما رخ می دهد نشاندهنده ی این است که حق دسترسی به آموزش هنوز هم در معرض خطر است. تنها کافیست به وضعیت دانش آموزان در غزه و سوریه و سایر مناقشات و مخاصمات مشابه نگاهی بیافکنیم". خانم بنت ناصر از مسئولین بخش آموزش در سرتاسر جهان خواست تا از برنامه ها و ابتکاراتی مانند ابتکار دبیرکل سازمان ملل موسوم به "آموزش در جایگاه نخست" و نیز ابتکار "یک کودک را آموزش دهید" که در 14 نوامبر 2012 توسط وی آغاز شده است حمایت نمایند.

وی افزود: "من از شما می خواهم تا طی روزهای آینده بر روی اقداماتی سریع و موثر تمرکز کنید که بتواند ما را در نیل به اهدافمان در زمینه ی آموزش یاری کند."  وی در پایان آمادگی قطر را برای میزبانی اجلاس آتی آموزش برای همه که قرار است در ماه آوریل سال 2013 برگزار گردد، اعلام کرد.

  

v   آغاز بحث و تبادل نظر درخصوص مباحث و بخش های اصلی اجلاس وزراء:

پس از مراسم افتتاحیه که بعد از ظهر روز چهارشنبه 21 نوامبر برگزار گردید، ، نشست وزرا در روز پنج شنبه کار خود را آغاز نمود. در ابتدای نشست وزراء، برنامه ی کاری اجلاس مورد تصویب قرار گرفت و سپس "گزارش جهانی سال 2012 درخصوص پایش آموزش برای همه"، رسما توسط نماینده ی یونسکو ارائه گردید و خلاصه ای از مهمترین ابعاد آن تشریح شد. لازم به ذکر است که در این گزارش موضوع پیشرفت های حاصله در نیل به اهداف ششگانه ی آموزش برای همه به طور کلی و عمومی مورد بررسی قرار گرفته است اما باتوجه به اینکه عنوان اصلی گزارش، "جوانان ومهارت‌ها: پیوند آموزش و کار" می باشد، لذا تمرکز اصلی آن بر روی موضوع جوانان و مهارت ها قرار گرفته که به هدف سوم از اهداف ششگانه ی آموزش برای همه می‌پردازد. پس از ارائه ی گزارش، بحث و تبادل نظر در محورهای زیر توسط وزرا و نمایندگان کشورهای مدعو درخصوص موضوعات ذیل آغاز شد: 

 ü   بررسی یافته ها و توصیه های ارائه شده توسط گزارش جهانی سال 2012 نظارت بر آموزش برای همه و گزارش های منطقه ای یونسکو در این خصوص؛

ü    شناسایی تنگنا ها و مشکلاتی که موجب کندی پیشرفت ها در حوزه "آموزش برای همه" می شوند و شناسایی تجربیات و مداخلات موفقی که می توان آنها را توسعه بخشید؛

ü    فرآیند تبیین اقدامات منطقه ای و جهانی برای آماده سازی جهت سال 2015؛

ü    ایجاد تعهدات و مسئولیت های روشن برای اقدامات قابل نظارت و پیگیری.

 

v   نقطه نظرات اعلام شده توسط جناب آقای دکتر حاجی بابائی وزیر محترم آموزش و پرورش کشورمان در بخش های مختلف اجلاس:

جناب آقای دکتر حاجی بابائی وزیر آموزش و پرورش کشورمان پس از ارائه ی "گزارش 2012 پایش جهانی آموزش برای همه" توسط مدیر بخش مربوطه در یونسکو، به عنوان اولین نفر در این اجلاس به ارائه ی نقطه نظرات کشورمان پرداخت. وی در ابتدا با گرامیداشت یاد دانش آموزان، دانشجویان و معلمان فلسطینی در غزه، از آنها به دلیل اینکه در شرایط جنگی و در زیر آماج گلوله ها، کماکان به تلاش مقدس خود برای تحقق اهداف "آموزش برای همه" ادامه می دهند، قدردانی و تجلیل به عمل آورد و از یونسکو خواست تا رسالت تاریخی خود را به عنوان خانه ی فرهنگ و آموزش جهانی در قبال آنان به انجام برساند. وزیر آموزش و پرورش کشورمان همچنین آمادگی جمهوری اسلامی ایران را برای کمک به بازسازی مدارس و اماکن آموزشی تخریب شده ی فلسطین اعلام نمود.

آقای دکتر حاجی بابائی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: "به نظر می رسد با توجه به چالش ها و بحران های اقتصادی جهانی که بخصوص در سالهای اخیر رو به فزونی نهاده است، موضوع امسال این گزارش با عنوان "جوانان ومهارت‌ها: پیوند آموزش و کار" که به هدف سوم از اهداف ششگانه ی آموزش برای همه می‌پردازد، به دنبال جلب افکار عمومی برای تقویت ارتباط و تعامل میان حوزه ی آموزش و حوزه ی مهارت های فنی، حرفه ای و اشتغال است. بر اساس آمارهای منتشره در این گزارش و افزایش جمعیت بیکار در جهان که بخشی از آن حاصل بحران‌های اقتصادی در جهان است، آموزش نیروهای ماهر و کارآمد از طریق آموزش فنی و حرفه‌ای ضروری است. به همین دلیل لازم است در ابتدا از تهیه کنندگان این گزارش قدردانی کنم".

 وزیر آموزش و پرورش کشورمان افزود: "در این رابطه توجه به چند نکته می تواند ما را به غنای هرچه بیشتر گزارش ها و اسنادی از این دست، یاری نماید: نخست اینکه در اینگونه گزارش ها توجه بیشتر به وضعیت واقعی کشورها و پیشرفت های حاصله توسط آنها و نیز استفاده از آمار و گزارش های ارائه شده توسط مراکز و ارگان های رسمی این کشورها در زمینه های مورد بررسی می تواند به ارتقای محتوا و افزایش میزان سندیت آن کمک نماید. در ثانی باتوجه به بین رشته ای و میان بخشی بودن برخی از مقولات مربوط به آموزش برای همه به ویژه مقوله ی جوانان و مهارت ها که موضوع اصلی گزارش سال 2012 می باشد، مشارکت بخش های مختلف یونسکو به ویژه بخش علوم اجتماعی و انسانی این سازمان که به طور مستقیم با موضوع جوانان و نقش آنان در جوامع سر و کار دارد، در رابطه با برخی ابعاد گزارش می تواند به غنای بیشتر آن کمک نماید. همچنین لازم است به این نکته ی مهم توجه شود که برای کسب مهارت به نحوی که فرد برای ورود به بازار کار آماده شود، تضمین ورود وی به مدرسه ضرورت بنیانی ندارد بلکه ایجاد بستر مناسب برای فراگیری مهارت‌های لازم به ویژه برای ورود به بازار کار مد نظر می باشد، لذا می توان راهکارهای متعددی را برای ارتقای مهارت‌های جوانان در این رابطه مد نظر قرار داد. یکی دیگر از مهمترین موضوعاتی که باید سازوکار لازم برای تحقق آن اندیشیده شود، موضوع همکاریهای "شمال – جنوب" و
"جنوب – جنوب" در رابطه با آموزش برای همه به صورت اعم و درخصوص مقوله ی مهارت ها و جوانان به صورت اخص می باشد که ایجاد چارچوبی برای ارتقای سازوکارهای موجود در این رابطه از اهمیت خاصی برخوردار است".

آقای دکتر حاجی بابائی در ادامه با اشاره به بخشی از اقدامات کشورمان در رابطه با تحقق اهداف ششگانه ی "آموزش برای همه" نتایج حاصله را بسیار قابل توجه و مطلوب دانست.  وی درخصوص ملموس بودن نتایج و موفق آمیز بودن برخی اقدامات متخذه تاکید کرد: "برای مثال موضوع برابری جنسیتی و ارتقای سطح دانش و سواد دختران و زنان در جمهوری اسلامی ایران به درستی در گزارش سال 2012 پایش آموزش برای همه مورد اشاره قرار گرفته است. در صفحه ی 108 این گزارش تصریح شده است از میان سی و هشت کشوری که در سال 1990 برابری جنسیتی در آنها زیر 9/0 بوده اند، تا سال 2010 تعداد 25 کشور از این آستانه گذر کرده اند و از این تعداد نیز تنها شش کشور به برابری جنسیتی دست یافته اند که جمهوری اسلامی ایران یکی از این شش کشور می باشد. اما این همه ی دستاوردهای ایران در زمینه ی تحقق اهداف آموزش برای همه نیست. این امر با بسیج امکانات و سرمایه گذاری چشمگیر صورت پذیرفته است به نحوی که ثبت نام در مدارس برای کودکان در سن مدرسه به حدود 100 درصد و نرخ سواد آموزی برای گروه سنی 15 تا 24 سال به 3/97 درصد رسیده است".

وزیر آموزش و پرورش کشورمان با توجه به تمرکز گزارش سال 2012 آموزش برای همه بر روی موضوع ارتباط آموزش و کار و نیز آموزش مهارت ها تصریح کرد:  "باتوجه به جایگاه ویژه ی آموزش‌های مهارتی، در جمهوری اسلامی ایران در این رابطه سه محور اصلی مورد توجه قرار گرفته است که عبارتند از: ایجاد چارچوب های قانونی، تعریف و اجرای برنامه های مربوطه در چارچوب تحقق هدف سوم آموزش برای همه و دست آخر تعریف اولویت ها و راهبردهایی برای دست یابی به این هدف تا سال 2015". ایشان در رابطه با ایجاد چارچوب های قانونی، به مواردی مانند قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش، قانون تشكيل سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای، قانون کار و آیین نامه تشکیل و اداره ی آموزشگاه‌های آزاد فنی و حرفه‌ای و نیز مصوبات مربوط به توسعه ی بخش آموزشی فنی و حرفه‌ای در برنامه چهارم توسعه اشاره نمود و آنها را از جمله ی ابزارهای قانونی برای ارتقای سطح مهارت ها در آموزش دانست.

آقای دکتر حاجی بابایی در ادامه، به برنامه های اجرا شده در این زمینه اشاره کرد و ازجمله موضوعات زیر را مورد توجه قرار داد:  توسعه آموزش غير رسمي فني و حرفه‌اي توسط بخش غیر دولتی؛ توسعه راه اندازی هنرستان‌های وابسته به بخش‌های کشاورزی، هنر، صنعت و خدمات؛ توسعه هنرستان‌های کشاورزی مستقر در مزارع آموزشی؛ توسعه ی کمی و کیفی رشته‌های ارائه شده در دوره‌های متوسطه فنی و حرفه‌ای؛ تجهیز کارگاه‌های آموزشی مدارس فنی و حرفه‌ای و کار و دانش؛ تقویت کارگاه‌ها و مدارس آموزش فنی و حرفه‌ای و کار دانش و افزایش تعداد دانش آموزان این نوع آموزش‌ها، پیش بینی آموزش مهارت‌های اجتماعی در خلال برنامه‌های درسی مصوب دوره‌های مختلف تحصیلی، و بسیاری موارد دیگر.

وزیر آموزش و پرورش کشورمان همچنین درخصوص اولویت های راهبردی به منظور دستیابی به هدف شماره ی سه از میان اهداف ششگانه ی آموزش برای همه تا سال 2015 نیز اظهار داشت: "در این رابطه، اجراي برنامه‌هاي برقراري ارتباط مؤثر با بخش صنعت و بازار كار؛ انجام اصلاحات اساسي در نظام آموزشي؛ توسعه ی همكاري‌هاي وزارت آموزش و پرورش با ساير دستگاه‌ها و نهادهاي ارائه دهنده خدمات آموزش فني و حرفه‌اي و ايجاد انعطاف در طراحي مواد درسي با نیازهای بازار كار مد نظر می باشد".

وی در پایان تصریح کرد برای ارتقای سطح دانش و تشویق و ترغیب کارشناسان و دست اندرکاران امر، نشست تخصصی "جوانان و مهارت‌ها: پیوند آموزش و جهان کار"، توسط کمیسیون ملی یونسکو و با همکاری وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه های ذیربط و با مشارکت جمعی اندیشمندان و صاحبنظران کشور در تاریخ 27 اکتبر 2012 در تهران برگزار شد که طی آن موضوع فوق به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

 

رئوس موضوعات مطروحه توسط سایر شرکت کنندگان در اجلاس:

وزراء و نمایندگان کشورهای شرکت کننده در اجلاس نیز پس از اظهارات وزیر آموزش و پرورش کشورمان در میاحث مختلف اجلاس مداخلاتی داشتند که مهمترین نظرات مورد تاکید آنان به شرح ذیل می باشد:

-      ضرورت سرعت بخشیدن به اقدامات مربوط به نیل به اهداف ششگانه ی "آموزش برای همه" در کلیه سطوح اعم از محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی؛

-      بررسی دقیق و کارشناسی علل و عواملی که مهمترین نقش را در عدم حصول نتایج مطلوب در رابطه با اهداف "آموزش برای همه" داشته اند و سعی در برطرف کردن موانع پیش رو با توجه به نزدیک بودن ضرب الاجل سال 2015 برای دستیابی به این اهداف؛

-      شناسایی تنگنا ها و چالش های جدید فراروی تحقق اهداف آموزش برای همه با توجه به تحولات جدید در عرصه های جهانی و تلاش مضاعف برای فائق آمدن بر این تنگناها و چالش ها؛

-      لزوم تلاش کلیه ی بخش های مرتبط در یونسکو و ارتقای همکاری های درون سازمانی به ویژه از طریق همکاری و هماهنگی حوزه های ذیربط به ازجمله بخش های "آموزش"، "ارتباطات و اطلاعات" و "علوم انسانی و اجتماعی" برای تمرکز بخشیدن بیشتر به موضوع و تبدیل آموزش به کانون توجهات و تعاملات درون سازمانی، بین بخشی و میان رشته ای در یونسکو؛

-      ضرورت ارتقاء و ترویج استفاده از فناوریهای نوین در عرصه های آموزشی برای تسریع در نیل به اهداف "آموزش برای همه".

-      استقبال از ابتکار ارائه شده توسط دبیرکل سازمان ملل متحد موسوم به ابتکار "آموزش در جایگاه نخست". در عین حال تعدادی از هیئت های شرکت کننده در اجلاس تاکید نمودند که ابتکار مزبور می بایستی نقش مکمل برای آموش برای همه را ایفا نماید و به دنبال تقویت این حرکت و ارتقای جایگاه آن در عرصه ی جهانی و نیز سازمان ملل باشد و نمی تواند و نباید به عنوان جایگزینی برای مقوله ی "آموزش برای همه" قلمداد شود. ضمن اینکه مبنای ابتکار "آموزش در جایگاه نخست" در واقع باید همان شش هدف اصلی باشد که در سال 2000 در اجلاس داکار مورد تصریح  و تصویب قرار گرفته است.

-      برخی از چالش های فراروی تحقق اهداف آموزش برای همه که توسط کشورها مورد اشاره قرار گرفت عبارتند از: عدم وجود شراکت و همکاری مطلوب میان دست اندرکاران حوزه ی آموزش، تشدید رقابت های تجاری و سودمحور در عرصه های آموزشی، عدم وجود اراده ی سیاسی لازم در سطوح مدیریتی در کشورها برای ارتقای حوزه هایی مانند آموزش و عدم تبدیل آن به یک نگرانی کلان در سطح ملی، لزوم اختصاص منابع مالی و غیر مالی بیشتر به حوزه ی آموزش در کلیه ی عرصه ها اعم از ملی، منطقه ای و بین المللی و نیز اختصاص بخش بیشتری از منابع فرابودجه ای در سازمانهای بین المللی ذیربط از جمله یونسکو به مقوله ی آموزش، استفاده از نظرات کارشناسی صاحبان اندیشه و فکر توسط تصمیم گیران حوزه ی آموزش و لحاظ نمودن توصیه های ارائه شده توسط آنان در تصمیم گیریها و سیاست گذاریها و موضوعاتی از این قبیل؛

جمع بندی و بیانیه ی نهایی اجلاس:

در پایان، بیانیه ی نهایی اجلاس مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و تصویب شد که اهم موضوعات مندرج در آن به شرح ذیل می باشد:

-      کمتر از سه سال تا ضرب الاجل تعیین شده در سال 2015 برای تحقق اهداف آموزش برای همه باقی مانده است و لذا بسیار حائز اهمیت است که تعهدات جمعی مورد تاکید در جامتین (تایلند) در سال 1990 و داکار (سنگال) در سال 2000، جامه ی عمل بپوشد.

-      شناسایی آموزش به عنوان یک حق اساسی بشری و حصول اطمینان از اینکه نیازهای پایه ای آموزشی هر کودک، جوان و بزرگسال تامین می گردد.

-      گزارش سال جاری مربوط به پایش آموزش برای همه نشان دهنده ی این واقعیت است که بخشی از اهداف ششگانه ی آموزش برای همه در بسیاری از کشورها تا سال 2015 محقق نخواند شد. لذا در رابطه با کندی پیشرفت های حاصله ابراز نگرانی می گردد. این کندی موجب عدم دسترسی مطلوب به اهداف توسعه بوده و مانعی بر سر راه صلح و انسجام اجتماعی محسوب می گردد.

-      برای آموزش دادن به گروه های حاشیه ای اعم از خردسالان، کودکان، جوانان و بزرگسالان به ویژه آموزش دختران و پسران در حین بروز مناقشات، اتخاذ تلاشهای مضاعف و ویژه ای مورد نیاز است.

-      تاکید بر نقش راهبری و مهم یونسکو در حوزه ی آموزش و توصیه به اینکه کشورها با حمایت یونسکو و سایر دست اندرکاران این حوزه، اقداماتی را برای توسعه و اجرای سیاست های مربوط به دسترسی همگانی به آموزش فارغ از میزان ثروت، جنسیت، قومیت، ناتوانایی ها و مکان زندگی فرد، اتخاذ نمایند.

-      با اراده ی سیاسی قوی و اتخاذ رویکردهای هدفمند می تواند بر تنگناها فائق آمد. کشورها باید کارایی و تاثیرگزاری نظام آموزشی خود را ارتقاء دهند و به ویژه سیاست هایی را اتخاذ کنند که میزان تکرار پایه در دانش آموزان کاهش یابد.

-      آموزش باید به گونه ای باشد که مهارت های فنی و حرفه ای لازم را برای افراد فراهم کند. برخی مهارت های ویژه ی زندگی در قرن بیست و یکم از جمله همکاری، خلاقیت، و حل مشکل نیز باید در این خصوص مد نظر قرار گیرند.

-      آموزش باید بستر مناسبی برای ترویج شهروندی ملی و جهانی را فراهم نماید و مردم سالاری و نیز حل و فصل مسالمت آمیز مناقشات را تقویت نماید.

-      ارتقای جایگاه سواد آموزی به ویژه سواد آموزی برای مردان و زنان بزرگسال دارای اهمیت خاصی است چرا که افزایش سطح سواد و معلومات پدران و مادران در واقع موجب افزایش توجه آنان به مقوله ی آموزش فرزندانشان خواهد شد که این نیز به نوبه ی خود، افزایش میزان ثبت نام کودکان در مدارس را در پی دارد.

-      استقبال از ابتکار دبیر کل سازمان ملل موسوم ابتکار "آموزش در جایگاه نخست" و تاکید بر لزوم همکاری و هم افزایی ابتکار مزبور با برنامه ی آموزش برای همه و تلاش برای حرکت به سوی تحقق همه ی اهداف هزاره.

-      تاکید بر اینکه وضعیت فعلی نیازمند اتخاذ اقدامات فوری بوده تا بتوان از آن طریق، برای دستیابی به اهداف "آموزش برای همه" در فرصت اندک باقیمانده تا سال 2015 اقدام نمود.

-      عدم دسترسی به منابع مالی مورد نیاز، یکی از مشکلات مهم فراروی تحقق اهداف آموزش برای همه می باشد. لذا ضروریست دولت ها بودجه ی لازم را به امر آموزش اختصاص دهند و در این راستا توصیه می شود 6 درصد از تولید ناخالص داخلی خود یا 20 درصد از هزینه های عمومی شان را به این حوزه اختصاص یابد.

-      کشورهای کمک کننده ی منابع مالی (دانرها) می بایستی به تعهداتشان عمل نموده و به ویژه در کمک های انسان دوستانه ی خود، سهم بودجه ی مربوط به آموزش را افزایش دهند.

-      در وضعیت بحران جهانی مالی و اقتصادی که موجب شده بسیاری از سیستم های آموزشی زیر فشار قرار گیرند، یافتن منابع جدید مالی از جمله سیاست های مالیاتی، بخشش بدهی ها برای آموزش، ارتقاء و تقویت شراکت های چندجانبه با دست اندرکاران حوزه ی آموزش می توانند در کاهش این فشارها موثر باشند.

-      تاکید بر نقش مهم معلمان در دستیابی به اهداف آموزش برای همه و لزوم ارتقای کیفی آنان از طریق دوره های آموزشی قبل و حین خدمت، ارتقای جایگاه حرفه ای معلمان و بهبود شرایط شغلی آنان.  و غیره.

-      تاکید بر اینکه بحران جهانی اقتصادی نباید به بهانه ای برای شانه خالی کردن از تعهدات بین المللی و عدم نیل به اهداف "آموزش برای همه" تبدیل شود.

-      تاکید بر لزوم تقویت حضور مداوم و مستمر بخش خصوص در حوزه های آموزشی در کشورها.

-      حمایت از نقش راهبری و هماهنگ کننده ی یونسکو در راستای دستیابی به اهداف "آموزش برای همه" و تاکید بر ضرورت ادامه ی رایزنی یونسکو با کشورها برای ارتقای جایگاه "آموزش برای همه" در برنامه های بعد از ضرب الاجل 2015.

-      تاکید بر لزوم ارتقای همکاریهای "جنوب – جنوب" و نیز تبادل بهترین تجربیات کشورها با یکدیگر، همکاری کشورها از طریق اجرای پروژه های چند ملیتی و دسترسی به شبکه های دانش و ابتکارات خلاق با نگاهی به دستیابی به اهداف توسعه ی هزاره که با آموزش مرتبطند و نیز اهداف "آموزش برای همه".

 

حاشیه ی اجلاس:

جناب آقای دکتر حاجی بابایی در حاشیه ی اجلاس با معاون نخست وزیر و وزیر آموزش تایلند، معاون وزیر آموزش کوبا و نیز سفیر و نماینده ی دائم ونزوئلا نزد یونسکو دیدار و گفتگو کرد.

در ملاقات با معاون نخست وزیر و وزیر آموزش تایلند که آقای دکتر مجیدی سفیر و نماینده ی دائم کشورمان نزد یونسکو و آقایان کوچک نژاد و خسروی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و سایر همراهان هیئت وزیر نیز حضور داشتند، طرفین درخصوص موضوعات مختلف حوزه ی آموزش بحث و تبادل نظر کردند.

 در این دیدار آقای دکتر حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش کشورمان به تجربیات و پیشرفت های جمهوری اسلامی ایران در حوزه ی آموزش به ویژه در رابطه با سند تحول بنیادی نظام آموزش و پرورش و نیز موفقیت های چشمگیر کشور در عرصه ی تحقق اهداف ششگانه ی "آموزش برای همه" اشاره نمود و از ارتقای جایگاه آموزش های فنی و حرفه ای در ایران سخن گفت.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع استفاده از فناوریهای نوین در بخش آموزش و پرورش کشور و مدارس هوشمند اشاره کرد و نیز در رابطه با تربیت نخبگان و آموزش تیزهوشان در جمهوری اسلامی ایران و نیز توفیقات کشور در عرصه های بین المللی علم و دانش به ویژه المپیادهای جهانی سخن گفت و از طرف تایلندی دعوت نمود برای آشنایی با میزان پیشرفت های کشور در عرصه ی آموزش، به ایران سفر کند.

وی همچنین به تحول تعریف از سواد پرداخت و اظهار داشت اکنون تعریف سنتی از سواد یعنی خواندن و نوشتن صرف، تعریف جامعی نیست و لازم است سواد را مبتنی بر نیازها و نیز تحولات جدید باز تعریف کرد.

معاون نخست وزیر و وزیر آموزش تایلند نیز در سخنان خود ضمن تشکر از دعوت وزیر آموزش و پرورش کشورمان، به بیان خلاصه ای از وضعیت نظام آموزش در تایلند پرداخت و از تلاش آن کشور برای ارتقای بهره برداری از فناوریهای نوین به ویژه در عرصه ی ارتباطات و اطلاعات در نظام آموزشی آن کشور اعم از مدارس ابتدایی و دبیرستان سخن گفت.

وی در رابطه با سیستم آموزش تیزهوشان و دانش آموزان نخبه در ایران اظهار علاقمندی نمود و تاکید کرد دانش آموزان تایلندی در رابطه با دروسی مثل ریاضی و علوم ضعیفند که می توان با استفاده از تجربیات ایران در این زمینه، برنامه های لازم و نیز فعالیت های مضاعفی را برای ارتقای سطح پیش بینی کرد.

آقای دکتر مجیدی سفیر و نماینده ی دائم کشورمان نیز طی سخنانی ضمن اشاره به همکاری های دو کشور در یونسکو در حوزه های مختلف ازجمله مقوله ی آموزش، آمادگی نمایندگی دائم کشورمان را برای ارتقا و گسترش بیش از پیش این همکاریها اعلام داشت.

علاوه بر این، خانم "لوئیزا ربكا سانچز" سفیر و نماینده ی دائم ونزوئلا در حاشیه ی اجلاس ضمن مراجعه به هیئت نمایندگی کشورمان از جناب آقای دکتر حاجی بابایی به دلیل سخنان ارائه شده توسط ایشان به ویژه در حمایت از دانش آموزان، دانشجویان و معلمان فلسطینی در غزه تشکر و قدردانی کرد. وی همچنین با اشاره به گزارش های جهانی در حوزه ی آموزش، پیشرفت های جمهوری اسلامی در زمینه های آموزشی به ویژه در رابطه با برابری جنسیتی و حضور زنان و دختران در عرصه های مختلف را شایسته ی تحسین دانست. وی همچنین از وزیرآموزش و پرورش کشورمان جهت انجام سفر رسمی به ونزوئلا دعوت به عمل آورد.

جناب آقای حاجی بابایی نیز ضمن تشکر از سفیر ونزوئلا، یكی از مهم ترین رسالت های یونسكو را در ارتباط با موضوع آموزش، توجه كافی این خانه فرهنگی و آموزشی جهانی به موضوع آموزش در غزه دانست. حاجی بابایی در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت ارتقای همكاری های آموزشی میان دو كشور دوست ایران و ونزوئلا در سطوح مختلف و نیز استفاده ی دو کشور از تجربیات ارزنده ی یکدیگر در همه ی حوزه ها به ویژه حوزه ی آموزش تاكید كرد.

 

نشست کارشناسان و مقامات ارشد آموزش کشورها:

لازم به ذکر است روز چهارشنبه 21 نوامبر طی جلسات صبح و بعد از ظهر، قبل از برگزاری مراسم افتتاحیه ی نشست وزراء، نشستی با عنوان نشست کارشناسان و مقامات ارشد آموزش کشورها تشکیل شد که طی آن آقای دکتر یزدانی قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در امور بین الملل و آقایان دکتر حمیصی معاون نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد یونسکو و آقای علی حاجیلاری رایزن این نمایندگی در آن شرکت کردند.

محورهای اصلی نشست مزبور به شرح ذیل بود:

-      فرآیند نظارت؛ یافته های گزارش جهانی سال 2012 نظارت بر آموزش برای همه و گزارش های منطقه ای یونسکو پیرامون موضوع "آموزش برای همه"؛

-      آموزش، مهارت ها و اشتغال برای جوانان؛

-      تلاش مضاعف برای نیل به اهداف آموزش برای همه در سال 2015؛

 در این نشست نیز به فراخور موضوعات مورد بررسی در چند مورد نظرات کشورمان در محورهای مختلف ارائه گردید و هیئت جمهوری اسلامی ایران توانست حضور فعالی را در اغلب بخش های نشست از خود به نمایش بگذارد. در این ارتباط به ویژه تاکید هیئت کشورمان بر لزوم استفاده از ظرفیت پارلمانها در حوزه ی آموزش با عنایت به تجربه ی موفق مجمع نمایندگان آسیا و پاسیفیک برای آموزش که کشورمان ریاست آن را برعهده دارد قابل ذکر است که پس از تشریح ابعاد مختلف آن توسط نماینده ی کشورمان، موضوع مورد حمایت سایر کشورها، معاون مدیرکل یونسکو در بخش آموزش و همچنین رئیس بخش آموزش برای همه ی یونسکو و قرار گرفت.

 

ملاحظات:

-      با اقدام به موقع و سریع سفیر و نماینده ی دائم کشورمان نزد یونسکو در اعلام آمادگی برای ارائه نظرات بلافاصله پس از ارائه ی گزارش جهانی 2012 برای پایش آموزش برای همه، در میان کلیه ی شرکت کنندگان در اجلاس، جناب آقای دکتر حاجی بابایی به عنوان اولین نفر به ارائه ی نقطه نظرات تهیه شده پرداخت.

-      با توجه به همزمانی اجلاس با تهاجم رژیم صهیونیستی به غزه، در ابتدای متن اظهارات جناب آقای دکتر حاجی بابایی، پاراگرافی درخصوص تجلیل و گرامی داشت یاد دانش آموزان، دانشجویان و معلمان فلسطینی ساکن غزه و لزوم حمایت یونسکو به عنوان خانه ی آموزش و فرهنگ جهانی از آنان گنجانده شد که این موضوع موجب شد در هنگام وقت تنفس، نمایندگان تعدادی از کشورها ضمن مراجعه به هیئت نمایندگی کشورمان، از جناب آقای دکتر حاجی بابایی برای این موضوع تشکر کنند. در این رابطه، علاوه بر سفیر و نماینده ی دائم ونزوئلا که شرح دیدار وی در متن گزارش مورد اشاره قرار گرفت، معاون وزیر آموزش کوبا به همراه سفیر و نماینده ی آن کشور نزد یونسکو و نیز نماینده ی پاکستان نزد این سازمان با مراجعه به هیئت کشورمان و دیدار با جناب آقای دکتر حاجی بابایی، مواضع اعلام شده توسط ایشان درخصوص حمایت از دانش آموزان و دانشجویان غزه را تحسین کرده و بر لزوم اقدام سریع یونسکو برای تضمین دسترسی همگانی به آموزش در غزه تاکید نمودند.

-      همچنین یکی از اعضای هیئت فلسطینی هم با مراجعه به وزیر آموزش و پرورش کشورمان از ایشان قدردانی نمود و اظهار داشت مسئولان ایرانی مثل همیشه از آرمانهای فلسطین حمایت می کند و وزیر ایرانی تنها کسی بود که در این اجلاس از مردم مظلوم فلسطین به ویژه کودکان و دانش آموزان غزه یاد کرد.

-      در حاشیه ی اجلاس، تعدادی از گزارش های منتشره توسط یونسکو در حوزه ی آموزش برای استفاده در معرض دید عموم گذاشته شده بود که از این میان می توان به گزارش سال 2012 پایش "آموزش برای همه"، سالنامه ی آموزش جهانی مربوط به سال2011 و سالنامه ی آموزش جهانی مربوط به سال2012 که همگی توسط یونسکو منتشر شده است، اشاره نمود. لازم به ذکر است در کلیه ی این گزارشها به بخشی از پیشرفت های جمهوری اسلامی ایران در حوزه ی آموزش اشاره شده است. برای مثال در بخشی از گزارش سال 2012 پایش "آموزش برای همه" تصریح شده است که از میان سی و هشت کشوری که در سال 1990 برابری جنسیتی در آنها زیر 9/0 بوده است، تا سال 2010 تعداد 25 کشور از این آستانه عبور کرده اند و از این تعداد تنها 6 کشور به برابری جنسیتی دست یافته اند که جمهوری اسلامی ایران یکی از این کشور ها می باشد. در سالنامه ی آموزش جهانی مربوط به سال2011 نیز که موضوع اصلی آن "مقایسه آمار آموزش در سرتاسر جهان" می باشد تصریح شده است که کشور های زیادی در منطقه جنوب و غرب آسیا توانسته اند نظام آموزشی خود را  گسترش دهند و در این میان جمهوری اسلامی ایران توانسته تعداد ثبت نام در دوره متوسطه خود را در بین سال های 1970 تا 2009 از یک میلون نفر به 8 میلیون نفر برساند که رقم قابل ملاحظه ای است.  همچنین در جای دیگری از این گزارش عنوان شده است که در منطقه ی غرب و جنوب آسیا، جمهوری اسلامی ایران بالاترین نرخ فارغ التحصیلی در دوره متوسطه در سال 2009 را با 81 درصد به خود اختصاص داده است و این در حالیست که در این منطقه، نرخ فارغ التحصیلی در کشور های دیگر پایین است. در این گزارش همچنین نام جمهوری اسلامی ایران  جزو دو کشوری است که در زمینه ی درصد ثبت نام در دوره متوسطه بیشترین پیشرفت در جنوب و غرب آسیا را داشته اند. ضمن اینکه براساس گزارش یاد شده، جمهوری اسلامی ایران به عنوان نخستین کشور جهان قبل از ترکیه، آمریکا، آلمان و روسیه در راس کشور های میزبان بیشترین تعداد دانش آموزان خارجی قرار دارد. در سالنامه ی جهانی آموزش مربوط به سال2012 نیز که عنوان اصلی آن "فرصت های از دست رفته: آثار تکرار پایه و ترک تحصیل زود هنگام" می باشد، تصریح شده است که نرخ تکرار پایه در دوره ابتدایی در چهار کشور در منطقه جنوب و غرب آسیا کاهش چشمگیر داشته و نشان دهنده پیشرفت قابل ملاحظه ای می باشد. یکی از این چهار کشور جمهوری اسلامی ایران است که توانسته نرخ مزبور را از 5 درصد به 2 درصد کاهش دهد. همچنین تصریح شده است که تکرار پایه در  دوره متوسطه در دو کشور که یکی از آنها جمهوری اسلامی ایران است (از 13 درصد به 4 درصد) بیشترین میزان را در منطقه جنوب و غرب آسیا به خود اختصاص داده است. همچنین در بخش دیگری از این سالنامه عنوان شده است که نرخ ترک تحصیل در منطقه جنوب و غرب آسیا بین 33 تا 40 درصد است که نرخ بالایی است اما در جمهوری اسلامی ایران این نرخ 6 درصد است که رقم بسیار خوبی است. لذا با عنایت به مراتب فوق و نیز نظر به موفقیت های چشمگیر کشورمان در حوزه ی آموزش شایسته است گزارش های مستند و به روز شده ی این حوزه در کلیه ابعاد مربوطه به صورت مرتب و مستمر و با رعایت شاخص های یونسکو به زبان های فارسی، انگلیسی و فرانسه برای این نمایندگی ارسال شود تا نسبت به انعکاس آن در گزارش ها و انتشارات جهانی سازمان مزبور اقدام لازم معمول گردد.

-      یادآور می شود پس از برگزاری كنفرانس جهاني آموزش براي همه در سال 1990 در جامتين تايلند، و نیز برگزاری چند اجلاس منطقه‌ای به منظور بررسي نتايج ارزيابي عملکرد ملي كشورها، اجلاس بعدی آموزش براي همه با عنوان "مجمع جهانی آموزش"[4]، از 26 لغایت 28 آوریل در داكار سنگال برگزار شد. در این اجلاس سندي با عنوان "چارچوب عمل داكار[5]، آموزش براي همه: عمل به تعهدات جمعي" در 21 ماده تصويب گرديد. در اين سند، آموزش به عنوان يكي از حقوق اساسي بشر، كليد توسعه پايدار كشورها و صلح و ثبات بين آن‌ها معرفی گردید. ضمن اینکه شش هدف اصلی در حوزه ی آموزش برای همه تعیین شد که مقرر گردید این اهداف تا سال سال 2015 تحقق یابند. این اهداف که در ماده ی هفتم "چارچوب عمل داكار" منعکس شده اند عبارتند از: گسترش آموزش در سنين خردسالی، دسترسی کامل به آموزش ابتدايي رايگان و اجباري با كيفيت برای همه ی کودکان، افزایش فرصت‌ها و مهارتهای یادگیری برای جوانان و بزرگسالان، بهبود نرخ سواد آموزی بزرگسالان، از ميان برداشتن تبعيض جنسيتي رسيدن به عدالت جنسيتي در آموزش و دست آخر، بهبود همه جنبه‌های آموزش کیفی عادلانه به برنامه‌های آموزشي مناسب و مهارت‌های زندگي روزمره.

 

پیشنهادها:

همانطور که ملاحظه شد، این اجلاس مهمترین نشست جهانی پیرامون موضوع "آموزش برای همه" در طول سالهای اخیر است که هدف اصلی از برگزاری آن، بررسی میزان پیشرفت های حاصله در جهت نیل به اهداف "آموزش برای همه" و نیز تشویق و ترغیب کشور های عضو برای حمایت از مقوله ی آموزش در سطوح مختلف می باشد. تاکید می شود که در اینگونه نشست های بین المللی که در ارتباط با مقوله ی آموزش برگزار می شود و نظر به اهمیت محوری مباحث مربوط به برنامه ی "آموزش برای همه" به ویژه با توجه به نزدیک شدن به تاریخ ضرب الاجل تحقق اهداف ششگانه ی برنامه ی یاد شده، یکی از مهمترین اقداماتی که می تواند توسط دستگاه های ذیربط کشورمان به ویژه وزارت آموزش و پرورش صورت پذیرد،  تشریح آخرین دستاوردها و نیز ابتکارات به کار گرفته شده ی کشور در حوزه ی آموزش و به ویژه تشریح موفقیت های حاصله در رابطه با موضوع آموزش برای همه و نیز حضور فعال، موثر و تاثیرگذار ایران در کلیه ی نشست ها، اجلاس ها و کنفرانس های بین المللی در این ارتباط و معرفی دستاوردها و پیشرفت های کشورمان به سایر کشورهای جهان است.

با عنایت به مراتب پیش گفته و نیز موارد مطروحه در متن گزارش، پیشنهادات زیر جهت ارتقای هرچه بیشتر جایگاه کشورمان در حوزه ی آموزش در سطوح منطقه ای و
بین المللی ارائه می گردد:

-      تاسیس چارچوب اداری متناسب برای همکاری با یونسکو در زمینه ی آموزش با به کارگیری ظرفیت های مختلف ازجمله استفاده از کارشناسان توانمند و مسلط به زبان در وزارت آموزش و پروش کشورمان با همکاری سایر وزارت خانه ها و دستگاه های ذیربط به منظور فعالیت متمرکز برای بهره برداری بهینه از این سازمان در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی و انباشت هدفمند و منظم تجربیات؛

-      تهیه ی گزارش های جامع و نیز مختصر چند زبانه پیرامون دست آورد های جمهوری اسلامی ایران در حوزه های آموزشی به تفکیک مقاطع تحصیلی و برنامه های بین المللی ذیربط با توجه به ملاک ها و شاخص های بین المللی و برنامه های یونسکو؛

-      تهیه تقویم سالانه وقایع بین المللی در حوزه ی آموزش به منظور مشارکت فعال و تاثیرگذار هیئت های ذیربط کشورمان در سطوح گوناگون با آمادگی کامل و
گزارش ها و بسته های چند زبانه و چند رسانه ای موضوعی؛

-      ایجاد بانک جامع همکاری های بین المللی آموزشی در وزارت آموزش و پرورش به منظور مستند سازی، استمرار، تداوم و ماندگاری فعالیت ها و اقدامات انجام شده و در دست اجرا؛

-      استخراج آمارها و اطلاعات منتشره در خصوص جمهوری اسلامی ایران در
گزارش ها و اسناد بین المللی به منظور ارزیابی عملکرد و در صورت نیاز ارائه گزارش های تکمیلی و یا مستندات برای تصحیح اسناد مزبور؛

-      ارتقاي سطح تعامل و هماهنگي بين  نمايندگي دائم جمهوری اسلامی ایران در یونسکو و نهادها و دستگاههاي علمي و اجرايي کشور  براي پيشبرد اهداف ملی در حوزه های مختلف به ویژه حوزه ی آموزش؛

-      اعزام هيات هاي تخصصی زباندان و آشنا به موضوعات، پرونده ها، ملاحظات، حساسيت ها و چارچوب هاي سياست ها و خط مشي هاي اصولي کشورمان در حوزه ی آموزش، براي حضور فعال در اجلاس هاي يونسکو بهمراه پيشنهادها و
طرح هاي کارشناسی شده به منظور تامین بهینه منافع ملی کشورمان.

 

 

تهیه و تنظیم: نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد یونسکو

 

 



[1] First Global Education for All Meeting.

2- لازم به ذکر است پنجاه کشور مورد نظر، توسط گروه های جغرافیایی ششگانه ی یونسکو (از هر گروه جغرافیایی 8 تا 10 کشور)، انتخاب و به دبیرخانه ی این سازمان معرفی شدند. بنا به پیشنهاد یونسکو، مقرر شد در این اجلاس، طیف متنوعی از کشورها انتخاب شوند که برخی از آنها در زمینه ی "آموزش برای همه" پیشرفت قابل ملاحظه ای داشتند، بعضی دیگر در رابطه با شاخص های آموزشی و تحقق اهداف "آموزش برای همه"، پیشرفت چندانی نکرده بودند و بعضی از کشورها نیز از میان کشورهای اعطا کننده ی کمک های مالی (دانرها) انتخاب شده بودند.

 

[3] Education First Initiative.

[4] World Education Forum.

[5] The Dakar Framework of Action.

آموزش در جایگاه نخست

 

نشست جهانی آموزش برای همه از۲۱ تا ۲۳ نوامبر برابربا ۱تا ۳ آذر در پاریس برگزار از ایران هم  وزیر آموزش و پرورش آقای دکتر حاجی بابایی با دوتا نمایندمجلس عضو کمسیون آموزش و تحقیقات همرا ه یک معاون ،یک مدیر کل و یک رییس سازمان حضور داشتند

اما ویژگی های این نشست: مهمترین نشست جهانی پیرامون آموزش بود فقط ۵۱کشور توانسته بودند شرایط حضور را کسب کنند هدف: بررسی میزان پیشرفت های حاصله در جهت نیل به اهداف آموزش برای همه و بسیج کشورهای عضو برای حمایت از آموزش بود البته دبیرکل سازمان ملل هم طرح را ارائه داده بود با عنوان آموزش در جایگاه نخست

انتظارات : نحوه ی شتاب بخشیدن به تحقق اهداف آموزش برای همه تا سال ۲۰۱۵وتوصیه هایی برای بعد از سال ۲۰۱۵

سخنران اول نشست وزرا آقای دکتر حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش کشورمان بود که با یاد دانش آموزان و معلمان غزه در در زیر بمباران اسرائیل به آموزش مشغولند آغاز شد و خیلی هم مورد توجه قرار گرفت البته نه رسمی که نگاه چپ چپ بعضی از وزرا مانع ابراز احساسات سایرین می شد اما حداقل چند نفری به خود من گفتند بابت غزه متشکریم ،یک وزیر اروپایی هم بعدازظهر جلسه که وزیر ما به دلیل ملاقات با معاون نخست وزیر و وزیر آموزش و پرورش تایلند در جلسه نبود سرش را نزدیک من آورد و گفت خیلی خوب بود

برادرم!

«این عباس علی است. خسته، گرسنه، تشنه، داغدیده و مصیبت زده. داغ هایی که هر کدام به تنهایی برای از پا درآوردن مردی کافی است؛ داغ سه برادر، داغ یک فرزند، داغ چندین برادرزاده و خواهرزاده و داغ چند ده عزیز و همدل و همراه. نه خستگی، نه تشنگی، نه گرسنگی، نه این همه داغ، هیچکدام تاب از کف عباس نربوده و توان عباس را نفرسوده، اما دیدن تشنگی حسین(ع) و بچه های حسین، طاقتش را سوزانده و او را راهی شریعه کرده است.
و اکنون این اوست و آبی که تا زانوان او و شکم اسب، بالا آمده. اکنون این اوست و آب و مشک خالی و بچه های حسین(ع). اکنون این اوست و لب هایی که از تشنگی ترک خورده. اکنون این اوست و تنی که از تشنگی ناتوان شده.
اکنون این اوست و جگری که از تشنگی تاول زده. اکنون این اوست و هجوم لشگر عقل از هزار سو که او را به نوشیدن آب ترغیب می کند: تو علمدار لشکر حسینی، باید استوار بمانی. تو محافظ بچه های حسینی، باید توان در بدن داشته باشی. تو تکیه گاه سپاه حسینی، نباید فرو بریزی. وقتی به جرعه ای آب می توان توان هزارباره گرفت، چرا این توان را - نه از خودت که - از انجام رسالتت دریغ می کنی؟
تو یک عمر زیسته ای برای همین یک روز و اگر امروز نتوانی بجنگی و از محبوبت دفاع کنی، همه عمر را به باد داد ه ای. پدر به برادرش عقیل - که در علم انساب ورودی به کمال داشت - گفت که: زنی می خواهد که در رشادت و شهامت و شجاعت نمونه باشد و فرزندانی رشید و دلاور و سلحشور و بی باک بیاورد.
و عقیل، قبیله بنی کلاب را معرفی کرد و از این قبیله، خانواده بنی حزام را و از این خانواده، فاطمه رشیده را.
و چه کارهای عجیبی می کرد این پدر مظهرالعجایب! خودش عالم بماکان و مایکون و ما هو کائن بود، خودش در جایگاهی از خلقت نشسته بود که تقدیر را با سر انگشتانش - باذن الله - رقم می زد. خودش سرشت و گذشته و آینده همه خلایق را در آینه علم غیب خویش، به وضوح می دید اما برادرش را مامور جستجو در انساب و اقوام و قبایل کرد تا دل عقیل را به انجام این ماموریت خطیر خوش گرداند.
به گمانم بزرگترین معجزه پدر این بود که در میان مردم، پرده بر علم غیب خویش می کشید و علیرغم داشتن بالهای کرامت، با پاهای عادت بر زمین راه می رفت و علیرغم علم آفرینی اش، به زبان کودکان مردم این جهان تکلم می کرد و علیرغم این که صاحب دکان عالم بود، درست مثل یک مشتری بی بضاعت، از دکه خلقت خرید می کرد.
فلسفه انتخاب مادرم و تولد من و برادرانم، پدیدآوردن یاورانی برای حسین(ع) بود. یعنی که من برای حسین و به خاطر حسین آمدم. برای تو که به خاطر حسین آمده ای، اکنون دفاع از حسین و جنگ در راه حسین، مهمترین مساله است.
و دفاع از حسین، توان می طلبد و جنگ در راه حسین رمق می خواهد.
و آب اکنون برای تو یعنی توان برای دفاع از حسین و آب برای تو یعنی مقدمه واجب که به اندازه خود واجب، واجب است. اسب که خنکای آب، رگ و پی اش را حیات و طراوت بخشیده، در آب پیشتر و پیشتر می رود تا آنجا که زانوان و رانهای سوار تماماً در آب قرار می گیرد و شمشیر آبدیده اش تا نیمه در آب فرو می شود.
سوار، دست به قبضه شمشیر می برد و آن را به سمت جلو می فشارد تا سر غلاف از آب بیرون بیاید و شمشیر از تسلط آب محفوظ بماند.
بیست و پنج سال پیش بود، یا کمی بیشتر. علی(ع) در مسجد نشسته بود و گرد او یاران و دوستان و اصحاب، حلقه زده بودند. در این حال، پیرمردی بیابانی که محاسنی سپید و چهره ای آفتاب سوخته اما نمکین داشت به مسجد درآمد.
با لهجه ای شیرین به همه سلام کرد، حلقه جمع را شکافت، بر دست و روی علی بوسه زد و زانو به زانوی او نشست: «علی جان! خیلی دوستت دارم. دلیلش هم این است که این شمشیر عزیزم را آورده ام به تو هدیه کنم.»
علی خندید؛ ملیح و شیرین، آنچنانکه دندان های سپیدش نمایان شد.
«دلیل، دل توست عزیز دلم! اما این هدیه ارجمندت را به نشانه می پذیرم.»
پیرمرد عرب، خوشحال شد، دوباره دست و روی علی را بوسید و رفت.
فراوان داشت علی از این عاشقان بی نام و نشان. شمشیر را لحظاتی در دست چرخاند و نگاه داشت، انگار که منتظر خبری بود یا حادثه ای.
خبر، عباس(ع) بود که بلافاصله آمد. هفت یا هشت ساله اما زیبا، رعنا و بلند بالا، سلام و ادب کرد اما چشم از شمشیر برنداشت.
علی فرمود: عباس من! دوست داری این شمشیر را به تو هدیه کنم؟
عباس خندید. آرزوی دلش بود که بر زبان پدر جاری شده بود.
«بله، پدر جان! قربان دست و دلتان.»
علی فرمود: بیا جلو نور چشمم!
عباس پیش آمد. علی از جا بلند شد، شمشیر را با وسواسی لطف آمیز بر کمر او بست، او را در آغوش گرفت، بوسید و گریه کرد: «این به ودیعت برای کربلا.»
فضای اطراف شریعه ملتهب شده است صدای پا و شیهه اسب ها و صدای عبور سوارها از لابلای نخل ها، نشان از تجهیز و بازسازی سپاه دشمن دارد.
باید جنبید باید هر چه زودتر مشک را از آب پر کرد و از این محاصره و مهلکه به در برد اما با کدام توان وقتی که هرم آفتاب، رمق بدن را کشیده است و عطش، عبور خون را در رگها دشوار کرده است؟!
اما ...اما پدر در واپسین لحظات حیات، آنگاه که در بستر شهادت آرمیده بود و آخرین وصایای خویش را به اطرافیان می فرمود، ناگهان تو را صدا زد.
تو شتابناک پیش رفتی و در کنار بستر او زانو زدی. پدر همچنانکه خفته بود، دست بر شانه های تو گذاشت و فرمود: «عباس من! به زودی سبب روشنی چشم من در قیامت خواهی شد. در عاشورا وقتی وارد شریعه شدی، مبادا که آب بنوشی و برادرت حسین، تشنه باشد.»
...

اکنون دیگر او تشنه آب نیست. تشنه دیدار کسی است که تصویرش را در آب دیده است و انگار او نه مشک که آب حیات عالم را با خود حمل می کند.
هیچکس پیش رو نیست سکوتی مرموز و سرشار از التهاب بر فضای نخلستان سایه افکنده است.
چندهزار چشم از پشت نخل ها سوار را می پاید اما هیچکس جلو نمی آید.
سکوت آنقدر سنگین است که حتی صدای نفس اسب ها به گوش می رسد و گاهی صدای پابه پا شدن ناخواسته اسب ها بر صفحه این سکوت خراش می اندازد.
پیداست که از جنین این سکوت، طفل طوفانی در شرف تولد است.
همین یک مشک آب، تمام حیثیت دشمن را لگدمال کرده است. دشمن گمان می کند که جبهه حسین(ع) اکنون بسان محتضری است که با نوشیدن آب، حیات تازه می گیرد، از جا برمی خیزد و دمار از روزگارشان درمی آورد.
به همین دلیل، همه لشکر خود را حلقه حلقه دور شریعه متمرکز کرده است.
...
اکنون تیر از همه سو باریدن گرفته است. اما عباس با حایل کردن جوارح خود، از کتف و بازو و پا و پهلو و پشت، تیرها را به جان می خرد و مشک را همچنان در امان نگه می دارد و بر بال های قلب خویش آن را پیش می برد.
ده ها تیر بر بدن عباس نشسته است و خون چون زرهی سرخ تمام بدنش را پوشانده است. اما عباس انگار هیچ زخمی را بر بدن خویش احساس نمی کند چرا که مشک همچنان ... اما نه ... ناگهان تیری بر قلب مشک می نشیند و جگر عباس را به آتش می کشد.تیر بر مشک نه که بر قلب امید عباس می نشیند و عباس در خود فرو می شکند و مچاله می شود...
زینب، زینب، زینب...
زینب(س) اکنون با دل خودش چه می کند؟ با دل سکینه چه می کند؟
این حکیم بن طفیل است که نخلستان را دور زده و از مقابل با عمود آهنین پیش می آید.
بگیرید این تتمه جان عباس را که از آبرویش گرانبهاتر نیست.
حسین جان! جانم به فدات! تو از این پس چه می کنی؟
می دانم که با رفتنم پشت تو خواهد شکست از این پس تو با پشت خمیده چه می کنی؟!
حسین جان! یک عمر در آرزوی رسیدن به کربلا زیستم، یک عمر به عشق نینوا تمرین سقایت کردم، یک عمر به شوق عاشورا شمشیر زدم... یک عمر همه حواسم به این بود که نقش عاشقی را درست ایفا کنم و به آداب عاشقی مودب باشم. اما درست در اوج حادثه ... شاخسار دستانم از درخت بدن فرو ریخت.
مشک امیدم دریده شد و آب آرزوهایم هدر رفت درست در لحظه ای که می بایست هستی ام را در دستهایم بریزم و از معشوق خودم دفاع کنم، دست هایم از کار افتاد. من شعله متراکمی بودم که می توانستم تمام جبهه دشمن را به آتش بکشم و خاکستر کنم اما در نطفه اتفاق شکستم و در عنفوان اشتعال فرو نشستم.
حسین جان! مرا ببخشا که نشد برایت بجنگم و از حریم آسمانی ات دفاع کنم.
این آخرین ضربه دشمن است که پیش می آید و مرا از شرمساری کودکانت می رهاند. ای خدا! این فاطمه(س) است، این زهرای مرضیه است که آغوش گشوده است تا سر مرا به دامن بگیرد.
این فاطمه است که فریاد می زند: پسرم! عباسم!
من کی ام؟! جان هستی فدای لحظه دیدارت فاطمه جان!
برادرم! حسین جان! مادرمان فاطمه مرا به فرزندی قبول کرده است.
اکنون برادرت را دریاب، برادرم!»

جعله دکاً

حسین همچنان در کنار پیکر عباس نشسته است که عباس از پیکر خود برمی‌خیزد. افواج بی‌شمار ملائک، با هودج‌هایی از نور و چهره‌هایی سرشار از شور و سرور، او را چون نگین در حلقه حضور می‌گیرند.

عباس اگرچه همه‌شان را به روشنی و وضوح می‌بیند اما چشم از چراغ حسین بر نمی‌دارد. انگار ناخودآگاه و بی‌اراده در باشکوه‌ترین و نورافشان‌ترین هودج نشانده می‌شود و صدایی نرم و لطیف در گوشش طنین می‌افکند: برویم.

عباس که همچنان سراپای نگاهش مجذوب حضرت حسین است با اراده و خودآگاه می‌پرسد؛ کجا!؟

و ملائک گویی که یک تن‌اند تکثیر شده در هزاران هزار، با دست نشان می‌دهند و به زبان – یکصدا - می‌گویند: بهشت!

عباس به خود یا به آنان می‌گوید: این خلاف ادب، خلاف مروت، خلاف اخوت، خلاف ارادت، خلاف مواسات و خلاف عاشقی است که من پیش از حسین قدم به بهشت بگذارم. و بعد با لحنی که از حضور آشکار و استوار پاسخ در دل سوال حکایت می‌کند، می‌پرسد:

- اگر حسین پشت سر است، اصلا بهشت پیش رو کجاست؟ به چه معناست!؟

عباس که اکنون میان او و زمین هزاران گام فاصله افتاده است محکم و قاطع می‌گوید:

- اگر به اختیار من است، قدم از قدم بر نمی‌دارم. من بی حسین کیستم!؟ من بی حسین نیستم. من از حسین آمده‌ام و به حسین باز می‌گردم.

و پیش از اتمام آخرین جمله‌اش؛ «مبدأ و مقصد من...» خود را در جایگاه پیشین و در کنار حسین می‌بیند و ادامه می‌دهد:

«... شمایید! حسین جان! مولای من!»

نگران حسین مباش عباس من! روشنی دیده و دلم! بیا پسرم! بیا عباس من! نگران حسین مباش! تا ساعتی دیگر او نیز به ما می‌پیوندد.

مرا دریابید مولایم! یاری ام کنید برادرم! جرأت نگاه به حقیقت پیش رو را ندارم. ظرف طاقتم، ظرف وجودم و ظرف هستی‌ام، کوچکتر از آن است که بتواند حقیقت بی‌همانند فاطمی را در خود جای دهد.

من کی‌ام!؟ کوه هم اگر باشد متلاشی می‌شود در تلاقی با این تجلی. «جعله دکاً».

اگر همه عمر شما را معشوق خود می‌شناختم، مراد خود می‌خواستم، امام خود می‌دانستم، مریدانه و سالکانه به شما می‌نگریستم، در این لحظه محتاج وجه دیگری از وجوهتان هستم. طالب مقام اخوتتان هستم.

اکنون فقط برادری است که می‌تواند به من قوت و اعتماد ببخشد و مرا از این اعجاب و التهاب طاقت‌سوز برهاند.

باید سلام کرد.

ولی چگونه باید سلام کرد به کسی که مضمون سلام، مرهون سلم اوست!؟

ولی در بضاعت مزجات ما که چیزی بیش از سلام و برتر از سلام نیست!؟

مگر که این کم خود را با زیاد خداوند که مبدا و معاد سلام است بیامیزیم و همه را یکجا به دامان سلامت نشان شما بریزیم.

- پس سلام خداوند رحمان بر شما ای بانوی زمین و زمان و هفت آسمان! ای مضمون تسبیح فرشتگان! ای راز آفرینش!

سلام عباس من! سلام خدا بر تو! سلام فرشتگان مقرب و رسولان مرسل و بندگان صالح خدا بر تو! سلام تمامی شهیدان و صداقت‌مداران و پاک‌نهادان و پاک‌زداگان بر تو!

می‌دانستم. یقین داشتم که دل از حسین نمی‌کنی و دعوت بهشت و فرشتگان را اجابت نمی‌کنی. و نیز هم یقین داشتم که دست رد به دعوت من نمی‌زنی.

بیا عباس من! نگران حسین مباش! تا ساعتی دیگر او نیز به ما می‌پیوندد. اما او هنوز کارش در زمین به سرانجام نرسیده است. او تا تمام پرندگان دست پرورده‌اش را پرواز ندهد و از رسیدنشان به مقصد مطمئن نشود، پا از زمین بر نمی‌دارد. پس بیا که او هر چه زودتر خیالش از وصال تو آسوده گردد و از پای پیکرت برخیزد. خودت که بدرقه تک‌تک شهیدانش را شاهد بودی.

عباس من! اکنون که چشمانت بازتر شده، می‌بینی که من فقط لحظه فروافتادنت از اسب نبود که سراغت آمدم و سرت را به دامن گرفتم.

آن زمان که مشک بر دوش به سوی خیام می‌تاختی و راه مشک را از میان هزاران شمشیر آخته می‌گشودی و با نجنگیدنت، دلیرانه‌ترین صحنه عالم را بر صفحه زمین ترسیم می‌کردی، من به تماشای تو ایستاده بودم و برای این‌همه رشادت، لاحول و لا قوة الا بالله می‌گفتم.

آن زمان که با اسب در کنار شریعه ایستاده بودی و تصویر حسین را بر آب به کف گرفته خویش، تماشا می‌کردی، من، تو و حسین را در قاب اخوت می‌دیدم و از مواساتت نسبت به حسین بر خود می‌بالیدم. آن زمان که خواهش نگفته سکینه را با نگاه مهرآمیزت، پاسخ می‌گفتی، من با تو و در کنار تو بودم و گرمای عطوفتت را حس می‌کردم.

در آن شب که حسین بیعتش را از اصحاب برداشت، بودم و پاسخ تو را شنیدم و به بصیرت نافذ و صلابت ایمانت، آفرین گفتم.

وقتی که مولا علی، در آستانه عزیمت همه فرزندان را به دور خویش حلقه کرد، من در کنار شما بودم و تقسیم نگاه مهربانش را میان شما می‌دیدم.

وقتی که حضرت مولا دست تو را در دست زینب گذاشت و دست زینب را در دست تو و دست خود را بر دست‌های شما، من نفسی از سر راحتی کشیدم.

«پسرم! عباسم! این امانت من نزد تو! مبادا کوتاهی کنی در حفظ و صیانت از او.»

هنوز کلام مولا به پایان نرسیده، اشک در چشم‌های تو حلقه زد، بر گونه‌هایت جاری شد و پهنای صورتت را فراگرفت:

«منت‌پذیرم پدرم! که او و کلام شما را بر چشم بگذارم.»

و حقیقتا به عهدت وفا کردی عباس من! بر دلت که همواره منزل امن زینب بود، دیده را هم افزودی.

و زینب حق داشت که با برخاستنت از زمین فرو بریزد. چون خیمه بی‌عمود. و ناله‌اش به آسمان برخیزد. و زینب، حق دارد اگر هنگام سوار شدن بر مرکب اسارت، از اعماق جگر فریاد بر آورد:

برادرم! عباسم! برخیز و رکاب بگیر برایم!

اکنون که چشمانم را بازتر کرده‌اید و به من بصیرتی برتر و افزونتر بخشیده‌اید می‌توانم حضورتان را در کنار گهواره کودکی‌ام به روشنی ببینم و بشنوم که همدم و همنفس مادرم، مادر دیگرم، برایم شعر تعویذ می‌خوانید و حتی ببینم و بشنوم که با حضور و ترنمتان، همنوایی ملائک را بر می‌انگیزید.

عباس من! اکنون به روشنی می‌توانی ببینی. ببین!

ببین که مصیبت عاشورا بزرگترین مصیبت عالم است و بزرگتر از ظرف عالم و آدم.

ببین که ثقل این مصیبت اعظم، چگونه تقسیم شده است میان آسمان و انسان و فرشتگان و امامان و انبیا و اولیا و صدیقین و شهدا و صالحین.

و اگر نبود دست حکمت خداوند ارحم‌الراحمین، چه می‌آمد بر سر اهالی آسمان و زمین از این مصیبت سنگین!؟

... خودت، نامت و یاد و خاطره‌ات آنقدر برای خاندان عصمت، ارجمند است که تمام فرزندانم تا قیامت، به احترام نامت، تمام قد قیام خواهند کرد و سلام و درود و دعایشان را به جسم و روح با شکوهت نثار خواهند ساخت.

تا بدانجا که فرزندم مهدی منتقم، خود را ملزم می‌شمارد که در هر کجا نامی از تو می‌آید یا ذکری از تو می‌رود، حضور بیابد و یادآورانت و داغدارانت و مویه‌گرانت را عزیز بدارد.

پسرم! عباسم! عباسی که با دستهایت گره از ابروان حسین می‌گشودی و با حضورت، به وجه‌الله؛ چهره حسین، قرار و آرام می‌بخشیدی.

همان خدایی که خون حسین را – و خود حسین را – ثارالله نامید، همان خدایی که روی حسین را – و خود حسین را – وجه‌الله پسندید، به تو عنوان باب‌الحوائج خواهد بخشید.

تو را همین منزلت و افتخار بس که وارث سلطنت پدر – سلام‌الله‌علیه – در ملک یداللهی‌اش خواهی بود و تا قیام قیامت با دست‌های بی‌بدیلت، گره از کار خلایق خواهی گشود و هرچه غم و اضطراب و اندوه را از قلب عارفان و زائرانت خواهی زدود.

ولی نه. تو را همین منزلت و افتخار نه بس.

افتخار تو در عالم باقی، بسیار افزونتر از جهان فانی خواهد بود و منزلت حقیقی‌ات فقط در قیامت، رخ خواهد نمود.

در آن محشر کبری و عرصه واویلا که مادر، فرزند خود را زمین می‌گذارد و برادر، برادرش را از یاد می‌برد، هر پیامبری غم امتش را می‌خورد و تلاش می‌کند که پیروانش را از آن مهلکه عظمی به در برد.

در این میان، پدرم که سیدالمرسلین است و خاتم‌النبیین – علیه افضل صلوات المصلین – به تناسب وجودش که رحمة‌للعالمین است و آشکارترین مجلای مهر خداوند در زمین، بیش از دیگران، دغدغه خلایق را دارد و غصه امتش را می‌خورد. پس توسط مولایم امیرالمومنین مرا به صحنه محشر فرا می‌خواند تا همه هر آنچه داریم به وثاق شفاعت بگذاریم و بحار رحمت خداوند را به جوشش در آوریم.

وقتی امیر مومنان از من سوال کرد که در این فزع اکبر چه می‌آوری برای وثیقه نهادن و شفاعت کردن و سوگند دادن و آمرزش و رحمت طلبیدن، من تنها و تنها به دستهای بریده تو اتکا و استناد خواهم کرد.

تنها و تنها به دستهای گره‌گشای تو پسرم! عباسم!

راستی! این مکان به چشمت آشنا نیست!؟ نگاه کن!

- چرا سالارم! مهربان‌ترین مادر عالم! اینجا همان بهشتی است که مولایم حسین، شامگاه پیش نشانمان داد و جایگاه هر کس را... مولایم حسین!... وای بر من! این همه وقت بی‌خبر ماندم از سرورم و برادرم...

- نه عزیز جان و دل! زمان آنچنان که فکر می‌کنی سپری نشده. نگاه کن! حسین نشسته در کنار پیکر تو و هنوز حسین پیاله اشک بدرقه‌ات را بر زمین نیفشانده است.

- اگر حسین آنجاست که هست پس چرا صدایش از این سمت به گوش می‌رسد. این صدا، صدای حسین است. صدای آشنای حسین:

... فادخلی جنتی...