فرصت ار یافتی ،این وعده فراموش مکن

داشتم به وقت وفرصت و مناظره و این جور چیزها فکر می کردم ،ذهنم از فرصت رفت به سمت خیابان فرصت  در تهران از آنجا هم معطوف شد به خود فرصت شیرازی  از آنجا هم به این شعر لطیف فرصت:

 

زلف ،آشفته دگر تا به سر دوش مکن

ای مه ،امروز پریشان ترم از دوش مکن

ای سر زلف سیه خاطرم آشفته مساز

پیش از این با مه من دست در آغوش مکن

گوهر چشم مرا بین و زچشمم مفکن

سخن مدعیان را گهر گوش مکن

وعده کردی که کشی فرصت خود را روزی

فرصت ار یافتی ،این وعده فراموش مکن

 

خریت نه تنها علف خوردن است

یکشنبه ۲۶می ، داشتم از فرودگا ه می آمدم  با تذکر دوستی متوجه  یک تابلوی بزرگ شدم که از افراد برای شرکت در جشن خران دعوت  کرده است  (The Feast of the Ass)

به خودم می گفتم این چه جشنی است؟با مراجعه به ویکی پدیا متوجه شدم این چشن که سابقه۶۰۰ساله دارد ریشه مذهبی و قرون وسطایی دارد. حالا از این حرف بگذریم داشتم به منزل نزدیک می شدم که دیدم جمعیت زیادی راهپیمایی می کنندبعضی از راهپیمایان سوار بر خر حرکت می کردند و پلاکاردهایی با این کلمات در دست داشتند :من خرم که به اولاند رای دادم ،روی یکی از پلاکارد‌ها نوشته شده بود «ما کار می‌خواهیم نه ازدواج هم جنس گرا‌ها ».گویا علت تظاهرات هم امضای لایحه حق ازدواج همجنسگرایان است که هفته گذشته توسط  فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه امضا شده است  که البته  پس از ماه ها بحث و درگیری روی داد چند روز پیش هم یک نفر در اعتراض به همین مساله با تفنگ خودش را در کلیسای نتردام کشت  بد نیست بدانید

فرانسه اکنون نهمین کشور در اروپا، و چهاردهمین در جهان، است که ازدواج همجنسگرایان را قانونی کرده اند به قول مرحوم کافی بازم بارک الله به خر

 : مولوی فرماید

می شنیدم فحش و خر می راندم

رب یسر زیر لب می خواندم

هر زمان می گفتم از سوز درون

اهد قومی انهم لا یعلمون

 

 

سفربه مجموعه کشورهای اسکاندیناوی و...

این سفرنامه شامل چندین سفر به چندین کشور در زمانهای مختلف است اما به دلیل اینکه در شمال اروپا بوده است همه با هم خواهد آمد

عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت

ایام زندگی همه در درد سر گذشت

گویند اینکه عمر سفر کوته است ومن

دیدم که عمر من زسفر زودتر گذشت

دوباره یاد آوری می کنم  نمی گویم آنچه می نویسم واقعیت قطعی است زیرا آنچه نوشته ام همه آنچیزی است که دیده ام و حواس انسان نیز خطا کار است بسا که بسیاری از چیز ها را اشتباه دیده باشم خصوصا که گاهی زدل بود گله گاهی زدیده ام و در هر سفر دل و دیده هردو رو به کاستن است و دوباره تکرارمی کنم

در این روزگار مردم فرصت آن را ندارند که همه ی دیده های دیگران را بخوانند البته باز نمودن همه ی آنچه آدمی دیده است هم زمانش سپری شده است حرف ویکتور هو گو را تکرار می کنم که شاید ما ظواهراموررا با حقایقشان اشتباه کنیم

شاید سفر تا منتهی الیه اروپا و عمق جزایر قناری و اقیانوس اطلس  و اضافه می کنم تا مدار قطبی شمال فی نفسه خودش امروز مهم به نظر بیاید اما کسی که سفر نامه ها خوانده باشد می داند که ابن بطوطه در زمانی به جا هایی پا گذاشت که امروز در عصر اتومبیل ،هواپیما و کشتی هایی که از هتل خیلی راحت تر است نشود رفت

طبق معمول بنا به توضیح آنچه می شود در شبکه ی جهانی به راحتی یافت ندارم اما آنچه از رفتار مردم دیده ام خواهم نوشت اما قبلش یاد آوری می کنم  چون مطلب را در فرصت های مختلف می نویسم ان شا الله آماده که شد در اختیار دوستان قرار خواهم داد.... 

ادامه نوشته