این سفرنامه شامل چندین سفر به چندین کشور در زمانهای مختلف است اما به دلیل اینکه در شمال اروپا بوده است همه با هم خواهد آمد
عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
ایام زندگی همه در درد سر گذشت
گویند اینکه عمر سفر کوته است ومن
دیدم که عمر من زسفر زودتر گذشت
دوباره یاد آوری می کنم نمی گویم آنچه می نویسم واقعیت قطعی است زیرا آنچه نوشته ام همه آنچیزی است که دیده ام و حواس انسان نیز خطا کار است بسا که بسیاری از چیز ها را اشتباه دیده باشم خصوصا که گاهی زدل بود گله گاهی زدیده ام و در هر سفر دل و دیده هردو رو به کاستن است و دوباره تکرارمی کنم
در این روزگار مردم فرصت آن را ندارند که همه ی دیده های دیگران را بخوانند البته باز نمودن همه ی آنچه آدمی دیده است هم زمانش سپری شده است حرف ویکتور هو گو را تکرار می کنم که شاید ما ظواهراموررا با حقایقشان اشتباه کنیم
شاید سفر تا منتهی الیه اروپا و عمق جزایر قناری و اقیانوس اطلس و اضافه می کنم تا مدار قطبی شمال فی نفسه خودش امروز مهم به نظر بیاید اما کسی که سفر نامه ها خوانده باشد می داند که ابن بطوطه در زمانی به جا هایی پا گذاشت که امروز در عصر اتومبیل ،هواپیما و کشتی هایی که از هتل خیلی راحت تر است نشود رفت
طبق معمول بنا به توضیح آنچه می شود در شبکه ی جهانی به راحتی یافت ندارم اما آنچه از رفتار مردم دیده ام خواهم نوشت اما قبلش یاد آوری می کنم چون مطلب را در فرصت های مختلف می نویسم ان شا الله آماده که شد در اختیار دوستان قرار خواهم داد....
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:14 توسط حسن رستمی
|