فرق پیمانه و پیمان
امّا همین شیخ عطّار نیشابوری کتاب دیگری نوشته است به نثر با عنوان «تذکرة الاولیاء» در شرح حال و کرامات و اقوال هفتاد و دو تن از صوفیان بزرگ که «میرزا محمّد بن عبدالوهّاب قزوینی» در مقدّمۀ خودش بر این کتاب گفته است که یکی از دلیلهای اهمیت این کتاب این است که «با ملاحظۀ قلّت وجودِ نثر در زبان فارسی» در قرن پنجم و ششم هجری، کتابی که در آن عصر «به این درجه شیرین و ساده نوشته شده باشد، خیلی قدر خواهد داشت.»
و خود «شیخ عطّار» هم در «آغاز کتاب»، برای نوشتن این کتاب چندین و چند «سبب» و «باعث» ذکر کرده است، از جمله اینکه این کتاب «کتابی است که مخنّثان را مرد کند، و مردان را شیر مرد کند، و شیر مردان را فرد کند ، و فردان را عین درد کند، که هر که این کتاب را چنانکه شرط است برخواند، آگاه گردد که آن چه درد بوده است در جانهای ایشان...»
و «ایشان» همان هفتاد و دو تن از صوفیان بزرگند، از آن جمله «حسین منصور حّلاج» که «... در ابتدا که ریاضت می کشیدی، دلقی داشت که بیست سال بیرون نکرده بود. روزی به ستم از وی بیرون کردند. گزندۀ بسیار در وی آفتاده بود. یکی از آن وزن کردند، نیم دانگ بود...
و دیگری «اویس قرنی» که: «... یک سال و دو سال برآمدی که او را وجهی نبودی که بدان روزه گشادی. طعام او آن بودی که گاهگاه هستۀ خرما برچیدی و شبانگاه بفروختی و در وجه قوت صرف کردی و بدان افطار کردی...»
و دیگری «رابعۀ عَدَویَه» تنها زن در میان این هفتاد و دو صوفی بود که شبی چند تا مهمان داشت. «رابعه چراغ نداشت. ایشان را دل روشنایی خواست. رابعه به دهن پُف کرد در سر انگشت خویش، و آن شب تا روز انگشت او چون چراغ می افروخت و تا صبح بنشستند در آن روشنایی.»
حالا دیگر با شماست که یکبار دیگر «تذکرة الاولیاء» را بخوانید و ببینید به نظر شما مثل «منطق الطّیر» به تمامی «ادبیات» هست یا نه