اریش فروم، مسیر تکاملی عشق را از اوان کودکی پی جویی می کند، یعنی زمانی که فرد برای آنچه هست مورد عشق قرار می گیرد یا دقیق تر بگوییم به این دلیل که هست مورد عشق قرار می گیرد. بعدا بین هشت تا ده سالگی، عامل جدیدی به زندگی انسان پا می گذارد: آگاهی از اینکه فرد عشق را با فعالیت خود پدید می آرود. وقتی فرد بر خودمداری غلبه می کند، نیاز دیگری به اندازه ی نیاز خودش اهمیت می یابد، و کم کم مفهوم عشق از «مورد عشق بودن» به «عشق ورزیدن» تغییر می کند. فروم «مورد عشق بودن» را با وابستگی یکی می داند که در آن تا زمانی که فرد کوچک، درمانده یا «خوب» بماند، با «مورد عشق بودن» پاداش می گیرد. در حالی که «عشق ورزیدن» وضعیتی قدرتمندانه و موثر است. «عشق کودکانه از این قانون پیروی می کندکه "دوست دارم چون دوستم دارند." قانون عشق بالغانه این است:"دوستم دارند چون دوست دارم. عشق رشد نیافته می گوید:"دوستت دارم چون به تو نیاز دارم." عشق بالغانه می گوید:"به تو نیاز دارم چون دوستت دارم."»

 

به شادی رخ گل بیخ غم زدل برکن

خیلی ها هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری بر گذشته می افکنند در می یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند همان زندگی شان بوده است.  این مفهوم را هر کس گفته حرف مهمی زده است . به نظر می رسد یک سال دیگر را هم بصورت گذرا زیستم .به نظرم ارزش هر انسانی مساوی با مقدارزمانی است که برای فکر کردن و کشف خود اختصاص می دهد . سکوت فراوان بهترین فر آورده این کشف است بعد از سکوت کم قضاوت کردن در مورد دیگران مهمترین ره آورد این سفر است . امروز ساعت یازده و ربع تعطیل کردم و به نظرم رسید این سال را خوب تلاش کردم . برای سال آینده هم کمتر از 4تا تصمیم گرفته ام امیدوارم بتوانم به انجام برسانم

ساقی آتش پرست و آتش دست

بشد چارشنبه هم از بامداد

بدین باغ که امروز باشیم شاد                          فردوسی

امروز با دوستی تلفنی صحبت بر سر این مساله بود که آیا چهار شنبه سوری ارتباطی با داستان عبور سیاوش - برای اثبات بی گناهیش - از آتش دارد ؟   قول فردوسی این است :

زآتش برون آمد آزاد مرد

لبان پر زخنده به رخ هم چو ورد

اینکه آتش و نور در همه ادیان مقدس است تردیدی نیست . زرتشتیان بر این باورند که پیغمبرشان آتش جاو دانی با خود داشت ...درتورات آمده است که خداوند با موسی از میان آتش صحبت کرد ... در قران در سوره یاسین ضمن اعلام نعمت های خداوند به آتش اشاره شده است ...یا در سوره واقعه توجه ما را به آتشی که روشن می کنیم جلب کرده است ...ومهمتر اینکه دین اسلام خدا را نور تلقی کرده است الله نور السموات و الارض

آن چه از رسوم نوروز اجرا می شود ، مسلما با اسلام مباینتی ندارد و اگر مخالفتی می داشت در طی قرون متروک می شد همان طور که رسم روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری با تمام قدرت باقی مانده است - اگر چه این بنده تا به حال هیچ چهارشنبه سوری ای نداشته ام - و لی آتش دو تعریف دردین اسلام دارد که نشان دهنده ی ادغام فرهنگ هاست اول سوره مریم آیات 71-72- هیچ یک از شما نیست که وارد آتش می شود سپس آنهایی که پرهیزکارند نجات می دهیم . برپایه این نگرش آتش معیار سنجش نیک و بد کارهای ماست که به روشنی رفته ایم یا در تاریکی مانده ایم. دوم آیات متعددی است که مومنین را بشارت داده است که از آتش به سلامت عبور می کنند ... به هرحال این رسوم باید حفظ شودو سعی صدا و سیما در متروک کردن آن راه به جایی نمی برد چرا که هر کس با عرف متداول جامعه درافتد اگر هم ظاهرا موفق شود سرانجام مثل متوکل عباسی مطرود ملت است چرا که متوکل کلا با سنت ها و مراسم وآیین های ایرانی . زرتشتی و مسیحی دشمنی بسیار داشت به همین دلیل وقتی در غروب سوم شوال سال 247 قمری کشته شده که شب چهارشنبه بود ایرانیان ،بویژه چشن مفصلی گرفتند . در اینجا چهارشنبه سوری ، (سور+ ی) به معنای سرخی نبود بلکه به عنوان چشنی در خور و شایسته بود  ی ، ی لیاقت است ( نقل اخیر به مضمون از یعقوبی است )

بله عرض کردم صدا سیما چون صدا سیما در جریان انتخابات هر ساله نیز همین اشتباه را تکرار می کند یعنی طوری وانمود می کند که صد درصد مردم در انتخابات شرکت می کند و نهایتا در بهترین شرایط شصت درصد مردم شرکت می کنند که البته بسیار خوب و از میانگین دنیا هم بیشتر است اما لزومی ندارد که یا صدا سیما دروغ بگوید یا مردم را مجبور به دروغگویی کند.

دعای پایان چارشنبه سوری در فرمان کورش این است :

باشد در این خانمان شنوایی به ناشنوایی ( نافرمانبری) چیره شودو آشتی به ناسازگاری ، رادی (بخشندگی ) به نارادی (خست ) فروتنی بر برتنی (خودپسندی ،تکبر) گفتار راست بر گفتار ناراست و راستی بر دروع گویی چیره شد. َ

 

هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

 آن ها که خوانده ام همه از یاد من برفت

الاحدیث دوست که تکرار می کنم