شنبه   94/9/21

شهادت حضرت امام رضا علیه السلام در بیت الرضا بودم با موضوع عصر مدیریت ائمه ، امامان شیعه به سه گروه تقسیم می شوند اگر چه کلهم نور واحد بدانیم که اشتیاق ِ امام، به تقوای ما بیشتر است، تا به حلوای ما

یکشنبه 94/9/29

کلاس شرح خسروشیرین دانشگاه آزاد امروز ابیاتی مطرح شد که مهین بانو به شیرین پند می دهد خیلی رسا و زیبا بود نمی نویسم اینجا چون حفظ نیستم

دوشنبه 94/10/7

صبح حوزه علمیه ی امام جعفرصادق علیه السلام موضوع آموزش احکام به کودکان حالا کی گفته که باید به کودکان احکام را آموزش داد ؟ بماند . چرا مساله را درست می فهمیم  اما اشتباه حل می کنیم!؟ عصر مدرسه پسرانه شاهد درجمع خانواده ها موضوع ملاحظات رشدی 7تا 11سالگی

سه شنبه 94/10/15

دانشگاه آزاد شروع کارگاه مهارت های زندگی ، ویژه کارکنان ...روز به روز بیشتر به اهمیت آموزش پی می برم

چهارشنبه 94/10/16

 ادامه کارگاه  ،چطور حوصله ندارم چیزی بنویسم .چه واژهایی  راکه ماههاست آبستنم

ای دل اندربند زلفش از پریشـــانی منال

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

 

پنجشنبه 94/10/17

دومین جلسه کلاس روش های پیشرفته تدریس ویژه اعضای هیات علمی گروه پزشکی بود که سایرین هم شرکت کرده بودند

بحث روزمره شدن دانشگاه و پایین آمدن بهره‌وری آن در جامعه ایران، دیرزمانی است به شكل ویژه‌ای در كشور مطرح شده . عامه پسند شدن دانشگاه ، زنانه شدن دانشگاه ، دانشگاه نه محیطی برای تولید علم ،جابه جایی قدرت در کلاس درس و...مباحثی بود که قبل از شروع کلاس طرح کردم 

 

جمعه، همیشه روز سنگینی است؛ حتی در شاد ترین لحظات... چه رسد به ...! اما امروز، سبک بود. هوای مستانه ی سحر، با سوز تیزش و آفتاب سلانه سلانه اول صبح، بهانه ای بود که تمام مدتی... میگویم خانه حیف است، یعنی ما برای در خانه ماندن حیفیم، هوا حیف است... عمر حیف است... قصد گفتن از خلوتها و آشکار کردن آنچه پنهان است را ندارم. همه ی حرفها برای گفتن نیست... فهم من آنقدر نرسید که بدانم در پس صحنه این عالم و زیر پوست دنیا چه میگذرد

خداوندا فهمی بده تا بدانم نعمت آنی نیست که از تو می خواهم آنی است که تو به من داده ای

خداوند کمک کن وقتی فکرم بسته است دهانم باز نباشد

خداوندا توفیق بده تا دوباره بیاموزم  وازوابستگی  آموخته قدیمی مرا برهان   

بار پروردگارا مرا ازسکوت موریانه برحذر دار چرا که خانه ی کسی با نعره شیر خراب نمی شود

پروردگارا به من بیاموز که به شخصیت خود بیشتر از آبرویم  اهمیت بدهم .. زیرا شخصیت جوهر وجود من است که عطای تست ، ولی آبرویم بیشتر تصورات دیگران نسبت به من است  

خداوند صبری عطا کن تا به اندازه ی توان درک و باورهای هر کسی ؛ با او حرف بزنم

خداوندا به من بیاموز برای اجتناب از خیس شدن بالاتر از ابرها پرواز کنم

خداوند دو دل به من عطا کن ؛دلـــــى که درد مى کشـد و پنهان است و دلى که میخندد و آشکار است

خداوند فهمی به من عطا کن که بدانم دنیا و امور بدون من می چرخد