درویش

 

 

در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

کار جنون ما به تماشا کشیده است

خوش آن که حلقه‌های سر زلف واکنی

دیوانگان سلسله‌ات را رها کنی


کار جنون ما به تماشا کشیده است

یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی


کردی سیاه زلف دوتا را که در غمت

مویم سفید سازی و پشتم دوتا کنی


تو عهد کرده‌ای که نشانی به خون مرا

من جهد کرده‌ام که به عهدت وفا کنی


من دل ز ابروی تو نبرم به راستی

با تیغ کج اگر سرم از تن جدا کنی


گر عمر من وفا کند ای ترک تندخوی

چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنی


سر تا قدم نشانهٔ تیر تو گشته‌ام

تیری خدا نکرده مبادا خطا کنی


تا کی در انتظار قیامت توان نشست

برخیز تا هزار قیامت به پا کنی


دانی که چیست حاصل انجام عاشقی

جانانه را ببینی و جان را فدا کنی


آفاق را گرفت فروغی فروغ تو

وقت است اگر به دیدهٔ افلاک جا کنی

                                                                    در نظر جناب اسدی آمده بود

تفاوت

 

کارتعمیرات اساسی ۷۵درصد انجام شده است اگر چه مشکل بود اما سر و کله زدن با کارگر و بنا و... اروپایی هم خالی از لطف نیست ، به تجربه اش می ارزد، کادر آموزشی ما هم تکمیل شد، سیستم آموزش اروپا هم در مدرسه را اندازی شد یعنی بخشی از مسایل مدارس اروپا در مجتمع ما انجام خواهد شد

 

انا المجنون لایبری

 

دیوانگی  گویا دو جور است یعنی ما دو شکل دیوانه داریم ، یکی مادون عقل، یکی مافوق عقل یعنی بعضی از دیوانه ها از همین عقل معاش بر خوردار نیستند و اصطلاحا اسکیزو فرنی هستندعده ای دیگر هم که مافوق عقل هستند همه حرفشان این است که ما این عقل معاش ابزاری را قبول نداریم مثلا شاعری که می گوید: دیوانه ام دیوانه ام کو سلسله ؟... یعنی عقل مورد اعتنای شما راقبول ندارم اما حرف الانم روی گروه اول است یک سید  ما در بکران داشتیم ،گویا همین چند روزی بنا به گزارش محمود آقا مرحوم شده است این از نوع اول بود کاملا دچار پاره گی شخصیت بود اما یک ویژگی مهمی که داشت از اولین معلمی که به بکران آمده بود تا الان زن و مرد همه را به اسم نام می برد حین نام بردن هم به پشت دستش نگاه می کرد، گویا از روی دستش می خواند البته بقول صائب بازیچه طفلان هم بود -کو جنون تا خاک بازی گاه طفلانم کند- ولی در عین حال مردم او را دوست داشتند از جمله بچه ها که سر به سرش می گذاشتندامشب وقتی با حالت تاسف موضوع را در خانه مطرح کردم دیدم محمد مهدی خیلی مغموم شد چرا که همیشه در تعریف خاطراتش از بکران سید علی پای ثابت بود ، اما من خودم خیلی دلم می خواست بدانم وقتی ما در مورد او اینطور فکر می کنم او در مورد ما البته عقلا چطور فکر می کند با خودم می گفتم شاید به خودش می گوید این دیوانه ها راباش چقدر دیوانه اند چه تلاشی ؟ چه دروغی ؟ چه فریبی ؟ برای چی ؟چرااین مردم اینطورند؟ راستی اسکیزو فرن واقعی کیست ؟

چون نیک بنگری ...

 

یاد باد آنکه به اصلاح شما می شد راست

نظم هر گو هر  ناسفته  که  حافظ  را بود

حرف ناگفته بسیار است ، از امام رؤفی که ما را بحضور نپذیرفت تا ولادتی که دستمایه برنامه های سبک تلویزیون شده است چقدر دلم می خواست هنر مندانی هنرمندانه برای امام برنامه بسازند حتی اشعار هم تکرارچند کلمه شده است شاه شاهان ، رضا جان ، غریب خراسان ،ضامن آهو ای آقا امثال من که برای شما آبرویی نگذاشتیم ،اما امثال اینها هم آبروی خودشان را می برند کجاست ذوق فاخر تا در کلمات بیاویزد وبه واژه جان ببخشد ، دلم از این می سوزد که هی می گوییم شما بزرگید ، شما مهربانید شما را با عظمت هستید اما دریغ از یک ذره شناخت اگر ... نمی دانم شاید

 

 

 

آرام

 

 


این روزها آرامم
آنقدر که از پریدن پرنده ای غافل نمی شوم

ودر هیچ خیابانی گم نمی شوم

این روزها آسان تر از باد می روم

می دانم آسان تر فراموشم می کنند...می دانم

اما شکایتی ندارم...


آرامم

گله ای نیست  انتظاری نیست

...بهانه ای نیست

این روزها تنها آرامم...



آنقدر آرام که به جنون چندین ساله ام شک کرده ام

می ترسم نکند مرده باشم و خودم هم ..

ورود خانم ها ممنوع

۱-یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد.به زبان آوردن دوستت دارم موجب می‌شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.

۲-یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می‌ورزد.

۳-زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می‌کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می‌دارد ، به آن زن اجازه می‌دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

۴-وقتی زنی عاشق می‌شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می‌رسد.

۵-نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می‌بخشاید.

۶-یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

۷-پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

۸-زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می‌کنند و بعد به کیمیای جسم پی می‌برند.

۹-هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است.

۱۰-هنگامی‌که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد.

۱۱-یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی‌کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی‌مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می‌آورند.

۱۲-یک زن هنگامی‌سکوت می‌کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

۱۳-وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می‌سپارد و از ارائه راه حل می‌پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می‌کند.

۱۴-مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می‌باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد.

۱۵-هنگامی‌که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می‌گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می‌کند.

۱۶-به جرات می‌توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی‌رساند.

۱۷-زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی‌که عشق در قلبش به ظهور می‌نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می‌رسد.

۱۸-هنگامی‌که موج احساسات یک زن به اوج می‌رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی‌بیند.

۱۹-مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می‌کند.

۲۰-این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی‌گیرد.

۲۱-وقتی زنی از موضوعی می‌رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

۲۲-دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.

۲۳-ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است.

۲۴-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می‌کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی‌دهد.ولی در این زمان احساس می‌کند که مرد به او احترام نمی‌گذارد.

۲۵-بسیاری از زنان به این علت که نمی‌خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می‌کنند.

۲۶-حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است.

۲۷-یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

۲۸-امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می‌ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی‌کنند ، رنج می‌کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می‌گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.

۲۹-یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

۳۰-یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

۳۱-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند.بخشش می‌کنند و در این زمان به خاطر می‌آورند هنگامی‌که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

۳۲-اغلب زنان با آنچه همسرشان می‌خواهد به راحتی موافقت می‌کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می‌خواهند.

۳۳-یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی‌دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می‌گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است.

۳۴-وقتی زنی به ثبت امتیازات می‌پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید.پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.

۳۵-لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می‌گیرد و او را لمس می‌کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می‌ورزد.

خانه یعنی آرامش

خانه یک کلمه‌ سه حرفی ساده است که برای هر کدام از ما معنای متفاوتی دارد. خانه برای خیلی‌ها، فقط یک سرپناه است. برای عده‌ای، معنای عمیق‌تری دارد و برای برخی‌ها هم خانه می‌شود همه چیز. خانه‌های یک جا معه با فرهنگ‌ها، باورها و اعتقادات مردمش پیوندهای عمیقی دارند. همان طور که با جغرافیا و اقلیم منطقه مرتبطند.

سازمان ملل متحد، اولین دوشنبه‌ اکتبر هر سال را به نام «روز جهانی اسکان بشر» نام‌گذاری کرده این یعنی امسال یازدهم مهرماه به این نام شناخته می‌شود و می‌توانیم به بهانه‌ این مناسبت به خانه، این کلمه‌ ساده و مفهوم پیچیده، فکر کنیم.

برای فهمیدن آدم‌های یک جامعه، یک راه این است که مهمان خانه‌هایشان بشوی تا بتوانی از نزدیک زندگی‌شان و دیدشان را به زندگی، لمس کنی و خب این «فهمیدن» وقتی برایت مهم است که مثلاً جامعه‌شناس باشی یا حتی معمار.

هر خانه، داستانی دارد و تو باید برای فهمیدن داستان خانه و درک شمه‌ای از احساسات و عقاید ساکنانش، خانه و فضاهای مختلفش را از نزدیک لمس کنی. خانه بروجردی‌های کاشان، خانه‌های مستوفی و مرعشی شوشتر، خانه تقوی گرگان، خانه اعتمادی نیا بیرجند و خانه‌های کوچک و بزرگ خور و خوسف و بجد و فورگ با آن درخت‌های انار و عناب و زرشک‌شان هر کدام حرف‌ها دارند برای گفتن

حالا بیایید کمی دقیق‌تر به خانه‌هایمان نگاه کنیم. نور، سرما، گرما و از همه مهم‌تر، حس تعلق را در گوشه گوشه‌ خانه‌مان حس می‌کنیم؟

تکلیف

وقتی تو نیستی ،


نگاهم حوصله نمی کند


پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . !





از هیاهو زمین بیزار شده ام !!

سهراب قایق ات جایی برای من دارد؟


  بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید

تو بعدِ سال ها به مدرسه می آمدی...

 

 تکلیفِ رنگ 

در چشم هام روشن نبود

تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم

             و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

 تکلیفِ شمع های روی میز

                                 روشن نبود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گزارش روز

 

فرصت نوشتن به دلیل تعمیرات و بازگشایی مدارس کم است ، امروز فرصتی بود تا با دکتر جواداژه ای  که به دیدن ما آمده بود یک دور مسایل آموزش و پرورش را از اول تا الان مرور کنیم ، در مورد مدارس تیزهوشان که حالا در اختیار دکتر نیست مفصل حرف بزنیم ، به زندگی خصوص مرحوم دکتر بهشتی بپردازیم ، پیرامون نوشته های دکتر بحث کنیم به دو پیشنهاد دکتر پیرامون مسایل آموزشی فکر کنم ،یاد آقا جواد نصرتی رابه خیر داشته باشیم ،پی گیر مسایل مدرسه طلایه داران شاهرود بشوم ،دکتر به حرفهای من پیرامون مجله روان شناسی گوش کندو...

دیروز هم همکار جدید ما از ایران رسیدند ، راستی دیشب و امشب برنامه ارتباط نزدیک جام جم با حضور دکتر یزدانی پیرامون مسایل مدارس خارج ار کشور بود از پاریس هم چند تماس از ایرانیان مقیم داشتند خب توجه مردم مسوولیت ما را سنگین تر می کند