سلام ما برسان

 

دوتا جلسه ی دبیران و جلسه ی عمومی انجمن جز کارهای این هفته بود عیب آدمیزاداین است که هی برای خودش کار می تراشد یاد حرف همون دوست ارمنی افتادم که می گفت شما مسلمانها از بی کاری فلان بچه تا را ... بعد می نشینید به دوا و  درمان ، من هم یک گرفتاری خودم به دست خودم درست می کنم و می نشینم به درست کردنش

یک دوره کلاس هم برای بعضی از همکاران شروع کردم بعد ظهر پنجشنبه شما حالا اسمش را بگذارید هر چی خوب است ، خودشان خواستند من هم گفتم باشد امروز متوجه شدم که ضمن اینکه به چهل سالگی نزدیک می شوم حافظه ام که چند وقت بود فکر می کردم ضعیف شده است دارد به زمان نوجوانی برمیگردد یعنی کافی است چیزی در محیط باشد فورا حفظ می کنم این هم عالمی دارد کاش بنشینم یک کتاب در مورد میانسالی بنویسم

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم

تو می روی به سلامت ، سلام ما برسان

نظر پیرامون کلاس خانم فردوسی

 

 

 

با سلام و با سپاس از تلاشتان جهت برگزاری برنامه امروز بعد از ظهر.

  برای من که سال ها از ایران به دور هستم و شناختم تنها از سوي کتاب ها و مجلات است امروز فرصتي پدید آمد تا پای صحبت فردي بنشینم که در جامعه ایران به تحقيق و تدریس مشغول است و دغدغه اساسی اش کمک به خانواده ها و مخصوصا پدر و مادرها جهت تربيت بهتر فرزندانشان است. من که هم در مقام پدر و هم در چهارچوب کار و تدريس با مسائل آموزشی و تعليم و تربیت درگیر هستم سخنان گرم و گیراي  ایشان به دلم نشست هرچند می توان در باره برخی از پند و اندرزهاي ایشان چون و چرا کرد. شک نیست که تعارض و کشمکش نسل ها هميشه وجود داشته و فرزندان والدین خود  را به نشناختن روحیيات نسل جوان متهم می کنند و پدر و مادرها در عجب هستند که چرا فرزندان به سخنان آنان گوش نمي کنند. 

جدا از درگیری نسل ها مسئله دیگر تعارض میان ارزش های موجود در خانواده با ارز شهای غالب و حاکم در جامعه است. من در باره ايران داوری نمي کنم ولی این مسئله در میان خانواده های مسلمان مغربي تبار بسیار آشکار است. اين فرزندان در خانواده با ارزش ها و هنجارهاي خانوادگي مبتی بر ارزش های دینی و قومی پرورش می یابند ولي زماني که وارد نظام آموزشي و رفت و آمد با محيط مي شوند به سرعت در می یابند  که بسیاری ارز ش هاي حاکم بر اين جامعه منطبق با ارش های غالب بر خانواده های خودشان  نیست و از آنجا که بسياری از پدر و مادران نسل اول مهاجرين توانایی اقناع و بحث و گفتگو با فرزندانشان را ندارد (به این دلیل که آنان از طبقات پایين و برای کسب و کار به فرانسه آمده اند)بحران های بسیاری دامنگیر این خانوادها است. به نظر مي رسد بحث و گفتگو در باره ارزش ها و مسئله اقتدار در خانواده بسيار مهم است و انديشيدن در این باره می تواند ما را در شناخت تغيير و تحولاتي که هم جامعه ايران و هم جامعه جهاني با آن درگير است کمک کند. به هر حال شنیدن سخنان ایشان مرا وارد دنیاي کودکی و خاطرات گذشته کرد و امروز که با کمی فاصله به گذشته نگاه مي کنم تفاوت میان نسل ها برایم آشکار است ولي به هر حال پدر و مادر هاي ما نیز فرزندان زمان خود بودند و در حد و توان خود کوشيدند تا ارز شهاي مهمي را که به آن پايبند بودند به ما منتقل کنند و من هنوز پس از زندگی بیشتر از 30 سال در فرانسه برخی صحبت هاي آنان در گوشم است و وظیفه امروز خودم را نه تابع کردن فرزندانم به همه ارزش های خودم بلکه انتقال ارزش های جهانروا می دانم تا آنان بتوانند در این دنيای بحران زده راهي برای خود جستجو کنند. اين سخن زنده یاد مطهری را با نقل به مضمون حسن ختام اين پیام می کنم که در جایی گفته بود "دادن پاسخ های  دیروز به پرسشهای امروز به هیچ وجه چاره گشای ما نیست" پس بیايیم به پرسش های نسل جوان گوش فرادهيم و پاسخ های تازه جستجو کنیم.

من  هفته آینده در سفر خواهم بود به اميد ديدار در روز شنبه آینده

محسن

 

 

عرضی ندارم

 

امروزها بیشتر زمان به کلاس های آموزش خانواده و ضمن خدمت سپری می شود مدرس دوره ها دکتر سیما فردوسی استاد دانشگاه شهید بهشتی است صبح برای معلم ها عصر هم برای والدین چه آنها که مقیمند و چه آنها که موقت استقبال هم خوب است بحث ها هم البته خوب تر

امروز صبح خانم دکتر زودتر رسید تا قهوه ای خورد در مورد مسایل عمومی روان شناسی مقداری حرف زدیم ، عصر بعد از کلاس هم کمی از کرمان و بکران که البته از حرف های صبح بهتر بود

بقیه ی امور هم روز مرگی

نگاهی به بعد دینی غرب جدید

 

 

قبل از اینکه غرب شناسی را ادامه بدهم به بحث یکی از دوستان که در قسمت نظرات به نیچه و دکارت پرداخته بود تکمله ای می زنم

اگرچه پیدایش علم و فلسفه جدید که نتایج و عوارض فراوانی را به همراه داشته مرهون تعالیم اندیشمندان بزرگی است که در صدر دوره جدید ایفای نقش نموده اند،اما بیشتر مورخین و صاحب نظران بر این اعتقادند که نقش دکارت موثر تر و برجسته تر از بقیه بوده است زیرا دیگران حداکثر در مبانی و اصول گذشتگان تردید ایجاد کرده ولی نتوانسته اند مکتب و فلسفه جایگزینی ارائه نمایند ، لذا این دکارت بود که ضمن ایجاد تردید و ترک تقلید از گذشته مکتبی عرضه نمود که مبانی و اصول آن در پیدایش دوره ی جدید غرب تاثیر فراوان داشته است . از همین رو است که به حق از وی به عنوان موسس و معمار علم و فلسفه حدید سخن رفته است

 

اما برویم سر بحث اصلی  مقوله دین همیشه نقطه حساس بحث غرب شناسی پس اول از همین شروع می کنیم

درباره بعد دینی غرب جدید سه نظریه عمده به ذهن من می رسد گروهی آن را کانون الحاد و عاری از هر گونه گرایش دینی می دانند و معتقدند که حتی مسیحیان نیز در حال انقراض می باشند آنان معتقدند پایان غرب الحاد و بی دینی محض است به نظر آینده دین از نگاه آنان حرف نیم کوف باشد

اگر غایت دین را برگزاری شعایر دینی بدانیم باید بگویم که وصول به این شعایر به هیچ روی میسر نخواهد بود و انسان استدلالی معاصر به مناسکی صوری که بر اساس اعتقادات جزمی فراهم آمده اند نخواهد گرایید

در این دیدگاه نه تنها غرب که سرنوشت نهایی شرق نیز محکوم به سکولاریسم الحادی خواهد بود  و غرب پس از رنسانس در آینده ای نه چندان دور همین دینی که بر سلسله شعایر صوری مبتنی است  را از صخنه خارج  و به جای آن  ایمان به عظمت هستی - وطایف عالی انسانی و ایثار در راه تعالی زندگی اجتماعی خواهد کذاشت

البته دربین اندیشمندان مسلمان نیز این دیدگاه های نادرست وجود دارد که

۱- همه غربیان را به استثای اقلیت کوچکی که یهودی هستند را مسیحی می دانند لذا غالبا از غربیان به عنوان مسیجیان یاد می کنند گویا غرب همچنان غرب قرون وسطا است که بانی جنگ های صلیبی بود و تمدن غرب هنوز در عصر ایمان است

۲-برخی گمان می کنند همه غربیان دهری و مادی گرا هستندو عملا هیچ دینی در عرب حاکم نیست

۳-برخی هم معتقد عرب چنان بعد از رنسانس به سوی سکولاریسم تاخت که امروز دچار خلا معنوی شده است

ضرورت غرب شناسی علمی 2

 

امروز هر کس در هر کجای دنیا که زندگی کند ، هم در حانه هم در کوچه و بازار و هم در محل کار از دستاوردهای تمدن جدید غرب استفاده می کند . تمدنی که با رنسانس و پس از دور ه تقریبا هزار ساله قرون وسطا آغاز شد و در عصر حاضر درسراسر جهان رسوخ کرده است

از سویی عده ای از متفکران با دیدگاهی مثبت به این فرهنگ نگریسته وحتی بعضی از آنها از آن به عنوان فرهنگ جهانی که دیر یا زود همه نقاط عالم را فرا می گیر د سخن گفته اند سخن می گوید یاد حرف چند سال قبل استاد مردیها افتادم که معتقد بود طومار آدمی مرکب از طبع خواهند و عقل ابزار ساز به وجود آمده و داعیه این را دارد که تمامی مولفه های خویش را در تمامی جوامع جاکم نماید

ار سویی دیگر عده ای ار بحران های معنویت و اخلاق و معرفت و محیط ریست و نیست انگاری بر آمده از این فرهنگ و تمدن سخن گفته اند و معتقدند که تفاوت بنیادی عصر جدید با دیگراعصار در این است که ذات و هویت انسان جدید با ماهیت انسانهای دیگر دوره ها تفاوت یافته است و در این دوره انسان خود محور و معیار و مقیاس هستی و اشرف موجودات تلقی می شود و بر جایی تکیه زده که در گذشته مخصوص خداوند بوده است  گویا حرف از هاید گر است

لذا نمی توان در مقابل این فرهنگ و تمدن موضعی بی تفاوت و ممتنع بر گزید زیرا ثمرات و عوارض آن در همه جا به سراغ ما خواهد آمد حتی از راه های نامریی و ثمرات مثبت یا منفی آن همه را تحت تاثیر قرار می دهد

                                                                                        ۲۰۱۱/۱۱/۱۱

ضرورت غرب شناسی علمی

اکنون سالهاست که غرب شناسی ما بر القائات نادرست و جهت دار منفی و توطئه آمیز استکبار جهانی ،حکومت های وابسته و دست نشانده ، روشنفکران غربزده و برخی تحلیل های یک بعدی دوستان مبتنی است لذا بطور ناخواسته برای جوانان خود از کل غرب و همه سطوح و لایه های آن ،تصویری علمی ، ولی بی دین ، و حتی ضد دین ترسیم کرده ایم  و حال که می بینیم در فضای فرهنگی کشور حضور دین کم رنگ شده با نگرانی از خود می پرسیم چه باید کرد ؟

فقط کافی است رنسانس و روشنفکری غرب را چنان که هست به جوانان خود معرفی کنیم اما ناگفته پیداست که پیش از آن باید خودمان غرب را به درستی شناخته باشیم

تاکید بر شناخت همه جانبه و واقع بینانه ی غرب نه تنها به معنای غفلت از ابعاد سکولاریستی ، مبتذل و استکباری  آن نیست ، بلکه غفلت ازسطوح و لایه های عمیق دینی غرب ،و سکوت در برابر بعد الهی اندیشمندان و دانشمندان بزرگ آن ،خطایی بزرگ می باشد

در پرتو توجه به توسعه ی کمی و کیفی روابط ایران و غرب از عصر صفویه تا امروز ، و توجه به این واقعیت که درجه ی سلامت این روابط ، تابع میزان شناخت ما از غرب است اما از آغاز رابطهتا کنون شناخت کلان جامع و دقیقی از غرب نداشتیم و در نتیجه بیشترین ضربه ها را متحمل شده ایم 

نشناختن غرب ، گاه موجب خودباختگی و غربزدگی و گاه موجب نفی مطلق و غرب گریزی شده است در جالی که هیچ یک از این دوحا لت  می تو  اند به انخاذ موضعی صحیح در برابر غرب منتهی شود

خوشبختانه ، مدتی است غرب انتقادی به عنوان اصل راهنمای رابطه ی صحیح با عرب مطرح می شود اما بدیهی است که در برخورد انتقادی و گزینشی با عرب بدون تکیه بر دانش غرب شناسی ،ممکن نیست . با آنکه ضرورت رویکرد به این دانش ، بدیهی می باشد اما تا کنون در این زمینه به ضورت برنامه ریزی شده و علمی کار نشده است لذا ایجاد مراکز و کرسی های غرب پژوهی از ضرورت هاو الویت های ایران به شمار می روذ و غفلت از آن پیامدهای نامطلوبی برای ما و کل بشریت خواهد داشت

تمدن غرب مانند همه تمدن ها ابعاد گوناگونی دارد ، سطوح آن متفاوت و لایه هایش تو در تو است از آنجا که شناخت اولیه ما از غرب بیشتر از طریق نهاد حکومت و جریان روشنفکری بوده است در نتیجه شناختی بسیار ناقص و حتی نادرست خواهد بود

اراده ی جهانی

 

سی و ششمین کنفرانس عمومی آموزش یونسکو شروع شده  نوشتن گزارش این داستان همه ساله خودش حوصله ای و البته فرصتی می خواهد بله کنفرانس عمومی یونسکو عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری یونسکو است که هر دو سال یکبار با شرکت نمایندگان کشورهای عضو در مقر یونسکو در پاریس تشکیل می‌شود. طی این اجلاس، فعالیت‌های انجام شده کشورها با مشارکت هیئت‌های نمایندگی آنها بررسی و برای اقدام‌های آینده برنامه‌ریزی می‌شود.

کمیسیون ملی یونسکو به عنوان تنها رابط جمهوری اسلامی ایران با یونسکو، وظیفه هماهنگی و اجرای طرح‌ها و برنامه‌های یونسکو با مشارکت نهادهای ملی و انعکاس دیدگاه‌ها و نظرات کشورمان به آن را بر عهده دارد.

سی‌وششمین کنفرانس عمومی یونسکو از اول تا بیستم آبان سال جاری در پاریس برگزار می‌شود. 15 قطعنامه از طرف کشورمان به یونسکو ارسال شده است. برای طرح این قطعنامه‌ها نمایندگانی از کشورمان از جمله دبیرکل و رؤسای گروه‌های تخصصی کمیسیون ملی یونسکو و نمایندگانی از سازمان‌های مرتبط با فعالیت یونسکو و کمیسیون در این کنفرانس شرکت می کنند.

 در نشست یونسکو موضوع عضویت فلسطین در سازمان تربیتی  علمی و فرهنگی ملل متحد با اکثریت ۱۰۷رای مثبت و۱۴ رای منفی از جمله امریکا و جریان صهیونیستی به تصویب رسید که این موضوع خشم نمایند ه امریکا را در پی داشت و بلا فاصله گویا از قبل آماده بود اعلام کرد که آمریکا پرداخت حق عضویت خود به یونسکو را متوقف خواهد کرد گویا در حال حاضر با پرداخت ۷۰میلیون دلار تامین کننده یک پنجم بودجه یونسکو است

البته این اولین بار نیست که امریکا می کوشد با توسل به اهرم مالی نگرش تحدید گرای خود را به سازمان های بین المللی تحمیل کند چرا که در سال های ۱۹۸۳و۱۹۸۴ با زیر سوال بردن عملکرد یونسکو و متهم ساختن آن به سیاسی شدن و مخالف با اقدامات جریان صهیونستی و همینطور نظم نوین اطلاع رسانی جهانی که در دستورکار یونسکو بود همکاری خود را در ۱۹۸۴قطع کرد و سعی کرد با این کار یونسکو و مدیر کل وقت آن آقای  احمد مختار آمبورا تحت فشار قرار دهد الیته در زمان جناب ریگان هم این داستان تکرار شد و امریکا حق عضویت خود را نپرداخت  و مجددا در زما ن آقای  کلینتون به سازمان یونسکو برگشت  اما این بار هم اگر این داستان تکرار شود گویا حکایت از این می کند که  آمریگا نمی تواند اراده مستقل جهانی را تحمل کند به همین دلیل ممکن است به سیاست یک جانبه گرایی دوباره رو کند

علوم انسانی از نگاه اندیشمند علوم انسانی

جناب آقای رستمی سلام
چند شب پیش در سفر به سا يتتان سری زدم و چند کلمه ای در باره علوم انساني نوشتم. به لطف هواي بد در سفر جنوب بيشتر در خانه هستم و فرصتي است تا کمی به برخی از کارهایی که علاقه دارم  برسم. موضوع علوم انسانی و روش های آن و کاربرد این روش ها در هر فضایی نیازمند بازاندیشي و یا اندیشه کردن در باره رابطه ارزش و روش است. بسیاری از هموطنان ما که شیفته روش های غربيان هستند گمان می کنند که انتقال اين روش ها و کاربست آن در ايران راه گشای ما خواهد بود. من اگر چه کاملا نافی استفاده از روش های غربیان در حوزه علوم انسانی نیستم اما  کاربست غير انتقادي و نسنجیده این روش ها را نادرست می دانم. به نظر من اندیشيدن در باره مبانی فلسفی و مخصوصا انسانسناسی این روشها ضروری است و ما نیز باید به تنقیح مبانی انسانشناسی خود دست زنیم تا امکان بکار گیری اين روش ها ممکن شود. انتقال ماشین و دستگاه تکنیکي شاید ساده باشد که در همین مورد نیز من شک دارم اما انتقال روش هاي غربیان و جدا کردن از ارزش هاي آنان کاری ساده اي نیست و به جهد عالملانه نیازمند است.
از زمانی که نهادها و موسسات تمدنی غرب وارد جامعه ما شد رابطه میان تکنیک و ايدئولوژی به طور جد برای ما مطرح شد. نخستین اصلاح طلبان ما همچون اسد آبادي گمان می کردند که با آوردن تکنولوژي غرب می توانند سد راه ایدئولوژی غربيان بشوند و این ساده انگاری همچنان دامن گير بسیاري از بزرگان ماست. البته سخن مرا نياید حمل بر نفي و کنار زدن غربیان دانست و مرا با غرب ستيزان حرفه ای کاری نیست اما انديشيدن جدی در اين رابطه زمینه طرح درست مسئله است.( در نوشته تازه ای به زبان فرانسه در این مورد سخن گفته ام) ميان غرب گرايی و غرب ستیزی میان شيفتگی و نفی باید در جستجوی يافتن راهی برای طرح درست مبانی علوم انسانی بود و با شعارهای سیاسي و دستورالعمل دولتی و با شعارهای خيابانی گره اي از کار فروبسته ما گشوده نخواهد شد و من می ترسم که دوباره به خواب رویم و همچون اصحاب کهف زمانی که بیدار شويم نه حرف ما را کسی بفهمد و نه پول و سرمایه ما در بازار قابل عرضه باشد.
از اینکه سرتان را درد آوردم معذرت می خواهم و پنهان نکنم خوشحالي خودم را از آشنايی با شما و هم صحبتی اتان هر چند گرفتاری های بیشمار اجازه استفاده بیشتر از شما را ناممکن کرده است
به اميد دیدار و به خانواده سلام برسانيدمحسن متقی

باز هم علوم انسانی

دوری از سیاسی کاری در بازنگری علوم انسانی  به نظر می رسد ضرورتی انکار نا پذیر باشد وقتی رشته های تحصیلی داشته باشیم که دائما تکرار شده و سالها دست نخورده باشند باید نگران دانشگاه و پیشرفت علمی شد و البته این خاص علوم انسانی نیست بلکه در همه رشته ها مشترک است اما بازنگری در رشته های علوم انسانی از اهمیت بیشتری بر خورداراست دلیلش هم پر واضح است  ارتباط مستقیمی که با نظام فرهنگی جوامع و حوزه ارتباطات دارد

بحث باز نگری از ۳۰سال قبل که سازمان سمت تشکیل شد آنهم توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی  که اساسا رسالتش نظارت بر محتوای کتابهای علوم انسانی بود مطرح است  اما نکته مهم این است که یافته های علوم انسانی یافته ی همه دانشمندان در سراسر جهان است و نباید به این بهانه که از غرب آمده است با آنها بر خورد حذفی داشت  ضمن اینکه بازنگری مستلزم نظریه پردازی است مستلزم نقد صحیح آراء دیگران هم هست  از طرفی نمی توان بطور کلی گفت که نظرات اسلامی مغایر دیدگاه های غربی است  بهر حال علم یک پدیده جهانی ا

آونگ

 

افسوس که در عشق تو نیرنگ کنند
دل را به همین بهانه ها رنگ کنند

سر را ز سر زنده دلان بردارند
از سقف پر از ستاره آونگ کنند

                                                                                        شعر :مرحوم محمد اسدی