اتفاقی خودم نوشته قبلی را امروز برای کسی خواندم به نظرم رسید یک نظر هم بدهم

بیا شهریور پیراهنت ییلاق لک لک ها

صدای جاری گنجشک در خواب مترسک ها

بیا ای امن ای سر سبز ای انبوه عطر آگین

بیا تا تخم بگذارند در دستانت اردک ها

تمام شهر دنبال تواند از بلخ تا زابل

سیاوش ها و رستم ها فریدون ها و بابک ها

تو آن ماهی که معمولا تو را در قاب می گیرند

همیشه شاعرانی مثل من از پشت عینک ها

امروز به اتفاق تعدادی از همکاران خدمت امام جمعه ی محترم رسیدیم ایشان در صحبت کوتاهی به توضیح همت مضاعف و کار پرداخت از ویژگی های ایشان این است که اگر دو کلمه هم حرف بزند قابل استفاده است ...

همه می داند که قوس در عین اینکه به معنی کمان است به معنی ماه آذر هم هست - البته آذر ماه با آذار ماه که حافظ در شعر آورده تفاوت داشته

ابر آذاری بر آمد باد نوروزی وزید

وجه می می خواهم و مطرب که می گوید رسید

شاهدان در جلوه و من شر مسار کیسه ام

بار عشق و مفلسی را هردو می باید کشید-

 و بعد از اینکه ماه ژانویه میلادی شروع می شود اولین چله زمستان که چله بزرگ نام دارد شروع می شود و تا دهم بهمن ادامه دارد - چهل روز - پس از آن چله کوچک  بقول بکرانی ها چله خوردو شروع می شود که بیست روز ادامه داردو اگر از یک بکرانی بپرسی اینکه بیست روز بیشتر نیست می گوید بیست شب هم دارد

زنهار بیندیش زدم سردی قوس

این سخت کمان دو چلّه در پی دارد

اول اسفند که سیه بهار و سرمای پیرزن که به قول پدر بزرگم که می گفت چله خوردو گفته من پیرزن در در چاله کله ( به کسر ک = اجاق) می کشم همان برد العجوز است و بعد از آن نوروز فرا می رسد و همه موجودات مترنم به قول مولانا که

ما ز سرمای زمستان رسته ایم

دل به امید گلستان بسته ایم

قوس به معنی کمان است و هر کمان هم یک چله دارد و آن محل انگشت است بر زه کمان تیر انداز کمان دار تیر را بر چله می نهاد و با دو انگشت زه کمان را تا بنا گوش می کشید و آنگاه رها می کرد پس نیروی خمیدگی کمان آزاد می شد و تیر رها شد بر سینه یا چشم خصم می نشست  نمی دانم چرا حرف به اینجا کشید باشه تا بعد...