مدام تصمیم می گیرم که ننویسم بازبقول خودمان لا مصّب (لا مذهب بخوانید) نمی شود ۲۲بهمن را در راه پیمایی بکران که ۴سال است که راه افتاده شرکت کردیم و ایضا نطق هم ایراد کردیم
هر چند که از روی کریمان خجلیم
غم نیست که پرورده ی این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو بکران جایی
بکران دل عالم است و ما اهل دلیم
یک مصاحبه هم با رادیو پیرامون دستاوردهای انقلاب در تعلیم و تربیت که به نظر من بیشتر در بعد نرم افزاری هست انجام شد
امروز جمعه هم یک سخنرانی از اون سخرانی های خوبم با موضوع رحمه اللعالمین از سمنان که برمی گشتم دیدم در حسین آباد دولاب یک کوزه ساخته اند و آب موتور را از داخل آن هدایت می کردند یادم باشد بقول خیام این کوزه چو من عاشق زاری بوده است...
۱۱نفر در این دو روز تماس گرفتند و هر کدام ۱۰دقیقه با من کار خصوصی داشتند و می پرسیدند کجا ببینمت؟ خب اگر بگم خونه تشریف بیارید که می دونید این ده دقیقه ها دو ساعت است اصلا وقت به همه نمی رسه تازه کی وقت بده ؟ اگر بگم تو خیابان که آواره میشم ! اگر بگم اداره که اداره تعطیل و من هم به تعطیلی احتیاج دارم ! اگر بگم بعدا که ناراحت می شوند تازه خیلی خصوصی است باید منو تنها ببینند... خدایا داد ما بستان
عصر رفتم منزل خواهرم بقول مادرم حرفهای خواهر برادری زدیم و کلی ...ببخشید که از اصل موضوع پرت شدم هر گز گمان نکنید این حر فا تازگی دارد باید یاد آوری کنم که به استناد آن نامه ای که پدر بزرگم می گفت از چاک دیفال (لغت اصل بکرانی) مه رشنی(مه روشن = قلعه باستانی نزدیک بکران)
در آمده دنیا خیلی قدیمی است زیر این آسمان مینایی هیچ چیز تازگی نداردبقول مولا نا
پیشتر از خلقت انگورها
خورده می ها و نموده شورها
به نظر من علت پیشرفت غرب در پیوستگی فرهنگی آن است هر کس یک قدمی بر می دارد نه تنها آن قدم محو نمی شود بلکه دیگران که می آیند یک قدم بر آن می افزایند بدین طریق است که بعد از ۵۰۰سال می بینیم که ۵۰۰قدم در همان راه جلو افتاده اند .ما هزار سال پیش توسط زکریای رازی و جابرابن حیان آزمایش شیمی و پزشکی می کردیم اما این آزمایش ها نه تنها با مرگ آنها متوقف شد بلکه بسیاری از کتاب های آنها چند بار سوخته شد و یا به آب شسته شد یا در صندوق بقول ما رونچ (موریانه ) خوردهیچ کسی سطری بر آن نیفزود یا آزمایشی را تکرار نکرد هزارسال است که ریشه ی شیرین بیان را جوشاندیم اما هیچ وقت از این استفاده نکردیم و کار شیمیایی روی آن انجام ندادیم حال آنکه غربی ها همان آزمایش ساده را مدام تکرا رکردند و امروز ریشه همان گیاه تلخ را وقتی طرود بودم فهمیدم هشت من یک قران از ما می خرند و به اروپا می برند و پس از گرفتن عصاره آن ما را تحریم دارویی می کنند و ما هم می نشینم سخنرانی می کنیم که تمدن غرب رو به اضمحلال است و قرار است فردا صبح منهدم بشود...
سال قبل که متاسفانه من پژوهشگر نمونه استان شده بودم (متاسفانه به این دلیل که آن قدر افراد کار نمی کنند که یک کارمند ساده آموزش و پرورش باید پژوهشگر نمونه بشود) وقتی از خجالت نرفتم که هدیه بگیرم در جلسه همه می گفتند که در مملکت بودجه پژوهش کم است اما خدا می داند این حرفا نیست نمی شود همه بودجه مملکت را داد به چند نفر یا موسسه که کار پژوهشی کنند باید یک قدم یک قدم شروع کرد و به آن افزود باز به قول هم دهاتی های ما راه هزار فرسخی را هم باید با یک قدم شروع کرد.ما اگر روزی چند تا فیلسوف داشتیم یک روز مغ کشی راه انداختیم وبعدش هم جشن گرفتیم اگر کتاب فلسفی داشیم بدست امثال عبدالله بن طاهر شستیم یا بساط آن را لگد کوب اغراض حدوث وقدم و جبر وتفویض کردیم ودعوای معتزلی واشعری و ملحد وقرمطی راه انداختیم و پزشکان جندی شاپور را وادار به مهاجرت به بغداد کردیم و اگر مدارسی داشتیم که فیلسوف و طبیب تربیت می کرد قفسه های کتاب آن را آخور اسبان غزها و ترکمانان شداگر ابن مقفعی داشتیم اعضای بدن او را با قیچی بریدیم ودر تنور انداختیم واگر نظامیه ای ساختیم روزگاری رسید که خلیفه ی از خدا بی خبری «یفرمود تا تمامت فقها را از نظامیه بیرون کردند و به جای آن خربندگان وسواس در آمدند وطویله ی اسبان واستران بزدندومدتی مدرسه ی نظامیه در عین بغداد مربط دواب ومحل کلاب بود»(تجارب السلف صفحه ی۳۲۵)و یک روز فکر کردیم که از خواب برخواستیم که دنیا ۲۰۰سال از ما جلو بود ما هرچه داشتیم نه تنها چیزی نیفزودیم بلکه کاستیم یک روز در همین زمان معاصر دارالفنون یک دانشگاه بزرگ بود ...بگذریم همه چیز کم و کاستی یافت جز یک چیز و آن هم بقول سعدی بنای ظلم بود که در اول اندک بود و هر کس آمد چیزی بر آن افزود تا بدین غایت رسید و هم امروز ما در کوشش و کشش آن هستیم تا از آن ظلمها بکاهیم و بر آ ن کاستی ها افزودگی نهیم این بیت هم ویژه ی جناب رستمیان
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی مانده است و نسترنی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 19:50 توسط حسن رستمی
|