راه میاندشت
پنجشنبه که از آن روزهایی بود که قبلا در وصفش سروده بودم:کسی را چو من روز ایدون مباد...
اما جمعه تا ساعت اول کتاب جناب حاج موسی سعیدی را که وزارت خانه برای ویراستاری به من سپرده است آماده کردم ۸اسفند به امید خدا آماده ی توزیع خواهد شد. بعد می خواستم مقاله ای را که دفتر بین المللی تعلیم وتربیت سفارش داده با موضوع نقاط مشترک آموزش وپرورش ایران و...دیدم ما هیچ نقطه ی اشتراکی نداریم بقول شاعر:
ما و خال او فردیم هر دو در سیه روئی
ماوزلف او جمعیم هر دو در پریشانی ... گذاشتم برای بعد شاید بقول دوستان یک جوری چسباندمش
بعد آماده کردن پاور پوینت کلاس جمعه ی بعد بعدم هم ضمن خدمت مدیران نمی دانم با این همه مدیر چرا ما اوضاعمان اینه البته در جامعه ی ایران زحمت کش ترین طبقات همین مدیران بویژه خانم ها هستند ...کار منزل که تمامی ندارد غرولند شوهر هم که باقی است بدبختی را ببین که به اسم شوهر(البته شو خر) هم صداشان می کنندـچون غرّه شوال که عید رمضان است ـ کار اداره و مدرسه هم که سربار آن است چنان شده که دوران استراحت اینها همان ایام چنان که افتد ودانی است درست مثل درخت خرمادرخت خرما در طرود شنیدم که فقط یک شب در سال استراحت دارد و آن هم همان شبی است که صبح آن خوشه اش را بریده اندوگرنه از صبح روز بعد دوباره گشن گیری شروع می شود البته در کشورهای غربی خانم ها علاوه بر این بیل و کلنگ هم بدست می گیرند من نمی دانم این مساوات و آزادی که غرب بویژه سوسیالیسم به زنان بخشیده است تا چه حد مورد قبول خودشان بوده است چرا که جنس لطیف کم کم مفهوم خودش را از دست داده است به نظر من ضربه ی سنگینی به پیکر هنر و ذوق خواهد خورد ...چه عرض کنم اگر مساوات به عملگی و بنایی و راه میاندشت طی کردن است ...نه نشد
حالا این موضوع میاندشت بماند دیدم اگر تعریف کنم آخرش خوب از کار در نمی آید .اما نکته اینجاست که هزاران سال حکومت دنیا دست مردان بوده وما ده ها قرن دار وندار خود را به مردان سپردیم چطور است که آزمایشی چند صباحی هم کار را به زنان بسپریم چطور است که اصلا نعل وارونه بزنیم -ترکمانا نعل را وارونه زن-شاید نتیجه آزمایش مثبت در آمد
شد عمر و ندیم به میدان گردی
مردیم در آرزوی هم ناوردی
(یادم رفت)
شاید ززنی سر بدر آرد مردی
البته روسا ی دول بزرگ عالم کم کم زن می شوند مثل خانم کومارا تو فگا در سیلان -و خانمی در بنگلادش و ملکه ی انگلیس و آنجیلا مارچل در آلمان یا خانم کوشنر در آرژانتین و خانم شیخ حصینه در بنگلادش خانم پراتیب در راجستان خانم کلینتون در امریکا که کم مانده بود رییس جمهور بشودو قبلی ها مثل تاچرو...بماند
یا همین پادشاه خاتون شاعر که گفته است
من آن زنم که همه کار من نکو کاریست
به زیر مقنعه ی من دو صد کله داریست
جمال طلعت خود را دریغ می دارم
آژ آفتاب که آن هرزه گرد بازاری است...