تراش کن تا دکتر بشی
سو ء هاضمه ی آموزشی
والعصر
فلسفه یا نحو یا طب یا نجوم هندسه یا رمل یا اعداد شوم
علم نبود غیر علم عاشقی مابقی تلبیس ابلیس شقی
آخر فردوسی
نمیرم از این پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام
آخر شاهنامه
به پايان رسانيدم اين داستان بدانسان كه بشنيدم از باستان
اما نه به نظر من آخر شاهنامه هنوز سروده نشده است البته بعضي از قسمت هاي شاهنامه فصل ختام است مثلا آنجا كه به فر فريدون و مقاومت فرانك و همت كاوه و قيام مردم افراد مردم فريب نه ببخشيد ضحاك در غار ابدي تاريخ به ميخ لعنت ابدي آويخته مانده است و افسانه ي عبرت آموز حكومت جهل و جنونش بر صفحه ي روز گاران باقي است و فردوسي حكمت آموز مي سرايد:
بيا تا جهان را به بد نسپريم به كوشش همه دست نيكي بريم
نباشدهمي نيك و بد پايدار همان به كه نيكي بود يادگار
همان گنج و دينارو كاخ بلند نخواهد بدن مر تو را سودمند
سخن ماند از تو همي يادگار سخن را چنين خوار مايه مدار
فريدون فرخ فرشته نبود زمشك و زعنبر سرشته نبود
به دادو دهش يافت آن نيكويي تو دادو دهش كن فريدون تويي
مي تواند آخر شاهنامه باشد....
شاهنامه
واقعیتها
کودک و نوجوان را برای ورود به دنیای واقعی آماده کنید و واقعیتهارا به زبان ساده و در حد فهم کودک ونوجوانن به او بشناسید نه اینکه واقعیتها را کتمان و پنهان کنید
لاف پیغمبری
باز طوفان گرفت ابراهیم
بت من جان گرفت ابراهیم
او در اندیشه ی زمان جاریست
روی لبهای دیگران جاریست
امتحان کن جمال او دیدن
تا تو باشی وبت پرستیدن
من زبان ریز آن پری رویم
هر جه دلخواه اوست می گویم
چه کنم رو به این حرم نکنم
سجده بر پای این صنم نکنم
من چه با این دل فگار کنم
تو که پیغمبری بگو چکار کنم؟؟
سیزده بدر
جوشایی
هیج فصلی خالی از عشق پرستو نیستم
ماسری پر شور داریم و دلی پر ادعا
گر چه حتی لایق غمخواری او نیستم
با دلی پر درد حتی آهمان پنهانی است
اهل شور و شیون و جیغ و هیاهو نیستم
از گل احساسمان یکریز شبنم می چکد
گر چه شیرین کلک وتر گفتار و پر گو نیستم