|
|
|
|
|
داشتم به وقت وفرصت و مناظره و این جور چیزها فکر می کردم ،ذهنم از فرصت رفت به سمت خیابان فرصت در تهران از آنجا هم معطوف شد به خود فرصت شیرازی از آنجا هم به این شعر لطیف فرصت:
زلف ،آشفته دگر تا به سر دوش مکن ای مه ،امروز پریشان ترم از دوش مکن ای سر زلف سیه خاطرم آشفته مساز پیش از این با مه من دست در آغوش مکن گوهر چشم مرا بین و زچشمم مفکن سخن مدعیان را گهر گوش مکن وعده کردی که کشی فرصت خود را روزی فرصت ار یافتی ،این وعده فراموش مکن
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 3:14 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه ۲۶می ، داشتم از فرودگا ه می آمدم با تذکر دوستی متوجه یک تابلوی بزرگ شدم که از افراد برای شرکت در جشن خران دعوت کرده است (The Feast of the Ass) به خودم می گفتم این چه جشنی است؟با مراجعه به ویکی پدیا متوجه شدم این چشن که سابقه۶۰۰ساله دارد ریشه مذهبی و قرون وسطایی دارد. حالا از این حرف بگذریم داشتم به منزل نزدیک می شدم که دیدم جمعیت زیادی راهپیمایی می کنندبعضی از راهپیمایان سوار بر خر حرکت می کردند و پلاکاردهایی با این کلمات در دست داشتند :من خرم که به اولاند رای دادم ،روی یکی از پلاکاردها نوشته شده بود «ما کار میخواهیم نه ازدواج هم جنس گراها ».گویا علت تظاهرات هم امضای لایحه حق ازدواج همجنسگرایان است که هفته گذشته توسط فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه امضا شده است که البته پس از ماه ها بحث و درگیری روی داد چند روز پیش هم یک نفر در اعتراض به همین مساله با تفنگ خودش را در کلیسای نتردام کشت بد نیست بدانید فرانسه اکنون نهمین کشور در اروپا، و چهاردهمین در جهان، است که ازدواج همجنسگرایان را قانونی کرده اند به قول مرحوم کافی بازم بارک الله به خر : مولوی فرماید می شنیدم فحش و خر می راندم رب یسر زیر لب می خواندم هر زمان می گفتم از سوز درون اهد قومی انهم لا یعلمون
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 20:40 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
این سفرنامه شامل چندین سفر به چندین کشور در زمانهای مختلف است اما به دلیل اینکه در شمال اروپا بوده است همه با هم خواهد آمد عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت ایام زندگی همه در درد سر گذشت گویند اینکه عمر سفر کوته است ومن دیدم که عمر من زسفر زودتر گذشت دوباره یاد آوری می کنم نمی گویم آنچه می نویسم واقعیت قطعی است زیرا آنچه نوشته ام همه آنچیزی است که دیده ام و حواس انسان نیز خطا کار است بسا که بسیاری از چیز ها را اشتباه دیده باشم خصوصا که گاهی زدل بود گله گاهی زدیده ام و در هر سفر دل و دیده هردو رو به کاستن است و دوباره تکرارمی کنم در این روزگار مردم فرصت آن را ندارند که همه ی دیده های دیگران را بخوانند البته باز نمودن همه ی آنچه آدمی دیده است هم زمانش سپری شده است حرف ویکتور هو گو را تکرار می کنم که شاید ما ظواهراموررا با حقایقشان اشتباه کنیم شاید سفر تا منتهی الیه اروپا و عمق جزایر قناری و اقیانوس اطلس و اضافه می کنم تا مدار قطبی شمال فی نفسه خودش امروز مهم به نظر بیاید اما کسی که سفر نامه ها خوانده باشد می داند که ابن بطوطه در زمانی به جا هایی پا گذاشت که امروز در عصر اتومبیل ،هواپیما و کشتی هایی که از هتل خیلی راحت تر است نشود رفت طبق معمول بنا به توضیح آنچه می شود در شبکه ی جهانی به راحتی یافت ندارم اما آنچه از رفتار مردم دیده ام خواهم نوشت اما قبلش یاد آوری می کنم چون مطلب را در فرصت های مختلف می نویسم ان شا الله آماده که شد در اختیار دوستان قرار خواهم داد.... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 20:14 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
سازمان ملل متحد در گزارشی بر اهمیت نقش حشرات قابل خوردن در
مقابله با گرسنگی در جهان تاکید کرده است.براساس
این گزارش که توسط سازمان خوار و بار و کشاورزی سازمان ملل متحد تهیه شده حشرات
قابل خوردن میتواند ضمن کمک به افزایش مواد غذایی باعث کاهش آلودگی شود.این نهاد
بین المللی در این گزارش خاطرنشان کرده است که تاکنون بیش از ۲ میلیارد نفر در
جهان تغذیه از حشراتی مثل ملخ، سوسک و مورچه را در رژیم غذایی شان گنجاندهاند....
...تاکنون شمار زیادی از مردم جهان حشرات را در رژیم غذایی خود قرار داده اند، اما استفاده از آنها به عنوان ماده غذایی احتمالا برای بسیاری غربیها شوک آور باشد. ...در این گزارش پیشنهاد شده که صنایع غذایی با قرار دادن حشرات در دستورالعمل های جدید غذایی و اضافه کردن آنها به منوهای رستورانها به کاربرد حشرات در مواد غذایی کمک کنند... این چند سطرمربوط به سرخط اخبار 23/2/1392بی بی سی است ،هنوز من این خبر را خوب پیش خودم حلاجی نکرده بودم که جوان برومند دانشمندی از ایران مهمان من شد یعنی یک روز بعد ازهمین خبر ،با تخصص حشره شناسی که برای فرصت مطالعاتی به فرانسه دعوت شده بود مشغول مطالعه روی رفتار حشرات نتیجه این شد که خبر بالا همینطور در ذهنم خلجان پیدا کند الان چند روز است که هر از گاهی فکر م به حشره خواری مردم در چین ،تایلند و...معطوف می شود حالا حشره خواری یعنی چه ؟یعنی خوردن حشراتی مثل سوسک، زنبور، مورچه، عنکبوت، رطیل، عقرب، کرم پروانه، هزارپا، ملخ، جیرجیرک، تخم مگس، موریانه و امثال اینها. حالا این سازمان مللی که از بس غصه مردم گرسنه دنیا را خورده است بقول دهات ما غم باد گرفته است یکدفعه باز به قول ما خواب نما می شود که: « خوردن حشرات می تواند جهان را نجات دهد!» شما فکر می کنید در این دوره ای که ما داریم توی این دنیا زندگی می کنیم، هیچ لازم هست که سازمان ملل، بفکر نجات جهان با خوردن حشرات باشد چرا مردم همه مثل اروپاییها و آمریکاییها گوشت گاو و گوسفند و ماهی و مرغ و بوقلمون و کبک و تیهو و قرقاول و خاویار و امثال اینها نمی خورند؟ کافی است که فقط به جدول مصرف سرانۀ انواع گوشت در کشورهای دنیا نگاه کنیم تا پیش از صدور اعلامیه نجات جهان از بحران یا کمبود موادّ غذایی، اندک بویی از درداصلی بشریت امروز را استشمام کنیم آمریکا هر نفر 123 کیلو گرم در سال،فرانسه 89 کیلو گرم،آلمان 88 کیلو گرم،تایلند 28 کیلو گرم پاکستان 13کیلو گرم،و هند هر نفر 3 کیلو گرم در سال در مورد ایران هم آنقدر آمار متعدد است که کار من نیست فهمیدنش . یاد کلاس پنجم ابتدایی و شعر سعدی هم بخیر چنان قحط سالي شد اندر دمشق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 1:28 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
گر چه مستيم و خرابيم چو شبهاي دگر
عماد الدین خراسانی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 21:31 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
عرض کنم که من طرفدار آن نظریه هستم که می گوید : روال عالم بر تکامل است بنا براین هر حادثه ای که در دنیا اتفاق می افتد به نظر من بشریت را به تکامل نزدیک می کند اما چیزی که باقی می ماند سرنوشت خلق و آدمیزاد است آنهم در حکومت ها چه دموکراسی چه دیکتاتوری که متاسفانه به نظر این بنده ی بی سواد نتیجه هر دو یکی است . یعنی در هر حال این مردم هستند که سنگها را به پشت حمل می کنند حالایا در دره نیل می ریزند که سد اسوان شود یا روی هم می گذارند که اهرام ثلاثه شود یا کنار هم به قول بکرانی ها چفت می کنند که دیوار چین شود درهر صورت نتیجه این است که چه دموکراتها چه دیکتاتورها این سنگ ها را بر دوش مردم حمل می کنند و قبول هم دارید که سنگ، سنگ است و باز به قول ما برای پای لنگ یا به عبارتی فیلها چه برقصند چه دعوا کنند این سبزها هستند که به قول سعدی لگ کوب می شود آنجا که گوید: بساط سبزه لگد کوب شد به پای نشاط دموکراسی در امریکا هم همین راه معهود را طی می کند سیاه سیاه است در ویتنام و افغانستان هم اگر به داد مردم می رسد این دست و پای مصنوعی است که برای کودکان و زنان این کشور هدیه می فرستد منتهی هدیه به کسانی که در جنگها بر اثر بمب باران ارتش این کشور نقص عضو پیدا کرده اند راستی حقوق بشر چه نعمت بزرگی است و به قول آن نویسنده غربی : چه قدر آسان می تواند آدم برای کل بشر خدمت کند و چه قدر مشکل است که آدمی بتواند برای یک نفر خدمتی انجام دهد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 19:46 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
عرض کنم که اگر بنده معلم نمی شدم احتمالا کشاورز یا باغبان می شدم البته از کتاب فروشی هم بدم نمی آمدپدرم که همیشه روی خوشی به کارمند بودن من نشان نمی دهد به نظرم مثل یک تئوریسین اقتصاد وفیلسوف اجتماعی خوب تشخیص داده بود که روال اقتصاد کشاورزی که در قدیم زیر بنای جامعه بود یک روبنای با ارزشی برای جامعه داشت و آن امکان آزاد بودن و امکان آزاد زیستن بود . آزادی ما از روزی کم شد که گوسفند و زمین و البته آب را دادیم وماهیانه مبلغی گرفتیم تا بتوانیم گوشت یخ زده هلندی یا نیوزلندی را با گندم امریکایی بخریم و بخوریم ، اینکه عرفا و صوفیه دنبال زراعت بودند به دلیل آگاهی به این نکته بود که اشتغال به کشاورزی از جهت فلسفه فکری آدمی را از جبر به اختیار نزدیک می کند یعنی انسان را از دتر می نیسم به اراده نزدیک می کند کسی که زمین زیر کشت دارد تامین آینده دارد و آنکه تامین دارد حرف زور کسی را قبول نمی کند از روزی که پول نفت ما را از زمین جدا کرد قهرمانان تاریخ ما مثل آتنه قهرمان یونان به زمین خوردند همه شدیم جمعی مزد بگیر نوکر دولت و اسیر بودجه در واقع مشروطیت که قرار بود آزادی به ارمغان بیاورد با ایجاد یک نظام اداری نوکر تربیت کن آزادی ما را سلب کرد هرگز غبار خاطر موری نبوده ایم این سلطنت به ملک سلیمان برابر است خواجه عبد الله احرار گفته است : یاران ما همیشه یکی از دو کارا را اختیار کنند یا چیزی از وجه حلال قبول کنند - که این اولی را این بنده سرا پا تقصیر کلا رد می کنم چون خودش عین بندگی است حالا او عبدالله احرار بوده من هم عبدالله بنده - و دوم به زارعت مشغول شوند . شعر مولانا هم لطیف است در زمین بودیم و غافل از زمین غافل از گنجی که بود در وی دفین تخم خدمت در زمین می کاشتیم زان تعلق ما عجب می داشتیم چون سفر فرمود ما را زان مقام تلخ شد ما را از این تحویل کام حکم حق گسترده بهر ما بساط که بگویید از طریق انبساط هر چه آید بر زبانتان بی حذر همچو طفلانه یگانه -با پدر |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 18:40 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
از "شیخ بهایی" پرسیدند : خیلی سخت می گذرد. چه باید کرد ؟شیخ گفت : خودت که می گویی، سخت می گذرد. سخت که نمی ماند ! ـپس خدا را شکر که می گذرد و نمی ماند می خواستم مطلبی در مورد ویکتورهوگو بنویسم نمی دانم چرا با باز کردن ایمیل آقای هراتی با شیخ بهایی شروع کردم به نقل از دکتر اسماعیل آذردر قرن ۱۹، ادبیات اروپا به جایی میرسد که اگر کتابی بهرهای از ادبیات فارسی نبرده بود، مردم کتابش را نمیخواندند ادبیات ما در قرن ۱۹ در اروپا متداول میشود، و چنان تاثیری داردکه ویکتورهوگو میگوید : قلم من ایرانی شده و مرحوم ادوارد براون میگوید :هر جا فارسی میشنوم، گویی سخن مهر و محبت در گوشم زمزمه میشود. ویکتور هوگو در دیوان « شرقیات »که چندین سال پیش از بینوایا ن انتشار یافت، به سخنوران ایران اشاره کرده است. و در بعضی از قطعات آن دیوان، از افکار این شاعران الهام گرفته است ویکتور هوگو عقیده داشت که شاعر دو وظیفه دارد:اولابازتاب دادن عواطف و احساسات جهانی بهوسیلهٔ آشکار ساختن احساسات خودش، و بههم پیوستن صدای نسل بشر، طبیعت، و تاریخ دوم آموزش دادن و راهنمایی کردن خواننده او که معتقد بود:اديان به تدريج از بين مي روند ، اما اين خداست كه باقي مي ماند. اینکه ما فاصله ادبیاتمان را با ادبیات جهان معلوم کنیم مهم است زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور هم یخ می زنیم باید جای درست و دقیق را پیدا کنیم تا بعد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 9:13 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روز قبل به مناسبتی دنبال تاریخ تاسیس مدرسه ایران در فرانسه بودم که فهمیدم به سال تحصیلی ۶۸-۶۷برمی گردد .امروز برای کاری رفته بودم به دانشگاه اینالکو(INALCO)در کتابخانه دنبال کتابی جستجو می کردم به راهنمایی دوستی کتابی را دیدم که نشان می داد در سال ۱۳۱۰مدیر مدرسه فرانسه در ایران از عالی جناب تیمور تاش وزیر دربار تقاضا کرده است که اجازه بدهد ایشان ساختمانی را در ایران برای ادامه کار مدرسه بنا کند حالا تاسیس مدرسه کی بوده ؟ شما بفرمایید!حالا که حرف اینالکو پیش آمد بقول آقا مهراب گوش کن گپ را
این دانشگاه ده هزار دانشجو دارد و ۹۳زبان در این دانشگاه تدریس می شود امیدوارم کسی به من نگوید ۹۳زبان را نام ببر که کارمن نیست البته ۱۵۰نفر هم از این ده هزار نفر فارسی می خوانند در سه مقطع تا دکتری بله شاید همین تعداد کافی باشد چرا چون تاریخ نشان داده است که ۹۵درصد سلاطین ایران از ابتدا تا کنون در دربار خودبه ترکی سخن می راننده اند (حماسه کویر صفحه ۴۵۰به بعد -دقیق نمی دانم چه صفحه ای بود)بقول سعدی کوشش بیهوده است وسمه بر ابروی کور |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 1:45 توسط حسن رستمی
|
|
||
|
|
|
|
|
مولوی در فیه ما فیه آورده است : مرد عاقل مغلوب زن می شودومرد جاهل بر زن غالب می اید. دو روز بعد التحریر: در مورد جمله بالا در این مدت دوستان مطالبی ذکر کردند یا شاید بعضی ها دقایقی اندیشیده باشند ،اما من هنوز نمی دانم منظور جناب مولوی چیست نکته بعدی که باز هم به مناسب روز زن نقل می کنم مطلبی است که از پدرم شنیدم و البته من کمتر تا به حال توانستم منابع حکایات و جملات ایشان را پیدا کنم ایشان می گفتند : در تاریخ (؟)آمده است یک وقت رومیها آمدند پیش بوذرجمهر،پرسیدند :چه چیز در دنیا از همه ی چیزها مهم تر است ؟ او گفت :زن ،مرگ و یک چیز دیگر که الان نمی گویم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 23:30 توسط حسن رستمی
|
|
||